خانه

شب محمد حقوقي

   مجله بخارا  كه پيش از اين شب هايي همچون شب مولانا ، شب ملك الشعراي بهار و شب فريدون مشيري را برگزار كرده ، اينك شصت و دومين شب از شبهاي بخارا را به بزرگداشت محمد حقوقي اختصاص داده است .

     محمد حقوقي هفتاد سالگي را پشت سر گذاشت ، نام حقوقي با شعر ايران بويژه شعر مدرن ايران سالهاست كه گره خورده است . تلسط حقوقي بر ادبيات كلاسيك ايران و آشنايي او با مكتب هاي نقد ادبي غرب در آثار پژوهي حقوقي و سروده هايش منعكس است . بدون ترديد كتابها ، مقالات و سخنراني هاي محمد حقوقي در نقد و تئوريزه كردن قوانين شعر معاصر ايران ماندگار باقي خواهد ماند. او از بنيان گذاران جنگ اصفهان بود كه در كنار ابوالحسن نجفي ، جليل دوستخواه ، هوشنگ گلشيري و احمد ميرعلايي جريان ادبي بسيار متين و قوي و به دور از جار و جنجال هاي رايج ادبي را چندين دهه هدايت مي كرد .

   محمد حقوقي علاوه بر شاعري چندين كتاب در نقد شاعران معاصر ايران منتشر كرده است . و به حق مي توان آثار او را در نقد اشعار احمد شاملو ، مهدي اخوان ثالث ، سيمين بهبهاني ، سهراب سپهري از مهمترين متون نقد ادبي است . هنوز انتخاب او از شاعر معاصر ايران با عنوان « شعر نو از آغاز تا امروز » بعد از گذشت سي و پنج سال متعبرترين آنتولوژي شعر معاصر ايران به شمار مي رود.

   در شب محمد حقوقي قرار است : محمود دولت آبادي ـ مفتون اميني ـ جواد مجابي ـ محمد علي سپانلوـ علي دهباشي ـ عنايت سميعي ، بيتا رهاوي در زمينه هاي گوناگون آثار و شخصيت ادبي محمد حقوقي سخنراني كنند و پيام دكتر جليل دوستخواه نيز كه به همين مناسبت ارسال شده قرائت مي شود . همچنين فيلم مستندي از زندگي وي پخش خواهد شد .

    شب محمد حقوقي با همكاري مجله بخارا ، انتشارات نگاه ، فصل نامه پاپريك و مركز هنر پژوهي نقش جهان در ساعت پنج بعد از ظهر عصر يكشنبه دوازدهم خرداد ماه در تالار نقش جهان واقع در خيابان وليعصر ، ضلع جنوبي پارك ساعي ، پلاك 1101 برگزار مي شود.

 

نوشتا

    شماره ششم ماهنامه‌ي بين‌المللي ادبي و هنري نوشتا منتشر شد. نوشتا به داستان وشعر مي‌پردازد. سردبير نوشتا محمد حسين مدل است وعلي مومني معاون سر دبير. حسين آتش پرور دبير داستان، دبير بخش عربي سهيلا پرستگاري، دبير بخش انگليسي فرامرز سليماني، دبير بخش فرانسه آرش جودكي و مدير هنري بهاةالدين مرشدي استهباني ديگر همكاران اين ماهنامه هستند.

داستان‌هاي اين شماره اين‌هاست:

خانه سومين درس ترس (كاظم رضا)
 حكايت مهندس پور اسداللهِ حاجي (عليمراد فدائي نيا)
 سگ گنده خانه آجر قرمز (هادي كيكاووسي)
 مرغ مينا (محمدرضا بيگي)
 ذكر عزيز (احمد اخلاقي)
 همه، اما به نوبت (نادر ساعي‌ور
 وجمعه بود كه جنّي سرك كشيد ( وحيد حسيني)

 مقاله‌ي «بهار؛ خياباني در زمان» به بررسي زمان در رمان«خيابان بهار آبي بود» رمان برگزيده‌ي ‌انجمن مطالعاتي آثار داستاني متفاوت«واو» نوشته‌ي حسين آتش پرور مي‌پردازد. مقاله‌ي «تاريخ به عنوان ميراث فرخنده يا شوم؟» نوشته‌ي مارتن وان دلدن ترجمه‌ي جواد اسحاقيان درآمدي بر رمان خويشاوندان دور نوشته‌ي كارلوس فوئنتس است .
   شعر‌هاي اين شماره از: يدالله رويائي ، اسماعيل شاهرودي ، فيروزه ميزاني، محمدعلي سپانلو، شهرام بشرا، رامين مكوندي، فرامرز سليماني، علي الفتي، مهري جعفري، ابوالفضل پاشا، حجت صوفي است. چند شعر از گيلويك برگردان به فارسي از آرش جودكي و جوسپه اونگاراتي برگردان فرامرز سليماني و احمد مطر شعر گفت‌وگوي درها با برگردان سهيلا پرستگاري ديگر شعرهاي اين شماره است.
   « تصوير» و «هيجاني كه شعرش مي‌ناميم» دو مقاله از پير روردي نيز برگردان آرش جودكي است. نوشتا را مي‌توانيد از كتاب‌فروشي‌هاي معتبر تهران و شهرستان‌ها تهيه كنيد.

زن آزاری در قصه ها و تاریخ
 

کتاب زن‌آزاری در قصه‌ها و تاریخ یک اثر پزوهشی به‌قلم شکوفه تقی است که به‌وسیله‌ی نشر باران در استکهلم چاپ و منتشر شده است.
تاریخ، قصه‌های عامیانه، آداب و رسوم اجتماعی و باورهای مذهبی نشان می‌دهند که زن همواره با خشونت مورد تحقیر و آزار قرار گرفته است.
تاریخ می‌گوید زنان در بسیاری از نقاط جهان به‌جرم زن به‌دنیا آمدن، زنده به‌گور شده‌اند. تاریخ مجازات‌های مذهبی و اجتماعی می‌گوید اگر مردی از زنش، دخترش، مادرش و خواهرش کوچک‌ترین خلافی ببیند یا بشنود که احتمالا جنبه‌ی جنسی داشته باشد، مرد اجازه دارد زن را مثله کند، بی‌آن‌که مجازاتی برایش وجود داشته باشد.
قصه‌های عامیانه می‌گوید اگر زنی نازا بوده یا برای مرد فرزند پسر نمی‌آورده، مرد اجازه داشته او را نیمه‌شب در سرما و تاریکی از خانه بیرون یا در سیاه‌چالی زندانی کند. زن تنها روزی از آن گور دست‌ساز بیرون می‌آمده که مردی دیگر به‌طور مثال پسرش به عرصه‌ی وجود می‌رسیده و وسیله‌ی خلاصی او را فراهم می‌کرده است.
آداب و رسوم نشان می‌دهند که در مراسم عروسی، مرد، زن را تحت عنوان مهریه و یا شیربها می‌خریده و هنوز هم می‌خرد. همان آداب و رسوم در نقطه‌ای از جهان می‌گوید مرد باید با چوب بر سر عروسش بکوبد و یا به بالای بام برود تا زن از زیر پایش رد شود.
قوانین اجتماعی و مذهبی در بعضی جوامع می‌گوید زن برای برآورد نیاز جنسی مرد هر چقدر هم کودک باشد، رسیده و بالغ محسوب می‌شود و برای برخورداری از حقوق مالی و سایر حقوق انسانی، هرچقدر هم توانا و خردمند باشد، هنوز ناقص‌العقل به‌حساب می‌آید.
در بسیاری از متون مذهبی در تاكید بر دو اصل در رابطه با زنان اتفاق نظر وجود دارد: یك، زن بالقوه دارای نیروی جنسی مخرب و شیطانی است و دو: فاقد قوه‌ی عقلانی است. به‌همین دلیل است كه در اغلب متون سفارش می‌شود كه مرد می‌بایست امكان هشیاری قدرت جنسی را در زن چنان تحقیر و لگدكوب كند كه این نیرو در زن مجال سربلند كردن نیابد و دیگر این‌که بهدلیل فقدان عقل و امكان گول خوردن، او را دائم زیر سلطه و نفوذ خود داشته باشد.
به‌عقیده‌ی شکوفه تقی، «پشت هر خشونتی که ابراز می‌شود ترسی درونی و پشت هر تحقیری که به‌کسی روا داشته می‌شود حسادت و احساس خودکم‌بینی نهفته است و اگر تاریخ بشر پر از خشونت و تحقیر نسبت به‌زن است در واقع گواه ترس مردها از زن‌ها و احساس خودکم‌بینی‌شان در برابر زنان است.»
در این کتاب تاکید می‌شود آن‌چه از دید قوانین مذهبی و اجتماعی پاره‌ای جوامع، درباره‌ی زنان، ضد ارزش و کفرآمیز به‌شمار می‌آمده، در دوره‌ای دیگر تبدیل به باوری قدسی شده است. تنها بازی قدرت و تلقی مردانه از آن بوده که قدسی را به شیطانی و به عکس بدل کرده است.
کتاب زن‌آزاری در قصه‌ها و تاریخ، نه‌تنها به‌سابقه‌ی این دیوانگاری در قصه ها، تاریخ، متون مذهبی، آداب و رسوم می‌پردازد بلکه علل آن را نیز مورد بررسی قرار می‌دهد. هم‌چنین می‌کوشد نشان دهد ضعف مردان در رابطه با تسلط بر قوای جنسی سبب خداانگاری خود و دیوانگاری زن شده است.
نویسنده کتاب را در دو بخش تنظیم کرده است. هدف بخش اول که در هشت فصل تنظیم شده این است که سابقه‌ی بیماری زن‌آزاری را نشان دهد و دلایل تاریخی و اجتماعی آن را ریشه‌یابی کند. نگارنده در فصول اول و دوم به حقوقی که جامعه و قانون تحت عنوان صاحب نخستین دختر به‌مرد سپرده است می‌پردازد و عواقب تخطی از آن و یا تجاوز به آن را شرح می‌دهد. هم‌چنین می‌کوشد نشان دهد چگونه متون مذهبی در کنار فرهنگ شفاهی آن مجازات‌ها را توجیه می‌کنند. در فصل سوم در مورد باکره‌گی و دلایل اهمیت آن از دید مردان بحث می‌شود.
فصل چهارم به‌قاعدگی و ارتباط آن با دیوانگاری زن اختصاص دارد. در این فصل مطرح می‌شود که چگونه و چرا یک نماد واحد در رابطه با زنان در یک دوره، رمزی قدسی و در زمانی دیگر به‌رمزی شیطانی مبدل شده است.
موضوع فصل پنجم، هشیاری جنسی زن و عواقب و مجازات‌های مربوط به آن است. هم‌چنین نشان داده می‌شود نماد مار در ارتباط با مرد صورتی قدسی و در رابطه با زن تصویری شیطانی پیدا می‌کند. نگارنده در فصل ششم نه تنها شکار و دزدیدن زنان را به عنوان یک رسم بررسی می‌کند که به‌ریشه‌یابی آن می‌پردازد. ضمن آن‌که سعی می‌کند نشان ‌دهد بین نحوه‌ی امرار معاش و برخورد مالکانه با زن ارتباطی مستقیم وجود دارد.
هدف فصل هفتم نشان دادن تأثیر فقه و متون مذهبی بر فرهنگ شفاهی است. هم‌چنین نشان داده می‌شود که وجود تاریخی زنان نامی یا مادران درستکار انکار شده تا بتوان زنان را موجوداتی احمق و خیانتکار معرفی کرد و به این ترتیب در اعمال تسلط بر ایشان تمهید کم‌تری به‌کار برد.
موضوع فصل هشتم، رفتار عرف جامعه به‌صورت عام و رفتار شوهر به‌صورت خاص با زن در رابطه با باروری و فرزندآوری است.
بخش دوم این دفتر به پنج فصل تقسیم می‌شود و موضوع آن نشان دادن توانایی‌های زنان است که در تاریخ و قصه‌ها گاه بسیار بی اهمیت قلمداد شده و گاه کاملاً انکار شده است.
فصل اول از بخش دوم به زنان و حکومت اختصاص دارد. این فصل به‌حضور زنان در تاریخ، اسطوره و قصه‌های ایرانی و انتظار مردان می‌پردازد. موضوع فصل دوم زنان روحانی یا حتی جادوگر است که علی‌رغم توانایی‌های فراوان گمنام مانده‌اند. فصل سوم به زنان سپاهی‌ای می‌پردازد که در لباس مردان خدمت ‌می‌کرده‌اند. فصل چهارم به‌زنان و هنر اختصاص دارد. این فصل به زنان معروف و گمنامی می‌پردازد که با هنرشان حضوری در قصه‌ها یا فرهنگ شفاهی ندارند اما در تاریخ و سفرنامه‌ها به وجودشان اشاره شده است.
موضوع فصل پنجم زنانی است که از راه جاسوسی و تن فروشی امرار معاش می‌کرده‌اند. از آن جمله‌اند پیرزنان جاسوس و دلاله‌گان.
کتاب را می‌توانید از کتابفروشی‌های محل زندگی خود و یا از طریق نشر باران در سوئد تهیه کنید.

