خانه داستان حرفه‌اي داستان تجربي  داستان زبان اصلي داستان عاميانه داستان گويا بايگاني
كابوس‌ مرد خدا

برتراند راسل‌

برگردان: مجيد مددي‌


Bertrand Russellدكتر تاديوس‌، متألة‌ نامي‌ خواب‌ ديد مرده‌ و راهي‌ بهشت‌ است‌. مطالعاتش‌او را آمادة‌ اين‌ سفر كرده‌ بود و در يافتن‌ مسيري‌ كه‌ او را به‌ مقصد برساند هيچ‌مشكلي‌ نداشت‌. به‌ بهشت‌ كه‌ رسيد در زد و با گشوده‌شدن‌ در با وارسي‌ دقيقي‌كه‌ انتظارش‌ را نداشت‌ روبه‌رو شد. از نگهبان‌ اجازة‌ ورود خواست‌ و درمعرفي‌ خود گفت‌: انسان‌ شريف‌ و متديني‌ هستم‌، مرد خدا و همة‌ زندگي‌ام‌ راوقف‌ حمد و سپاس‌ و جلال‌ و جبروت‌ خداوندي‌ كرده‌ام‌.
     نگهبان‌ با تعجب‌ گفت‌: انسان‌! انسان‌ ديگر چيست‌؟ و چه‌گونه‌ موجودِمضحكي‌ چون‌ تو مي‌تواند كمكي‌ به‌ جلال‌ و جبروت‌ خداوند كند؟
     دكتر تاديوس‌ مات‌ و مبهوت‌ پرسيد: يقيناً تو از وجود انسان‌ بي‌خبرنيستي‌. تو بايد بداني‌ كه‌ انسان‌، اشرف‌ مخلوقات‌ و برترين‌ آفريدة‌ خالق‌ يگانه‌است‌.
     نگهبان‌ گفت‌: در اين‌ مورد متأسفم‌ كه‌ احساسات‌ تو را جريحه‌دار مي‌كنم‌.اما آن‌چه‌ تو مي‌گويي‌ موضوع‌ جالب‌ و سرگرم‌كننده‌اي‌ براي‌ من‌ است‌. من‌ترديد دارم‌ كه‌ هرگز كسي‌ در اين‌جا دربارة‌ آن‌چه‌ تو انسانش‌ مي‌نامي‌ چيزي‌شنيده‌ باشد. به‌ هر حال‌ از آن‌جا كه‌ نگران‌ و افسرده‌ات‌ مي‌بينم‌، به‌تو اين‌فرصت‌ را مي‌دهم‌ كه‌ با كتاب‌دار ما صحبت‌ كني‌ و نظر او را هم‌ بخواهي‌.
     در اين‌ هنگام‌ كتاب‌دار، موجودي‌ گوي‌مانند با هزار چشم‌ و يك‌ دماغ‌، درآستانة‌ در ظاهر شد و چندتايي‌ از چشمان‌ خود را به‌ دكتر تاديوس‌ دوخت‌ و ازنگهبان‌ پرسيد: اين‌ چيست‌؟
     نگهبان‌ پاسخ‌ داد: اين‌ مي‌گويد يكي‌ از انواع‌ است‌ كه‌ «انسان‌» ناميده‌مي‌شود و در جايي‌ به‌ نام‌ «زمين‌» زندگي‌ مي‌كند، و تصورات‌ عجيب‌ و غريبي‌دارد مبني‌ بر اين‌كه‌ آفريدگار علاقة‌ خاصي‌ به‌ اين‌ مكان‌ و اين‌ گونه‌ دارد. من‌گمان‌ كردم‌ شايد تو بتواني‌ او را از اشتباه‌ درآوري‌ و راهنمايي‌اش‌ كني‌.
     كتابدار با مهرباني‌ به‌ متأله‌ گفت‌: شايد بتواني‌ به‌ من‌ بگويي‌ اين‌جايي‌ كه‌آن‌را «زمين‌» مي‌نامي‌ كجاست‌؟
     متأله‌ گفت‌: اوه‌، بخشي‌ از منظومة‌ شمسي‌ است‌.
     كتاب‌دار پرسيد: و منظومة‌ شمسي‌ چيست‌؟
     متأله‌ گفت‌: اوه‌...
     و در حالي‌ كه‌ نگران‌ و معذب‌ به‌ نظر مي‌رسيد ادامه‌ داد: زمينة‌ كار من‌معرفت‌ِ ديني‌ و دانش‌ مقدس‌ و قابل‌ احترامي‌ است‌. اما پرسشي‌ كه‌ تو مطرح‌مي‌كني‌ متعلق‌ به‌ حوزة‌ شناخت‌ِ غيرديني‌ و كفرآميز است‌. به‌ هر تقدير، من‌به‌حد كافي‌ از دوستان‌ اخترشناسم‌ آموخته‌ام‌ كه‌ بتوانم‌ به‌ شما بگويم‌ كه‌منظومة‌ شمسي‌ بخشي‌ از ]كهكشان‌[ راه‌ شيري‌ است‌.
     كتاب‌دار پرسيد: اوه‌، راه‌ شيري‌ يكي‌ از كهكشان‌هاست‌. يكي‌ از آن‌ صدهاميليون‌ كهكشاني‌ كه‌ شنيده‌ام‌ وجود دارد.