شكوفه‮ ‬تقی
نشر باران ، سوئد
چاپ اول 2008/ 1386
شابک: 2-15-85463-91-978
Info@baran.st
www.baran.st

در چند مجلد؛ يادداشت‌ها و نامه‌هاي جمال‌زاده براي اولين بار منتشر مي‌شود

مجلداتي از کتابهاي آماده شده بنياد محمدعلي جمال زاده شامل يادداشتها، نامه ها و مقالات اين داستان‌نويس به زودي منتشر خواهد شد.

به گزارش خبرنگار مهر، علي دهباشي نماينده هيئت امناي بنياد محمدعلي جمال زاده از انتشار تعدادي از آثار مرتبط با اين نويسنده تا پايان سال خبر داد.

به گفته وي، مجموعه يادداشتها، نامه ها و مقالات محمدعلي جمال زاده به زودي براي اولين بار و به کوشش وي منتشر مي شود. نامه ها شامل شش جلد است و يادداشتها و مقالات نيز در مجلداتي جداگانه عرضه خواهد شد.

جلد اول يادداشتها توسط سوسن اصيلي آماده مي شود. جلد ديگري از يادداشتهاي جمال زاده درباره موضوعات ادبي و تاريخي و برگرفته از مقالات وي در دوران فعاليت در روزنامه کاوه است که جمال زاده طي آن دوران با نام مستعار "شاهرخ" مقالاتي را منتشر مي کرد. همچنين مقالات تاريخي او درباب مسائل تاريخي در مجلدي جداگانه آماده انتشار مي شود. علي دهباشي علاوه بر اين دو کتاب، مقالات ادبي پدر داستان نويسي ايران را نيز (شامل نقدهاي او بر آثاري چون کليدر، سووشون، مدير مدرسه، بوف کور، تنگسير و...) در دست انتشار دارد.

جلد اول يادداشتها و همچنين سه جلد از نامه ها تا پايان سال منتشر مي شود. ضمن اينکه مجلد مربوط به مقالات دوران روزنامه کاوه نيز هم اينک آماده انتشار است. علي دهباشي در سالهاي اخير ويراستار منتخب هيئت امناي بنياد مربوطه براي چاپ آثار جمال زاده بوده که تاکنون 14 جلد از کتابهاي وي را منتشر کرده است.

محمدعلي جمال زاده در سال 1274 شمسي در اصفهان به دنيا آمد. وي فرزند سيد جمال‌الدين واعظ اصفهاني بود. او نخستين مجموعه داستان‌هاي کوتاه ايراني را تحت عنوان "يکي بود يکي نبود" در سال 1300 در برلين منتشر کرد که به همين دليل وي را آغازگر سبک واقع‌گرايي در نثر معاصر فارسي و نيز پدر داستان کوتاه ايراني مي‌دانند.

 امانت داري و اخلاق مداري

استفاده از اين خبر فقط با ذکر منبع " خبرگزاري مهر " مجاز است.

بانوی من، قمری من

نویسنده: رولد دال
برگردان: شهلا طهماسبی
مجموعه داستان کوتاه
چاپ اول 1384
نشر مرکز

رولد دال نویسندة نروژی تبار، که در سال 1916 در انگلستان به دنیا آمده و در جنگ جهانی دوم در نیروی هوایی انگلستان خدمت کرده است، به سال 1942 در واشنگتن نوشتن را شروع میکند. اولین مجموعه داستان کوتاه او شامل دوازده داستان کوتاه و بر اساس تجربیات جنگی او است. بعدها تلویزیون انگلستان بعضی از داستانهای او را با نام داستانهای غیرمنتظره به فیلم در میآورد. او یکی از موفقترین نویسندگان کتابهای کودک و نوجوان هم هست و نشریة تایمز در بارة داستانهای او نوشته:« داستانهای رولد دال در آینده از جملة آثار کلاسیک خواهند شد.»

مجموعه داستان بانوی من، قمری من شامل پانزده داستان کوتاه از این نویسندة است که به سبک و سیاق خاص خود او نوشته شده. آنچه که در این داستانها بیش از هرچیز نظرگیر است پایان غیرمنتظره و پرداخت خاص آنهاست. تعلیق موجود در هریک از آنها مانع از آن میشود که خواننده تا پایان هر داستان کتاب را، ولو برای لحظهای، زمین بگذارد. خواندن این کتاب را هم به خوانندگانی که در پی لذت خواندن هستند توصیه میکنیم و هم به آنهایی که در پی سبک وسیاق متفاوتی در نوشتناند و هم به همة خوانندگانی که ناباکوف آنهاراخوانندگان«خوب» مینامد.

رولد دال در نوامبر 1990 در هفتادوچهار سالگی درگذشت.

گاهي مرا به نام کوچکم بخوان
علي صالحي بافقي

نشر نگيما
سال انتشار: 1385
قيمت: 1000 تومان
56 صفحه
شورش
مهرانگیز کار
چاپ نخست 2006
نشر باران، سوئد

شابک: 6-08-85463-91
کتاب شورش، روایتی زنانه از انقلاب، نوشته‌ی مهرانگیز کار به همت نشر باران منتشر شد.
شورش، در قالب خاطره تنظیم شده است و آن را زنی تعریف می‌کند که نام ندارد. مهرانگیز کار در پیشگفتار کتاب نوشته است: «او هم‌سرنوشت، هم‌نسل، دوست و همسایه‌ام بوده است. هر دو در فضای حیاتی واحدی زیسته‌ایم. چه بسا او هم‌زاد من است.»
به عقیده‌ی او، دختری که در فاصله‌ی سال‌های 57-1332 از خودش و میهنش سخن می‌گوید، «می‌تواند افرادی از نسل‌های زنانی را که در این فاصله زمانی بالغ و کارآمد شده‌اند نمایندگی کند.»
کتاب شورش در دو فصل تدوین شده است. در جلد اول، این دختر، در اهواز و در یک خانواده‌ی پر جمعیت پرورش یافته و از خود سخن می‌گوید و از دیگرانی که در شهر و مدرسه و خانواده احاطه‌اش کرده‌اند.
مهرانگیز کار می‌گوید که این روایت در بخش خانگی شخصی و خانوادگی هیچ ربطی به من ندارد اما در بخش اجتماعی و سیاسی در بیش‌تر موارد با راوی، هم ریشه و هم تبار و هم داستانم.
در فصل اول شورش به سال‌های بعد از کودتای 1332 پرداخته می‌شود. نویسنده در اینباره می‌گوید: «در آن دوره برخی عوامل تجددگرا اعم از دولتی و غیر دولتی، عصیان‌های دختران خانواده‌های سنتی را به سوی سوادآموزی و فعالیت‌های اجتماعی هدایت می‌کردند و شیوه‌ها را به گونه‌ای برمی‌گزیدند تا حساسیت‌های مذهبی و اخلاقی خانواده‌ها جریحه‌دار نشود. با این وصف تلاش برای کمک‌رسانی به این دختران در بیش‌تر موارد با واکنش اعتراضی خانواده‌ها روبه‌رو می‌شد.»
به عقیده‌ی وی «شورش‌های خانگی زنان پراکنده بوده و در جامعه‌ی درگیر با فقر و بی‌سوادی و اختناق سیاسی به هم نپیوسته است. هرگاه ایران وارد یک دوران از تحول و جهش سیاسی شده، این شورش‌ها پوسته‌ی خود را شکافته و بیرون زده است. مثلاً جنش تنباکو به تبعیت از یک روحانی در خانه‌ی شاه قاجار شکل زنانه به خود گرفت. جنبش باب و بهائیت به همت قره‌العین با ویژگی‌های زنانه در تاریخ تحولات ایران به ثبت رسید. در انقلاب مشروطیت شورش‌های خانگی زنان تا حدود معینی که مجاز بود رنگ سیاسی و عدالت‌خواهی به خود گرفت. اما حضور زنان در رویدادهای مشروطه‌خواهی با وجود نرخ 90 درصدی بی‌سوادی که 10 درصد با سواد هم اغلب مرد بودند، از ظرفیت کافی برخوردار نبود و جامعه برای تحمل زنان در حرکت‌های وسیع اعتراضی چندان آمادگی نداشت.»
به عقیده‌ی وی، شورش‌های زنانه در یکصد و پنجاه سال اخیر، مناسبات خانوادگی را در ایران متلاطم ساخته و هر چند در خفا صورت‌بندی شده، همواره در هر فرصتی که دست داده خود را در جای دیگری غیر از خانه تعریف کرده است.
مهرانگیز کار، راوی این کتاب را گزارشگر آرزوهای بربادرفته‌ای می‌داند که به سودایش بارها قد راست کرده و بارها کمر خم کرده است.
او در مقدمه کتاب نوشته است: «او همان است که در شناسنامه‌اش جنبش تنباکو به ثبت رسیده و در یک لحظه‌ی سرنوشت‌ساز تاریخی به پیروی از یک روحانی، قلیان‌ها را در خانه‌ی شاه قاجار شکسته است. شاید امید داشته تا تقدیر زنانه‌اش را تغییر بدهد.
او همان است که در شناسنامه‌اش نام قرةالعین ثبت شده است. در دامان چنان مادری آموخته است که می‌توان در تاریک‌ترین ادوار تاریخی، با مردان هم‌سرنوشت چهره به چهره و روبه‌رو نشست و برخاست کرد.
او همان است که قمرالملوک وزیری را پشت سر دارد و می‌داند اگر بخواهد می‌تواند در محاصره‌ی دشمنان زنانگی و هنر، پرده‌نشینی را ادامه دهد، اما آواز دلنشین و جاودانه‌اش را به‌گوش همگان برساند.
او همان است که انقلاب مشروطه را پشت سر دارد و فراموش نکرده است مشروطه‌خواهان در مجلس برآمده از انقلاب، چگونه او را در جای مجانین و صغار از حق رأی و نمایندگی محروم ساختند.
او همان است که با انقلاب سفید شاهانه از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۷ زیسته است و حق رأی و برخی اصلاحات قانونی به‌صورت عطایای ملوکانه به او اهدا شده است. هنوز که هنوز است بابت این عطایا از سوی تمام مخالفان دینی، روشنفکری و ملی شاه سرزنش می‌شود.
او همان است که ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ را شاهد بوده و می‌داند یکی از مهم‌ترین ریشه‌های این واقعه‌ی خونین حق رأی اعطایی ملوکانه به زنان بوده است. اقدام شاه خون روحانیون را به‌جوش آورده تا جایی که سینه در برابر گلوله‌های سرکوب سپر کرده‌اند.»
زن، در بحران ملی شدن نفت، کودک است و تازه بعد از آن بالغ می‌شود. او به‌خاطر می‌آورد در آن دوران زنانی برای تقویت نهضت، خود را زیر تانک سرکوبگران انداختند و عمده جمعیت زنان ایران با هدف تقویت بنیه‌ی اقتصادی کشور، به دکترمحمد مصدق که توزیع و خرید اوراق قرضه‌ی ملی را طرح کرده بود از هر سو یاری رساندند.
راوی به محض رسیدن به بلوغ جسمی با مدعیان خانگی نبرد کرده، با موانع اجتماعی پنجه در پنجه افکنده تا سرانجام جوان شده و خود را به چشمه‌های زلال بالندگی رسانده است. در آن‌جا با انواع پیدا و پنهان سنت‌های مردسالارانه که حضور زنانه‌اش را تاب نمی‌آورند آشنا می‌شود. او این سنت‌ها را نه فقط در بافت ذهنی دینداران، که در ذهنیت پرتکاپوی روشنفکران هم‌عصر خود کشف می‌کند و از آن صدمه می‌خورد.
او در سال 1357 به صفوف انقلاب می‌پیوندد و به هر سوراخی سرمی‌کشد تا - به قول نویسنده- جلوه‌های گوناگون تحجرگرایی را بشناسد، اما هرگز فرصتی به دست نمی‌آورد تا نقشی به دلخواه ایفا کند.
نویسنده توضیح داده است: «او هر که هست، آگاهانه می‌خواهد تاریخ مذکر را با گوهر زنانه بیاراید. می‌شود از او که بسیار کج و معوج حرکت کرده انتقاد کرد. می‌شود او را بر کرسی اتهام نشاند، اما نمی‌شود انکار کرد که او سال‌هایی از تاریخ انقلاب اسلامی را با تمام وجود زیسته است و نگاه زنانه و پر تشویش خود را در تاریخ‌نویسی بعد از انقلاب دخالت داده است.»

راوی بی نام کتاب «شورش»، در فصل دوم، از سال‌های پس از انقلاب، می‌گوید. به عقیده‌ی کار انقلاب 1357، رویدادی است با منشا و مبنای زنانه که جنسیت در آن مثل الماس می‌درخشد. هرچند کمتر به ماهیت زنانه‌اش پرداخته‌اند. نگاه زنانه در تاریخ‌نویسی ایران از سال 1357 به بعد است که بر نگاه مردانه افزوده خواهد شد و تاریخ مذکر بی‌گمان تبدیل به تاریخ دوجنسی می‌شود.
کتاب شورش و کتاب‌های دیگر نشر باران را از کتابفروشی‌های محل زندگی خود به‌خواهید و یا مستقیما از نشر باران خریداری کنید.
info@baran.st
www.baran.st
وزارت نظارت
کامران جمالی
نشر باران

وزارت نظارت نوشته ، شاعر، نویسنده و مترجم به تازگی توسط نشر باران در سوئد چاپ و منتشر شده است.
«وزارت نظارت»، رماني علمي- تخيلي درباره‌ي شبيه‌سازي است كه در ايران مجوز انتشار نگرفته و به همین دلیل در خارج از کشور منتشر شده است.
راوی کتاب که خود با لقاح مصنوعی به وجود آمده، با افراد دارای «پدر و مادر طبیعی»، دارای مرزکشی‌های ذهنی و روحی است.
کتاب این گونه آغاز می‌شود: «صف امروز به طول و عرض صف هفته‌ی پیش نیست. «سازمان امداد در جهت خودکشی شهروندان خسته»، هفته‌ی پیش بسیار پرکار، بلکه فعال مایشاء بود. البته گزارشگران صاحب پدر و مادر به‌شدت اعتراض کردند- و این اعتراض به نظر من اغراق‌آمیز است- به این که سازمان یاد شده نه امدادگر، که مشوق افراد صاحب پدر و مادر است (تعداد این افراد در شهر ما 42 میلیون نفر است) برای خودکشی، با این هدف که سکنه‌ی فاقد پدر- منظور 5/3 میلیون نفر است- در ائتلاف با نفوس فاقد پدر و مادر-جمع 5/1 میلیون نفری- در طول زمان به اکثریت در میان شهروندان دست یابند. شش روز پیش در این محله 240 هزار نفر و در تمام شهر 251 هزار نفر- و در میان‌شان 543 فرد فاقد پدر و 41 فرد فاقد پدر و مادر- با به کارگیری رهنمودهای «سازمان امداد در جهت خودکشی شهروندان خسته» داوطلبانه به زندگی خود پایان دادند.»
این کتاب، در 130 صفحه و 12 بخش با عناوین «تامین آتیه»، «وزارت نظارت بر ترددهای مجاز ذر اماکن شهر»، «نامه‌ی سرگشاده»، «نماینده‌ی پارلمان»، «رویان‌شناس»، «جوانان فرهیخته‌ی شهر»، «سالخوردگی»، «عقرب‌کشی»، «گره‌ی روز نامنتظر»، «واپسین کریسمس قرن»، «تیک‌ی بدون تاک» و «گزارش پساماهواره‌ای فراسیاره‌ای از کره‌ی مریخ» تنظیم و نوشته شده است.
كامران جمالي متولد 1331 تهران است. از او تا به حال مجموعه اشعار «واحه‌ای سرخ در صحاری زرد»، «مرغ نیما»، «در انجماد پس از زمهریر» و «و کلاغی و بیانی و برف» منتشر شده است.
از این شاعر و نویسنده، هم‌چنین در حوزه‌ی پژوهش کتاب‌های «فردوسی و هومر، تحقیقی در حوزه‌ی ادبیات تطبیقی» و «جادوی شعر در کلام نهفته است» تا به امروز روانه بازار کتاب شده است.
کتاب را از کتابفروشی‌های محل خود بخواهید و یا می‌توانید آن‌را از طریق نشر باران تهیه کنید
info@baran.st
www.baran.st
اعتراف‌نامه‌ی دختران بد
لیلا فرجامی
نشر باران

اعتراف‌نامه‌ی دختران بد، عنوان مجموعه شعری از لیلا فرجامی است که به تازگی توسط نشر باران در سوئد منتشر شده است.
این مجموعه شعر که شامل 60 قطعه شعر است این‌گونه آغاز می‌شود: «تنه‌ها می‌افتند و برایت مهم نیست/ جنگل‌ها می‌سوزند و برایت مهم نیست/ مادرت می‌رود و شیرینی پستان‌هایش را به بخارهای خیابانی خلوت می‌سپاری که نیمه شب/ پر از صدای جنین‌هاییست که از پشت بام آسمان/ بی‌اختیار به خرابه‌های درندشت شهرت می‌افتند./ پدرت می‌میرد و شانه‌ی پر از موهای سفیدش را در جیب پشت شلوارت می‌گذاری/ و دندان‌های زرد مصنوعی‌اش را در لثه‌های زخم خاک چال می‌کنی/ سوت می‌زنی/ می‌خوانیم/ سوت می‌زنی/ می‌بوسیم/ برایمان مهم نیست...
برایمان مهم نیست که امام غایب وقتی که بچه‌ها با کتاب‌ها و دفترها و تخته‌ها و خط‌کش‌ها در کلاس‌هاشان می‌سوختند،/ ظهور نکرد.../ وقتی که قربانیان چوبی‌اش به گرد میدان‌های مین چرخیدند و ذغال شدند/ ظهور نکرد.../ برایمان مهم نیست اگر دیگر گیلاس را با هسته‌هایش غورت ندهیم/ اگر بایستیم و در زیر بارانی ولرم/ مثل دو سایه‌ی تاریک عشق‌بازی کنیم و من/ لبریز از نطفه‌هایی شوم که تو را می‌شناسند،/ نه،/ برایمان مهم نیست.
ما هرگز آدم نخواهیم شد/ پس بیا شپش‌های خوبی باشیم/ شپش‌های مهربان موهای یتیم دختری در مزار شریف/ که دیگر نه شانه‌ای خواهد داشت یا دستی،/ بیا شپش‌های خوبی باشیم،/ معمای بودا شدن این است:/ «آنگاه که سلاحی به درون داری/ چگونه/ خدایی خواهی داشت؟»
اشعار فرجامی، تا به امروز به زبان‌های انگلیسی، فرانسه، سوئدی و ترکی ترجمه و چاپ شده‌اند. نخستین مجموعه شعر او در سال 1379 با عنوان هفت دریا شبنمی توسط نشر روزگار در ایران منتشر شده است.
لیلا فرجامی متولد تهران و ساکن کالیفرنیای جنوبی است. او حدود 8 سال است که به روان‌درمانی، هنر‌درمانی و بازی‌درمانی اطفال آسیب دیده و معلولین می‌پردازد.
info@baran.st
www.baran.st

کي ما را داد به باخت
فرهاد کشوري
نشر نيلوفر
چاپ اول زمستان 1384

از اين نويسنده قبلاً رمان«شب موسي» و مجموعه داستان«دايره‌ها» را خوانده‌ايم. براي آشنايي بيشتر با نثر و فضاي رمان« کي ما را داد به باخت»، چند سطري از صفحه‌هاي 20 و 21 آن را برگزيده‌ايم:
بابام گفت:«تو فکر مي‌کني من دلم نمي‌سوزه؟ دلم کبابه. چه کنم؟ نه مي‌تونه سواره بيا، نه هم پياده. اين‌جا مي‌گذاريمش تو خرفت‌خونه. آدم هست که غذا و آبش بده. آخر تابستون ميايم و دوباره مياريمش پيش خودمون. خستگي راه را هم نداره. از دست جونور درامونه.»
مادرم آه کشيد. حتماً جلو خودش را گرفته بود والا زده بود زير گريه.
بابام گفت:« من هم ناراحتم، از پستونش شير خوردم. تو يک راهي بگذار جلوم...»
اين رمان به مسايل ايل، مهاجرت ايل نشين‌ها ومشکلاتي که به هنگام زندگي در حاشية شهر براي آن‌ها پيش مي‌آيد مي پردازد. رمان نود و پنج صفحه‌اي «کي ما را داد به باخت» در سال 1374 نوشته شده است و استفاده از زبان محاوره در گفت‌وگو‌ها از ويژگي‌هاي آن است.

مخمل سرخِ رويا
بهروز شيدا
نشر باران، سوئد
چاپ اول 2006

مخمل سرخِ رويا مجموعه‌اي است از هفت جستار. بهروز شيدا در مقدمة اين کتاب زيرِ عنوانِ چند نکته چنين نوشته است:
«شش جستار از هفت جستاري که مي‌خوانيد پيش از اين در نشريه‌هاي گوناگون چاپ شده‌اند: گَردِ اندوه او بر چهرة او: قيصرِ پرتغالِ سلما لاگرلوف از منظرِ نظرية باختين، مخمل سرخ رويا: نگاهي به بچة يک‌شنبة اينگمار برگمان از منظر زيگموند فرويد، قحطیِ صبح چرا است؟: نگاهي به وقتِ تقصيرِ محمدرضا کاتب از چشمِ رولان بارت، زير بارانِ خدايانِ اندوه: نگاهي کوتاه به مده‌آي ائوريپيدس با توجه به نظرية ارسطو در باران به کوششِ بهزاد کشميري‌پور، مسعود مافان، رمزگان‌هاي دوگانة حيراني: تأملي کوتاه بر رسوايي‌ي کوتزي بر مبناي تکه‌هايي از ضد اديپ دلوز و گتاري در مجلة شعر: هنر نويسش به کوششِ پرهام شهرجردي، موجِ مرگ دوست: پيرمرد و درياي ارنست همينگ‌وي در آينة نظرية رمان گئورک لوکاچ، در آرش به کوشش پرويز قليچ‌خاني. برهوت بازي‌ي سفرِ بي‌سودا براي نخستين بار چاپ مي‌شود.
همة اين جُستارها به اين هدف نوشته شده‌اند که‌ تکه‌اي از يک رنگين‌کمان باشند؛ برآمده از خوانشِ هفت رمان از هفت منظر. برمبناي طرح نخستين قرار اين بود که هر هفت رمان از ميان رمان‌هاي غربي برگزيده شوند؛ اما سرانجام آن‌جا که منظر رولان بارت و نورتروپ فراي در کار بود، دو رمان فارسي برگزيده شدند؛ چه تأويلِ زباني‌ي يک رمان تنها در حيطة زبان فارسي براي من ممکن بود. در انتخاب منظرها نيز ترديدها بسيار بود؛ حاصل اين است که مي‌خوانيد: «تماميت» يا تکه‌اي از انديشة نظريه‌پردازاني تا حدِ ممکن دور و درگير.
در سه جُستار «تماميت» انديشة يک نظريه‌پرداز محک بوده است: ميخاييل باختين، رولان بارت، زيگموند فرويد، در سه جُستار يک کتاب: ژيل دلوز و فليکس گتاري، ارسطو، گئورک لوکاچ، در يک جُستار تنها يک جُستار: نورتروپ فراي.
براي اين کتاب نخست نام يک برگ از هزارن برگزيده شده بود، اين نام اما، سرانجام به زيرعنوان انتقال داده شد. حکايت هم‌چنان باقي است: اين کتاب يک برگ است از هزاران؛ رنگين‌کمان کوچکي از بسياران رنگين‌کماني که شايد بر آسمانِ ما نشسته‌اند؛ که خوانش هر اثر تلاشي است براي فهمِ معناي ديگري از قاره‌اي از وجودِ انسان که در هزاران بَرگ سرگردان است.
کتاب فوق را مي‌توانيد از کتاب‌فروشي محل خود و يا از طريق تارنماي نشر باران تهيه کنيد
www.baran.st
Info@baran.st
پنجره‌اي به بيشة اشاره
بهروز شيدا
نشر باران، سوئد
چاپ اول 2006

«پنجره‌اي به بيشة اشاره» مجموعه‌اي است از هشت جستار. بهروز شيدا در مقدمة اين کتاب زير عنوانِ «کوتاه بگويم» چنين نوشته است:
کوتاه بگويم: هفت جستار از هشت جستاري که در اين دفتر مي‌خوانيد، پيش از اين در نشريه‌هاي گوناگون چاپ شده‌اند: خوابِ يک دست که از معرکه بربايدت، پنجره‌اي به بيشة اشاره، يادِ کودکِ دور در ترافيکِ تجدد در ‌آرش، به کوشش پرويز قليچ‌خاني؛ زير گذرِ تيغ وتَن در دوات، به کوشش رضا قاسمي، خوابِ سپيد در قابِ سيا در مجلة شعر در هنر نويسش، به کوشش پرهام شهرجردي؛ سنگيني‌ي حجابِ بي‌معنايي در بررسي کتاب، به کوشش مجيد روشنگر؛ دست‌هاي خستة نويسنده‌گانِ خرابِ کافه‌ها در نامة کانون، به کوشش منصور خاکسار، مجيد نفيسي؛ پردة روياي سلطنتِ انسان براي اولين بار چاپ مي‌شود.
خواب يک دست که از معرکه بربايدت نيم‌نگاهي است به مفهومِ ديوانه‌گي در جهانِ انسان ايراني؛ گزارشي از مفهومِ ديوانه‌گي در چهار دوران تاريخي؛ گزارشي از مفهومِ ديوانه‌گي در عرفان ايراني، مفهوم ديوانه‌گي در ادبياتِ دورانِ مشروطيت، مفهوم ديوانه‌گي در ادبياتِ سال‌هاي پس از کودتاي 28 مردادماه سال 1332، مفهوم ديوانه‌گي در رمان پس از انقلاب اسلامي؛ گزارشي از مفهوم ديوانه‌گي در تاريخ جنون ميشل فوکو، حي‌بن يقظان ابن سينا، اشعار مولانا جلال‌الدين محمد بلخي، سياحت‌نامة ابراهيم بيک زين‌العابدين مراغه‌اي، اشعار نصرت رحماني، آزاده خانم و نويسنده‌اش رضا براهني. خواب يک دست که از معرکه بربايدت تلاشي است در راه نگاه به مفهوم ديوانه‌گي در آينة صداهاي مسلطِ زمانه.
زيرِ گذر تيغ و تَن نگاهي است به حضور لات‌ها در جسدهاي شيشه‌ايي مسعود کيميايي، تهران شهر بي‌آسمانِ اميرحسن چهل‌تن، کابوسِ سيامک گلشيري، بي‌بي شهرزاد شيوا ارسطويي؛ نگاهي به جاپاي فرهنگ پهلواني در آيين مهر، حماسة ايراني، حماسة اسلامي، خانة سمک عيار، منش پورياي ولي؛ نگاهي به زورخانة شعبان جعفري، تکية طيب حاج‌رضايي؛ نگاهي به استحالة پهلوانان به لات‌ها. زير گذر تيغ و تَن تلاشي است در راه يافتِ ريشة لات‌هاي چهار رمان در تکه‌تکة يک تاريخ.
خواب سپيد در قاب سيا نيم‌نگاهي است به هفت شعر عيني- مصورِ دوربين قديمي و اشعار ديگرِ عباس صفاري؛ نيم‌نگاهي به نگاه نظريه‌پردازان گوناگون به استعاره؛ نيم‌نگاهي به انواعِ صور خيال؛ خوانش هفت شعر در حضور تابلويي از نقاشي‌ي‌ چيني. خواب سپيد در قاب سياه تلاشي است در جهت احضار انواع ديگر هنري در «نقد ادبي».
پنجره‌اي به بيشة اشاره حاشيه‌اي است بر چاه بابلِ رضا قاسمي؛ پنجره‌اي به اشاره‌هاي روان‌کاوانه، هستي‌شناسانه، تاريخي، سياسي؛ پنجره‌اي به سنت‌ سنگ‌سار، تنهايي‌ي مدرنيته، گناه انسان، دست تمناي مردانه، تاريکي‌ي پناه زنانه، نور عارفانه، وسوسة ناگزير، فاشيسم مکرر؛ پنجره‌اي به خاطره‌ها، زندان‌ها، شکنجه‌ها، کتاب‌ها. پنجره‌اي به بيشة اشاره تلاشي است در راه يافتِ ساية اشاره در حادثه و سخن.
سنگينيي حجابِ بي‌معنايي گذري است از جهانِ سيزده داستانِ حسين نوش‌آذر؛ گذري از زخم روان، زخمِ جهان، زخمِ زمان بر تنِ مردان و زناني که در هيچ دستي درمان نمي‌جويند. سنگينيي حجاب بي‌معنايي تلاشي است در راه فهمِ زخمِ بي‌پناهاني که نه در سخن جهانِ سنت سامان مي‌بينند؛ نه در سخنِ جهان مدرن مصداق.
دست‌هاي خستة نويسنده‌گان خراب کافه‌ها نيم‌نگاهي است به حضور متنِ تاريخي در کافه رنسانسِ ساسانِ قهرمان و اتفاق آنطور که نوشته مي‌شود مي‌افتدِ ايرج رحماني؛ نيم‌نگاهي به نظريه‌هايي که به شباهت‌ها و تفاوت‌هاي متنِ تاريخي و متنِ قصه‌اي اشاره مي‌کنند؛ نيم‌نگاهي به غربتِ زنان و مردان در برابر يک‌ديگر، غربتِ زنان و مردان در برابر قدرت‌هاي سياسي؛ غربت تبعيديان از سرزمينِ زادگاه؛ غربتِ انسان در جهان. دست‌هاي خستة نويسنده‌گان خراب کافه‌ها تلاشي است در راه تصويرِ غربت مشترکِ مشتريان دو کافة دو رمان.
پردة روياي سلطنتِ انسان مقايسه‌اي است ميانِ مقدمه‌اي بر رستم و اسفنديارِ شاهرخ مسکوب و ديباچة نوين شاهنامة بهرام بيضايي از زاوية نوعِ تدوين؛ نگاهي به نوعِ تدوينِ فصل‌هاي مقدمه‌اي بر رستم و اسفنديار و ديباچة نوين شاهنامه در آينة ارمغان مورِ شاهرخ مسکوب. نويسش تکه‌هايي از سه فصلِ مقدمه‌اي بر رستم و اسفنديار در قامتِ تکه‌اي از دو نماي يک فيلم‌نامه؛ نويسشِ تکه‌هايي از دو نماي ديباچة نوين شاهنامه در قامتِ تکه‌اي از فصلِ يک کتاب؛ تلاشي در جهت تشخيصِ تفاوت دو نوع نگاه به شاهنامه. پردة روياي سلطنتِ انسان تلاشي است در جهتِ احضارِ انواع ديگر ادبي در نقدِ ادبي.
ياد کودک دور در ترافيک تجدد نگاهي است به هشت رمانِ زنانة فارسي؛ جست‌وجوي عناصر مشترکِ دو گروه رمانِ زنانة فارسي؛ جست‌وجوي سيماي مرد آرماني، تن‌کامه‌گي، جانِ عارفانه. ياد کودک دور در ترافيک تجدد تلاشي است براي تصوير پنجره‌هايي که در مقابل رمان زنانة فارسي بر ديواراند.
کوتاه‌تر کنم: مجموعه جستاري که مي‌خوانيد تلاش ديگري است براي تقديمِ يک صدا به گوش و چشم کساني که درد زمان و جهان را به هم‌دردي مي‌شنوند؛ از پنجرة فصل‌هاي فَراخ مي‌نگرند.
کتاب فوق را مي‌توانيد از کتاب‌فروشي محل خود و يا از طريق تارنماي نشر باران تهيه کنيد.
www.baran.st
Info@baran.st
مرگ قسطي
لويي فردينال سلين 1894 ــ 1961
برگردان: مهدي سحابي 1323
رمان
نشر مرکز
چاپ اول 1384
723 صفحه
7900 تومان

«آن‌چه سلين ترسيم مي‌کند واقعيت نيست، وهم و هذياني است که واقعيت برمي‌انگيزد.» آندره ژيد

«... من همان طوري مي‌نويسم که حرف مي‌زنم، بدون هيچ شگرد و ادا اصولي ... همة تقلايي که مي‌کنم براي اين است که به همان زباني بنويسم که با آن حرف مي‌زنيم، چون‌که کاغذ کلام را بد ضبط مي‌کند. همة مساله اين است... رسيدن به عصارة زبان... به نظر من اين تنها شيوة بيان حس و عاطفه است. چيزي که من مي‌خواهم روايت‌گري نيست. انتقال احساس است. چنين کاري با زبان رسمي رايج، با سبک و سياق اديبانه، غير ممکن است.»

«... من همان‌طوري مي‌نويسم که حس مي‌کنم ... ازم خرده مي‌گيرند که بد دهنم، زبان بي‌ادبانه دارم. در اين صورت اين خرده را بايد از رابله، ويون، بروگل و خيلي‌هاي ديگر هم گرفت ... از بيرحمي و خشونت دائمي [کتاب‌هايم] انتقاد مي‌کنند ... چه کنم، اين دنيا ذاتش را عوض کند، من هم سبکم را عوض مي‌کنم...»

«لويي فردينال دتوش، که «سلين» نام مستعار اوست، در سال 1894 در کوربه‌ووا، حومة توده‌نشين پاريس به دنيا آمد. پدرش کارمند سادة يک دفتر بيمه و مادرش خرازي فروش بود و خود او هم، تا پيش از پايان تحصيلات پزشکي انواع حرفه‌هاي آزاد را براي امرار معاش پيشه کرد، گو اين‌که بعد هم، با همة شهرت نويسندگي‌اش، تاآخر عمر از حرفة پزشکي دست نکشيد.»
زني که منتظر بود
آندره مکين  1957 برندة جوايز بزرگ گنگور ومديسي
برگردان: ساسان تبسمي
رمان
انتشارات مرواريد
چاپ اول 1384
213 صفحه
قيمت 2300 تومان

«آندره مکين متولد 10 سپتامبر 1957 در کراسنويارسک (سيبري) است و از 1980 تاکنون در فرانسه زندگي مي‌کند و اکنون کرسي استادي ادبيات روس را در دانشکدة پاريس به عهده دارد.»

«اين روزها، آثار مکين از شاعرانه‌ترين نثرهاي داستاني معاصر جهان شمرده مي‌شود. کتابي که پيش روي شماست سومين اثر از تريلوژي اين نويسندة خلاق و قدر روسي‌تبار فرانسوي و به حق لطيف‌ترين رمان اوست که تقديم دوستداران وخوانندگان فارسي‌زبان مي‌شود.»

«مکين در اين قصة لطيف و پراحساس سنت و مدرنيته را برابر هم قرار مي‌دهد. لحظات به حدي شگفت‌انگيزند که ميلان کوندرا، نويسندة نامدار چک، چندي پيش در پربيننده‌ترين برنامة ادبي تلويزيون فرانسه توصيف چنين لحظاتي را در هيچ قالب هنري ديگري جز زبان مکين، فرزند مدرن و خلف تولستوي و پاسترناک بيان کردني ندانست.»

«بي شک شما نيز پيمان منحصربه فرد ورا، زني را که منتظر بود به اين زودي‌ها فراموش نخواهيد کرد.»
کافه زير دريا
استفانو بنني 1947
برگردان: رضا قيصريه 1319 تهران
مجموعه داستان کوتاه
ناشر: کتاب خورشيد
چاپ اول 1383
368 صفحه
2500 تومان

«استفانو بنني متولد 1947 است و در بولونيا، واقع در شمال مرکزي ايتاليا. نوشتن را با روزنامه‌نگاري شروع کرد و با روزنامة ايل مانيفستو و مجلة پانوراما، که اين همکاري‌ها هنوز هم ادامه دارد.»

«استفانو بنني، در کنار اومبرتواکو، فيلسوف و نشانه‌شناس، و ناني مورتي سينماگر، از وارثان فضاي فرهنگي ــ اجتماعي سال‌هاي پس از جنبش دانشجويي 1968 در ايتالياست، که نتيجة آن اکتساب گونه‌اي نگرش ناقدانه به دنياي پيرامون است که سخت آکنده از طنزپردازي است و در بسياري موارد حتي به طنز سياه کشيده مي‌شود.
اگر اومبرتواکو، با تکيه بر نشانه‌شناسي، به ژرفاي سده‌هاي مياني مي‌رود و با نام «گل سرخ» بيرون مي‌آيد و ناني مورتي در آثار سينماييش به درون‌شناختي رابطة فرد و اجتماع مي‌پردازد، استفانوبنني فضايي تخيلي را وارد جامعة مدرن مي‌کند و آن را گسترش مي‌دهد و متقابلاً از درون جامعة مدرن به درون فضايي علمي ــ تخيلي مي‌رود و روايت‌هايي مي‌پروراند يکي شگفت‌انگيزتر از ديگري. بنني با اين روايت‌ها، که با نوآوري‌هايي در زبان نوشتاري نيز همراهند، جايگاهي فراتر از يک نويسندة پسامدرن پيدا مي‌کند ــ شايد هم بنني يکي از نادر نويسندگان پسامدرن به معناي واقعي آن باشد.»

«کافة زيردريا،که اولين اثر ترجمه شده از بنني به زبان فارسي است، شامل داستان‌هايي است که متفاوت و در سبک‌هاي گوناگون و آميخته با طنزي خاص و نادر، که در آن‌ها ردپاي نويسندگاني چون هرمان ملويل، ادگارآلن پو، آگاتاکريستي، چارلز بوکوفسکس و برخي نويسندگان روس و فرانسوي پيداست.»

خيابان بهار آبي بود

حسين آتش‌پرور

نشر گل آذين

چاپ اول-1384

حسين آتش‌پرور را با داستان‌هاي کوتاهش مي‌شناختيم. پيش از اين مجموعه داستان «اندوه»- 1372 را از او ديده بوديم. داستان‌هاي کوتاه ديگرش را پس از آن در نشريات ادبي هنري چون تکاپو، گردون، کارنامه و عصر پنجشنبه خوانده‌ايم. کتاب «خيابان بهار آبي بود» اولين رمان آتش‌پرور است.
اين رمان دردهة چهل و پنجاه روي مي‌دهد. در فصل اوّل به مهاجرت راوي و خانواده‌اش از روستاي ديسفانِ گناباد به شهر مشهد مي‌پردازد. مصيبت‌هاي روستايي دهة چهل را به خوبي شاهد هستيم. در فصل دوم و سوم مراحل زندگي راوي را دنبال مي‌کنيم. راوي در گذرسال‌ها به دنبال گم‌شدگي‌هاي نسل‌هاي گذشته مي‌گردد. در بخش «بحران» از فصل سوم شاهد حضور نسلي که در باد گم شد، هستيم. يادي از کساني چون غلام‌حسين به‌نژاد بايگي است. نامي که يادآور خيل عظيمي غلامحسين‌ها، به‌نژادها و بايگي‌ها بوده است. وقتي راوي در گورستانِ خراب شده با آن‌ها گفت‌وگو مي‌کند.
رمان «خيابان بهار...» رمان گم‌شدگي‌هاي نسل اندر نسل اين خاک است.

تن پوشي ازآينه
ساخت ماية نمايش‌هاي ايراني در آثار بهرام بيضايي

رسول نظر زاده


انتشارات روشنگران ومطالعات زنان
چاپ اول 1384

بررسي انواع نمايش هاي سنتي وعاميانة ايراني در آثار بهرام بيضايي دركتاب «تن پوشي از آينه» مورد بررسي و پژوهش قرارگرفته است. بيضايي با پشتوانة چهار دهه از عمر هنري خود از لوازم قصه‌ها و شكل‌هاي كهن نمايش قصة خود را باز مي‌سازد . قصه‌هاي عاميانه با قابليت و دلالت‌هاي معنايي ديگر در آثار او رخ مي‌نمايد.
اين كتاب نگرشي از منظركنكاش در فرم‌هاي نو نمايشي برگرفته از نمايش‌هاي عاميانه است. اين شكل‌ها در آثار بيضايي تركيبي خودبسنده از نقالي، تعزيه، تقليد، اسطوره، آيين و انديشه‌هاي امروزي است.
سابقه و سنت‌هاي ديرينة نمايشي در زندگي مردم سرزمين‌مان به تنهايي در كم‌تر كتابي سرجمع شده است. در فصل هفتم كتاب به طور مفصل به معرفي و واژه شناسي نمايش‌هاي سنتي ايراني (تقليد، تعزيه، نقالي، نمايش عروسكي و آيين‌ها) مي‌پردازد.
بيضايي در اهميت اين رويكرد گفته است:«ممكن است بشود با استفاده از سبك اجرايي و ارزش‌هاي سنتي نمايش‌هاي عاميانه و مردمي و پيش بردن محتواي آن به سوي تفكر واقع‌بيني روشن‌فكرانة امروزي يك نمايش ايراني در خور شرايط و تحول‌هاي تازه به وجود آورد.»
رسول نظرزاده نويسندة كتاب «تن پوشي از آينه» دستي هم در نوشتن داستان دارد. با نقد و بررسي‌هاي سينمايي او در ماهنامة دنياي تصوير مي‌توان آشنا شد.
فروش اينترنتي و online ازطريق سايت آي آي كتاب: www.iiketab.com

ماه و مس

حامد حبيبي
نشر مرکز
1384
قيمت: 18500 ريال
مجوعه‌داستان مشتمل بر بيست و سه داستان کوتاه از اولين داستان‌هاي حامد حبيبي

مردی در حاشیه

شهرام رحیمیان

نشر باران

چاپ اول، 2005 سوئد

شابک: 9-96-88297-91

طرح جلد: امیر صورتگر

www.baran.st

مجموعه داستان «مردی در حاشیه» نوشتهی شهرام رحیمیان توسط نشر «باران» منتشر شد.

این کتاب، سه داستان کوتاه «مردی در حاشیه»، «بویی که سرهنگ را دلباخته کرد» و «زنی برای کشتن و دوست داشتن» را در برگرفته است.

دو داستان نخست این کتاب‌، هم‌چون کتاب اول این نویسنده، «دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد» (که در سال 1380 روانه بازار کتاب شده بود) از طنزی تلخ برخوردار است. فضای هر سه داستان این مجموعه، در خیابانی قدیمی به‌نام «عزیز‌آباد» شکل گرفته است.

40 فیلم 40 نقد 40 فیلمساز

ا40 فيلم، 40 نقد، 40 فيلم­ساز

  عباس بهارلو

نشر علم

چاپ اول: 1383

قطع وزيري، جلد سخت، 1650 نسخه، مصور، 456 صفحه، 5250 تومان 

كتاب به روايت مقدمة عباس بهارلو گزيده‌ای از 150 نقدی است كه وی از 1378 تا 1382 برای چند برنامة تلويزيوني نوشته و متن‌ها در آن برنامه‌ها تغييراتي كرده، اما در كتاب، شكل كامل آن‌ها آمده است. توالي چاپ نقدها براساس سال ساخت و نمايش آن‌ها است و نويسنده در هر نقد، دربارة ديگر آثار سازندگان فيلم‌ها نيز نظرات خود را نوشته است.

فيلم‌هايي كه نقدشان در اين كتاب چاپ شده عبارتند از: بي‌نوايان، خبرنگار خارجي، شاهين مالت، جلادها نيز مي‌ميرند، آرزوهای بزرگ، جويندگان، يوجيمبو، سالواتوره جوليانو، كوايدان، فارنهايت 451، نبرد الجزيره، ساكو و وانزتي، رابط فرانسوي، رابطه فرانسوی 2، حرفه: خبرنگار، برخورد نزديك از نوع سوم، جاده‌های جنوب، كاگه موشا، درخشش/ تلألو، گاندي، كشتزارهای مرگ، افسانة قلعه سورام، صبح‌به‌خير بابل، زندگي در نوسان، هنری پنجم، انگشتر عقاب‌نشان، به نام پدر، مظنون‌های هميشگي، آخرين گام‌های يك محكوم به مرگ، مرد مرده، بازي، دايره كامل، نام من جو است، نمايش ترومن، رونين، جغد خاكستري، آدم‌های نازنين، امپراتور و آدم‌كش، داستان استريت، بولينگ برای كلمباين. (نقدها حاوی اطلاعاتي درباره زندگي و آثار فيلم‌ساز نيز هست. هر نقد با يك پوستر تمام صفحه‌ شروع و با چند عكس نيم‌صفحه‌ای از همان فيلم به پايان رسيده است.)

 دانش­نامة سينمای ايران

عباس بهارلو (با هم‌كاري شهناز مرادي كوچي)

نشر قطره، جاپ اول1383، رحلي، جلد سخت، 1650 نسخه، مصور، 513 صفحه، 8 هزار تومان.

هوشنگ گلمكاني در همان نقد قبلي‌اش دربارة كتاب «دانشنامة سينمای ايران» تأليف عباس بهارلو نيز نوشته است: «به همه منابع و مراجعي كه تا كنون به عنوان فرهنگ شخصيت‌های سينمای ايران (اعم كارگردان و بازيگر و آهنگ‌ساز و... حتي كتاب‌های تخصصي‌تري كه موزه سينمای ايران سال گذشته منتشر كرد و چهره‌پردازان و گويندگان و فيلم‌برداران و طراحان صحنه و لباس و فيلم‌نامه‌نويسان و عكاسان فيلم و متصديان جلوه‌های ويژه را هم وارد اين منابع كرد) عباس بهارلو با پشتكار و وسواس هميشگي‌اش خشت‌های تازه‌ای افزوده است. دانشنامه سينمای ايران، حاوی مشخصات كلي و فهرست فيلم‌های حدود 2000 سينماگر ايراني است كه تعداد زيادي از آن‌ها، برای نخستين بار وارد يك كتاب مرجع شده‌اند. علاوه بر حرفه‌های يادشده، تعدادي از مدخل‌های اين كتاب مربوط به دستياران فيلم‌بردار، دستياران كارگردان، مديران توليد و تداركات، انيماتورها، مديران دوبلاژ، متصديان امور فني سينما، طراحان پوستر، صدابرداران و صداگذاران، منشي‌های صحنه، تهيه‌كنندگان و شايد حرفه‌های ديگري است كه هيچ‌گاه در فرهنگ‌نامه‌ها و منابع سينمای ايران، مشخصات و كارنامه‌شان ثبت نشده است. البته مشخصات سينماگران در اين كتاب بسيار مختصر است (سال و محل تولد و مرگ ـ در صورت فوت ـ نام اصلي، نسبت با ساير سينماگران، مدرك تحصيلي، سال و اثري كه با آن سينما را شروع كرده‌اند، جايزه‌ها، آثار غيرسينمايي مانند انتشار كتاب و غيره و اطلاعات ديگري از جمله مهاجرت و بازگشت و محل فعاليت‌ها). فهرست كارهای تئاتري و تلويزيوني در مدخل‌ها، كامل نيست و روش مؤلف در اين مورد كه منابع اندك است، ثبت گزيده‌ای از معروف‌ترين آثار تئاتري و تلويزيوني سينماگران است، اما بهترين، مهم‌ترين و مفيدترين بخش كتاب، فهرست كاملي از همه آثار سينمايي سينماگراني است كه مدخلي در اين كتاب دارند؛ به اضافه سال توليد و كارگردان فيلم‌ها... جديت و سخت‌كوشي از سروشكل كتاب هم پيداست. مؤلف به شيوه رايج مرجع‌های مشابه در دنيا، برای چاپ عكس‌های سينماگران، بنا را بر تك‌چهره‌های آن‌ها گذاشته و در موارد بسيار معدودي به عكس آن‌ها در يك فيلم رضايت داده. در هيچ يك از منابع سينمای ايران، اين همه تك‌چهره از سينماگران ايران (كه به‌خصوص عكس‌های قديمي‌تر بسيار ديدني و خاطره‌انگيزند) يك‌جا نيامده است.»

خود بهارلو نيز در يادداشت آغاز كتاب «دانشنامة سينمای ايران» توضيح داده كه آن چه در كارهای مشابه، كه تا قبل از اين منتشر شده، ثبت اطلاعات مربوط به شناخته‌شده‌ترين فعالان سينما بوده است؛ اما وی در «دانشنامة سينمای ايران» نظير همان كاري را انجام داده‌ام كه در «فيلمشناخت ايران» انجام داده بوده ‌است؛ حتي مشخصات بسياري از افرادي كه دستيار كارگردان، دستيار فيلم‌بردار، برنامه‌ريز، تداركاتچي، مدير توليد، طراح صحنه و لباس، دكوراتور و... هم بوده‌اند در «دانشنامة سينمای ايران» ثبت شده است. ضمن اين‌كه بخش مربوط به فيلم‌شناسي افراد هم كاملاً «به‌روز» شده است.

 فيلمشناخت ايران     

 

  دورۀ دوجلدی:

      جلد اول: فيلم شناسي سينمای ايران (1357 - 1309)

      جلد دوم: فيلم شناسي سينمای ايران (1372 - 1358)

  عباس بهارلو

   نشر قطره، چاپ اول، 1384
  رحلي، جلد سخت، 2200 نسخه، مصور
   664 صفحه  14000تومان

عباس بهارلو در در يادداشت ابتدای جلد اول كتاب «فيلمشناخت ايران» نوشته است وقتي سينمای ايران از دهة 1330 سر و شكل گرفت خيلي‌ها سينما را كوچك‌تر از آن مي‌دانستند كه دربارة آن بحث و گفت‌وگو كنند. بنابراين موقعي كه يكي از نخستين محققان سينمای ايران به‌نام شادروان عبدالحميد شعاعي تهراني اول بار در سال 1339 برای ثبت مشخصات فيلم‌های سال 1338 (25 عنوان) در كتاب «سينمای ايران» اهتمام ورزيد، و وعده داد كه در پايان هر سال چنين كتاب‌هايي منتشر خواهد شد هيچ‌كس از وی حمايت نكرد، و نتيجه‌اش اين شد كه آقای شعاعي كارش را به آن شكلي كه وعده داده بود ادامه نداد. در آن سال‌ها گروهي از منتقدان مثل دكتر امير هوشنگ كاوسي معتقد بودند كه اگر روزی قرار باشد تاريخ سينمای تدوين شود ذكر نام فيلم‌های آن باعث تأسف خواهد بود، اما معدودی از افراد هم مثل آقای فرخ غفاری اعتقاد راسخ داشتند كه ثبت اطلاعات همين فيلم‌ها نه آن‌ها را بزرگ مي‌كند و نه كوچك؛ اما اين حسن را دارد كه مي‌تواند به عنوان يك منبع و مرجع مورد استفاده قرار گيرد. از اين‌رو بهارلو با اعتقاد به اين كه بدون داشتن اطلاعات و منابع كافي و موثق و شناخت از كم و كيف هر موضوع نمي‌توان تاريخ آن را به تحقيق دربارة فيلم‌های سينمای ايران از بدو پيدايش تا امروز پرداخت؛ با اين اعتقاد كه اين‌گونه كتاب‌های مرجع راه را برای نوشتن تاريخ سينما هموار مي‌كنند؛ مثلاً با ثبت كامل مشخصات فيلم‌های سينمای ايران در فاصلة سال‌های 1309 تا 1357 در جلد اول «فيلمشناخت يران» ديگر مي‌دانيم كه چه تعداد كارگردان، فيلم‌نامه‌نويس، تدوين‌گر، عكاس، بازيگر، تهيه‌كننده، استوديو، لابراتوار و مانند اين‌ها در تاريخ سينمای ايران فعال بوده‌اند، چه‌مقدار كار كرده‌اند، كي آمده‌اند و كي رفته‌اند و با توجه به فيلم‌هايي كه ساخته‌اند چه نوع سينمايي را دنبال كرده‌اند. از نظر وی وقتي اين‌ها را نشناسيم و از كم و كيف فعاليت‌شان اطلاع نداشته باشيم چه‌گونه مي‌خواهيم تاريخ مربوط به آن‌ها را بنويسيم؟

بهارلو دربارة منابع خود در اين كار تحقيقي توضيح داده كه منابع وی در وهلة اول خود فيلم‌ها بوده، كه در مدت بيش از هفده سال بيش از هشتاد و پنج درصد آن‌ها را ـ حتي فيلم‌هايي را كه فقط دو سه پرده از آن‌ها باقي مانده بود ـ در جاهای مختلف يافته و ديده و اطلاعات مربوط به آن‌ها را وانويسي كرده است. در مورد كم‌تر از پانزده درصد بقية فيلم‌ها هم ـ كه ظاهراً تمام كپي‌های آن‌ها نابود شده يا فعلاً به آن‌ها دسترسي نيست ـ از اطلاعات مندرج در مطبوعات همان سال‌ها استفاده كرده است، و در مواردی هم اطلاعات مربوط به اين فيلم‌ها را با پرس‌وجو از عوامل سازندة فيلم‌ها كه در قيد حيات بودند كامل كرده است.

در همين مدت اندكي از انتشار و توزيع كتاب «فيلمشناخت ايران» مي‌گذرد نقدها و يادداشت‌های مثبتي دربارة آن در مطبوعات سينمايي و غيرسينمايي درج شده است. به‌عنوان مثال هوشنگ گلمكاني، سردبير مجلة «فيلم»، در سطوری از نقد مفصل خود نوشته است: «حالا ديگر با قاطعيت مي‌توان گفت كه عباس بهارلو (زماني متخلص به غلام حيدري) سخت‌كوش‌ترين و مؤثرترين مورخ و محقق سينمای ايران است كه با مجموعه كتاب‌های تحقيقي‌اش، مهم‌ترين منابع موجود را به گنجينه ادبيات سينمايي ايران افزوده است؛ آن هم در حالي كه سنت «امحای مدارك و شواهد» در سرزمين ما بسيار طولاني و آشناست و سندها و اطلاعاتِ موضوع چنين تحقيق‌هايي معمولأ در كتاب‌خانه‌ها و نشاني‌های سرراست پيدا نمي‌شود و اگر هم بشود، دارندگان آن‌ها را به راحتي در اختيار كسي نمي‌گذارند... با اين حال جدا از تعريف‌های مرسوم، بار ديگر بايد همت و تلاش و دقت و وسواس مؤلف را ستود. لازم نيست تاريخ، بعدها چيزی را ثابت كند؛ همين حالا هم مي‌شود گفت كه بهارلو حق بزرگي در زمينه ثبت اطلاعات تاريخ سينمای ايران به گردن ادبيات سينمايي اين سرزمين دارد، اما بي‌شك با گذشت زمان، اهميت كار او آشكارتر خواهد شد.»

ناصر صفاريان نيز در يادداشت‌هايي كه در روزنامة «ايران» مي‌نويسد، دربارة اين كتاب و مجموعه آثار بهارلو نوشته است: «حالا ديگر عباس بهارلو سطح تحقيق در زمينه‌های سينمايي را به حدی بالا برده كه هر چند وقت يك‌بار با كتابي جديد به ما ثابت مي‌كند تنها كسي است كه مي‌تواند با خودش رقابت كند. دقت، موشكافي و حجم پژوهش‌های او دربارة سينمای ايران بيش از هر چيز ما را شگفت‌زده مي‌كند. انجام كارهای بزرگ در اين حد و اندازه، آن‌هم در سرزميني كه مردمانش اصولاً علاقه‌ای به ثبت و ضبط ندارند و كم‌تر فردی اهل يادداشت‌برداری روزانه است و كم‌تر نهاد و مؤسسه‌ای علاقه‌مند به داشتن آرشيو، يك تقدير و تشكر درست و حسابي مي‌خواهد؛ اما به همين دليل ذكر شده، گويا برای متولياني كه وظيفه‌شان انجام دادن و سروسامان دادن به اين تحقيق‌ها است، اصلاً مهم نيست كه يك نفر پيدا شده و كار به اين بزرگي را انجام داده است.»

آن‌چه در جلد اول «فيلمشناخت ايران» خاطره‌انگيز است درج يك عكس از هر فيلم در كنار مشخصات كامل و خلاصه داستان همان فيلم است. ضمناً در اين جلد از كتاب چهل صفحه پوستر و عكس رنگي از فيلم‌ها نيز درج شده است.

گم­شدگان شبستان

رمان

حسن اصغری

غرش ماشين­های به زنجير افتاده را مي شنيدم و حلقه­های دود صدها لوله را مي ديدم که در هوا پر و بال مي زدند. غرش­ها گاه انفجاری مي شد و من هول زده و گيج و منگ دنبال ترکش مي­گشتم تا نگاهم به اندام ناشناسي دوخته مي شد. ناشناس آن سوی خيابان، تکيه بر ستون فلزی چراغ برق ايستاده بود و نگاهش روباه­وار همه جا را مي­پائيد و حتي در آسمان دود آلوده دنبال پرنده مي­گشت.

پلک­هايم باز سنگين شدند که ديدم به قد يک ماهي شده­ام. روی پهنه پاروی نانوايي دراز کشيده بودم که شاطر نانوايي، پارو را هل داد. پهنة پارو سرخورد توی تنور و شعلة آتش کنج تنور به سويم کشيد. جيغ کشيدم که صدايم در تنور تکرار شد و افتاد روی سر خودم. ديدم لباس بر تنم نيست و عريان در پهنة پارو دراز کشيده­ام و صدای جزجز سوختن گوشت تنم را مي شنيدم. دو آدم عريان ديگر هم که به قد ماهي بودند، لغزيدند توی تنور، آن ها آرام آرام سرخ و کبابي شدند و جزجز سوختن گوشت تن­شان در تنور مي پيچيد.

 دو تکه از نگاه خيالي اوّل و نگاه خيالي ششم

حسن اصغری در جديدترين اثرِ خود با شش نگاه خيالي، رماني کوتاه از چند پارگي زندگي روزمرۀمان را به نگارش درآورده است. سلسله حوادث و وقايعي که چندان هم خيالي و دور از واقعيت نيستند و فقط ممکن است تکرار مکررات ماهيت کابوس­وار آن را به امری بديع و معمول تبديل کند.

خان و ديگران

مجموعه داستان

عبدالحسين نوشين

خان و ديگران مجموعه چهار داستان به نام­های خان و ديگران، ميرزا محسن، خاطي و استکان شکسته از عبدالحسين نوشين است همان گونه که در مقدمه اين مجموعه نوشته آمده است، عبدالحسين نوشين همواره در مقام يکي از بانيان هنر تئاتر نوين در ايران شناخته شده است، و کم­تر سخني از وی به عنوان داستان نويس به ميان آمده است. او که با نام­های مستعار قائم مقام، محسن سهراب، سهراب، فردوس و عبدالله فردوس هم فعاليت هنری و ادبي داشته، در سال يک هزار و دويست و هشتاد در مشهد متولد شد و در يک هزار و سيصد و پنجاه در شوروی در گذشت. در سال هايي که کارگردان نام آور تئاتر بود نمايش نامه­های بسياری را نوشت و ترجمه کرد.

 در اين مجموعه داستان همانند نمايش نامه­ها پرداختن به مسايل اجتماعي هدف اصلي­تر نوشين است. اگر تلاش کرده است تا به ثبت و ضبط احوال غير معمول و ناشناخته طبيعت بشری هم بپردازد.

آب و خاک

رمان

جعفر مدرس صادقي

«جعفر مدرس صادقي» در رمان کوتاه آب و خاک، بار ديگر، پس از بيست و شش سال بهمن اسفنديار نظامي سابق و از وابستگان حکومتِ قبلي را به ايران مي آورد و در خيابان­های تهران او را با گذشته خود و شرايط فعلي زندگي اطرافيانش رو در رو مي­کند.

آن­چه به هنگام خوانش اين رمان بيش از هر جنبه ديگری جلب توجه مي­کند. داستان سرايي قوی آن است. به­طوری که خواننده مجبور مي­شود آن­را تا پايان يک نفس بخواند.

حال در اين سفرِ پر شتاب چيزی هم عايد خواننده خواهد شد يا نه بستگي به نوع نگاه و ميزان توقع هر خواننده­ای از يک اثر ادبي دارد.

چه بسا يک اثر ادبي به همان آسودگي و شتابي که خوانده مي­شود از خاطر هم مي­رود و بر عکس دشواری حاصل از مطالعه و درک يک متن خواننده را دچار لذت خواندن مي­کند. و خاطره متن را تا مدت­ها در وجودش ماندگار مي کند.

يك مهماني يك رقص

     و داستان‌های ديگر       

آيزاك باشويس سينگر(1904ـ1991) (برندۀ جايزة نوبل 1978)

برگردان: مژده دقيقي

انتشارات نيلوفر

چاپ اول: 1382

223 صفحه

قيمت: 1900تومان

     سينگر يكي از داستان­سرايان بزرگ قرن بيستم آمريكا است. اين اولين كتابي است كه به زبان فارسي از او چاپ شده است. از اين نويسنده پيش از اين داستان‌های پراكنده‌ای در ماه‌نامه‌های ادبي هم‌چون آدينه، دنياي سخن و خوانده‌ايم. تعدادی از داستان‌های او را صفدر تقي‌زاده و احمد ميرعلايي ترجمه كرده‌اند.

     از مجموعه داستان‌های آيزاك باشويس سينگر (1982) كه شامل چهل و هفت داستان مي‌باشد يازده داستان به انتخاب مترجم آورده شده است. در مقدمة يك مهماني يك رقص دربارۀ زندگي و كارهای سينگر اطلاعات خوبي به خواننده داده مي‌شود. در ضميمه‌هاي كتاب، سخنرانيِ سينگر در مراسم اهدای جايزۀ نوبل و فهرستي از كتاب‌های سينگر همراهِ يادداشت‌های توضيحي مترجم كه به برخي مراسم و اصطلاحات فرهنگ يهود مي پردازد، آورده شده‌است.

    در دنيای داستان‌های سينگر خواننده با شخصيت‌هايي پر رنگ و خون زندگي مي‌كند وماجراهای داستان‌ها بي­وقفه پيش مي‌رود و نمي‌شود آن‌ها را زمين گذاشت. جهان داستاني سينگر هم آگاهي دهنده و هم هشداردهنده و كافكايي است. از ويژگي‌های سينگر عنصر قصه­گويي است و او را به قصه­پردازی چيره دست بدل كرده ‌است. روشن بودن فضای داستان و رابطة شخصيت‌ها و محتواي عامِ  انساني و رنج‌های زنان و مردان و جست‌وجو در معناي هستي و حضور زنان و دنيای آن‌ها از ويژگي‌های ديگر اين مجموعه است.

شما كه غريبه نيستيد

هوشنگ مرادي كرماني (1323)

چاپ اول 1384

نشر معين

318 صفحه

3000 تومان

      هوشنگ مرادي كرماني در سال 1323 در روستاي سيرچِ(sirch)  كرمان به دنيا آمد. اولين داستانش در مجلة «خوشه»‌ احمد شاملو چاپ شد و با آن پا به دنيای داستان­نويسي گذاشت.

     آن‌چه ويژگي كارهای مرادی كرماني است و در اغلب كارهای او ديده مي‌شود: حضور نوجواني پر‌ شر‌‌‌و‌‌‌‌شور است كه به دنبال كشف و دقت در روابط آدم‌های دوروبرش است كه مي‌خواهد خود را از زندگي روزمره بالا بكشد. از ديد نوجوان و ذهن شيفتة او نگاه‌‌كردن به امور و رويدادها دريچه‌اي است كه خواننده نه‌تنها به ذهنيت مطلق انگاری روبه‌رو نيست بلكه جور ديگر ديدن را تجربه مي‌كند و از جانب‌داری و حضور مطلق‌نگار نويسنده مي‌كاهد و فضای صميمانه و دل‌چسبي مي‌سازد. كه خواننده در آن راه مي‌رود و حواسش پرت نمي‌شود.

     او تا‌كنون كتاب‌های قصه‌های مجيد، بچه‌های قالي‌باف خانه، نخل، خمره، مشت بر پوست، تنور، لب‌خند انار، مهمان مامان، نمايش‌نامة كبوتر توی كوزه(مصاحبه)، مرباي شيرين، مثل ماه شب چهارده، نه تر و نه خشك و شما كه غريبه نيستيد منتشر كرده ‌است. چندين فيلم هم براساس داستان‌هايش ساخته شده‌است.

     كتاب شما كه غريبه نيستيد خودنوشت‌ِ داستاني خاطرات كودكي تا جوانيِ هوشنگ مرادي كرماني است. از دريچة چشمِ هوشنگ به جهان بي­ترحم و در حال فروپاشيِ كودكي او در سيرچ نگاه مي‌كنيم و با او از روستا به شهر و يتيم‌خانه سفر مي‌كنيم. عشق به نوشتن و خاطره‌نويسي‌ بخشي از زندگي او مي‌شود. زبان بي‌تكلف و يك‌دست‌ كتاب ديگر ويژگي آن است. در آخر كتاب وعده مي‌دهد:«تهران قصه‌های تلخ و شيرين خودش را داشت، دارد. شايد روزی روزگاری نوشتم، شايد.»

تو خودت را دوست نداری
 
ناتالي ساروت
برگردان: رويا بشنام

چاپ اول 1383

انتشارات سرمدی

188 صفحه

2200تومان  

      ناتالي ساروت هم‌چون آلن رُِب گريه، ميشل بوتور، كلود سيمون و مارگريت دوراس؛ يكي از نويسندگان پيش‌گام رمان نو فرانسه است. تا به‌حال از ناتالي ساروت كتاب‌های عصر بدگماني و صدايشان را مي‌شنويد؟ به فارسي ترجمه شده‌است.

     كتاب عصر بدگماني تئوری ادبي و ديدگاه‌های اوست. درسومين كتاب او تو خودت را دوست نداری (1989)، بنابه سنت ادبي رمان نو اين رمان ساختاری گفت‌و‌گويي دارد واز طرح و شرح و توصيف شخصيت‌ها خبری نيست. بين دو نگاه و دو گونه تفكر گفت‌و‌گويي دروني شكل مي‌گيرد كه انسان‌ها با خود دارند هشدار و نهيب درون انسان‌ها به خود و جهان امكاني كه در آن رها هستند. موضوع اين گفت‌وگوها جست‌وجو و كنكاش در مسائل عام بشری است؛ هم‌چون: عشق، خوش‌‌بختي، توهم، نفرت، ترديد و دوست‌داشتن خود و ديگری.

ماه در حلقة انگشتری

مسعود کريم خاني

 ادبيات مهاجرت يا به عبارتي مجموعه نوشته­های ايرانيان مقيم خارج از کشور در حوزه قصه و شعر مدت زماني است که به بازار نشر داخل راه پيدا کرده است.

ماه در حلقه انگشتری يکي از تازه­ترين اثر منتشره در اين عرصه است که توسط مسعود کريم خاني، ايراني مقيم آلمان نوشته شده است.

راوی رمان، مردی است نويسنده که همانند نويسنده اصلي در آلمان زندگي مي کند. او در جست­وجوی هويتي است که در آن جامعه گم شده است و يا در غربتِ خاطرات گذشته به بند کشيده شده است. به همين دليل آينده در آن راه به جايي ندارد.

ديدار

مجموعه داستان

احمد محمود

 «ديدار» منتشر شده در سال هزار و سيصد و هشتاد برای سومين بار در بهار امسال تجديد چاپ شد.

سه قصه «کجا ميری ننه امرو»، «ديدار» و «بازگشت» همانند بيش‌تر قصه‌ها و رمان‌های احمد محمود برگرفته از زندگي مردم جنوب ايران است. جايي که شاهرگ‌های اقتصادی، موج حوادث بزرگ سياسي و فرهنگ بومي غني، دست‌مايه‌های مناسبي را برای نگارش آثار ادبي فراهم آورده است.

«ديدار» تقابل بين شرايط زيست دو نسل است. نسل امروزين که در تنگدستي ِ معيشت و نابرابری‌های اجتماعي و اقتصادی چندان نمي‌تواند پای‌بند اصول اخلاقي و شيوۀ زندگي نسل قبلي باشد.

دو قصه ديگر اين مجموعه هر چند متأثر از حوادث پس از کودتای 28 مرداد است ولي به خوبي مي‌تواند فضای اجتماعي پس از شکست هر جنبش سياسي در تاريخ معاصر ايران را بازسازی کند. فضايي که خيل قربانيان آن کم‌تر اثر و نشاني در تاريخ معاصر داشته‌اند مگر اين‌که جا پايي هر چند اندک در آثار داستاني بيابند.

از ديگر ويژگي‌های اين سه داستان استفاده از زبان محاوره در جريان گفت‌وگوها است. شيوه‌ای که پيش از اين نيز در برخي از آثار احمد محمود و صادق چوبک سابقه داشته است.

------------

 

سر مقاله | داستان | گفت‌وگو | نقد | معرفی کتاب | گزارش | کارگاه | مقاله | چهره | جست‌وجوي پيشرفته | تازه‌ها | بايگاني | ارسال نظرات | ديباچه را خانه خود كنيد
تکثير و تجديد چاپ آثار موجود در ديباچه به صورت نشر کتاب يا در نشريات فقط با اجازه کتبي صاحب اثر و ديباچه مجاز است، اما لينک دادن به آنها بلامانع است
Dibache.com  2005 - All rights reserved , Programming Parswebgate