     كتاب‌دار با حالت‌ استهزاآميزي‌ گفت‌: بسيار خوب‌، بسيار خوب‌، و توانتظار داري‌ كه‌ من‌ يكي‌ از آن‌همه‌ را به‌ خاطر بياورم‌؟ اما من‌ به‌ ياد دارم‌ كه‌چيزي‌ شبيه‌ به‌ «كهكشان‌» قبلاً شنيده‌ام‌. در حقيقت‌، من‌ مطمئن‌ هستم‌ كه‌ يكي‌از كتاب‌داران‌ جزء ما بايد در اين‌ زمينه‌ تخصص‌ داشته‌ باشد. بگذار دنبال‌ اوبفرستم‌. شايد او بتواند به‌ ما كمك‌ كند.
     پس‌ از زماني‌ كوتاهي‌ كتاب‌دار جزء بخش‌ كهكشان‌ها حضور خود رااعلام‌ كرد. در شكل‌ و هيأت‌، او موجود غريب‌ِ دوازده‌ چهره‌اي‌ بود. كاملاًمعلوم‌ بود كه‌ زماني‌ سطح‌ او درخشان‌ و نوراني‌ بوده‌ است‌، اما غبارِ دوران‌ براثر نگاه‌داري‌اش‌ در بايگاني‌، چهرة‌ او را تيره‌ و كدر كرده‌ بود. كتاب‌دار به‌ اوتوضيح‌ داد كه‌ دكتر تاديوس‌ در تلاش‌ براي‌ توجيه‌ اصل‌ و خاستگاه‌ خود ازكهكشاني‌ نام‌ برده‌ است‌ به‌اين‌ اميد كه‌ شايد اطلاعاتي‌ از بخش‌ كهكشان‌هاي كتاب‌خانه‌ دربارة‌ كهكشاني‌ كه‌ به‌ آن‌ تعلق‌ دارد، به‌دست‌ آورد.
     كتاب‌دار جزء گفت‌: بسيار خوب‌، گمان‌ مي‌كنم‌ سر فرصت‌ بشود اطلاعاتي‌ به‌ دست‌ آورد. اما از آن‌جا كه‌ صدها ميليون‌ كهكشان‌ وجود دارد وهر يك‌ نيز پرونده‌اي‌ مخصوص‌ به‌خود دارد كه‌ شامل‌ مجلدات‌ متعدد است‌، زمان‌ درازي‌ طول‌ خواهد كشيد تا بتوان‌ مجلد مورد نظر را پيدا كرد. خوب‌،حالا به‌ من‌ بگوييد اين‌ كدام‌ كهكشان‌ است‌ كه‌ اين‌ ملكول‌ عجيب‌ آرزومنديافتن‌ آن‌ است‌؟
     دكتر تاديوس‌ تحقيرشده‌ با صدايي‌ لرزان‌ و توأم‌ با ترديد پاسخ‌ داد: اين ‌كهكشاني‌ است‌ كه‌ آن‌ را «راه‌ شيري‌» مي‌نامند.
     كتاب‌دار جزء گفت‌: بسيار خوب‌، سعي‌ مي‌كنم‌ آن‌ را پيدا كنم‌.
     سه‌هفته‌ بعد، كتاب‌دار جزء بازگشت‌ و توضيح‌ داد كه‌ برگ‌ نماية‌ فوق‌العاده‌كارآمدي‌ در بخش‌ كهكشان‌هاي‌ كتاب‌خانه‌ آن‌ها را قادر ساخته‌ است‌ تاموقعيت‌ كهكشان‌ مورد نظر را به‌ شمارة QX321-762 تعيين‌ كنند. و گفت‌ كه‌آن‌ها با به‌كارگيري‌ همة‌ پنج‌هزار كارمند بخش‌ كهكشان‌ها اين‌ بررسي‌ را انجام‌داده‌اند، و افزود: شايد شما بخواهي‌ با خود كارمندي‌ كه‌ متخصص‌ ويژة‌كهكشان‌ مورد نظر است‌، ديداري‌ داشته‌ باشي‌، اين‌طور نيست‌؟
     و در پي‌ اين‌ سخن‌ به‌ دنبال‌ كارمند موبوطه‌ فرستاد و معلوم‌ شد كه‌ او نيزموجود غريبي‌ است‌ هشت‌ چهره‌ با يك‌ چشم‌ در وسط‌ هر يك‌ از آن‌ها و يك‌دهان‌ در يكي‌ از چهره‌ها. او از اين‌كه‌ خود را از اين‌ منطقة‌ درخشان‌ و نوراني‌ وبه‌دور از قفسة‌ متروك‌ تاريكش‌ مي‌ديد شگفت‌زده‌ و مبهوت‌ شده‌ بود، خود راجمع‌ كرده‌، بر اعصابش‌ مسلط‌ شد و با حالتي‌ تقريباً خجولانه‌ پرسيد: دربارة‌كهكشان‌ من‌ چه‌ مي‌خواهي‌ بداني‌؟
     دكتر تاديوس‌ لب‌ به‌ سخن‌ گشود و گفت‌: آن‌چه‌ مي‌خواهم‌ بدانم‌ دربارة‌منظومة‌ شمسي‌ است‌، توده‌اي‌ از اجرام‌ آسماني‌ كه‌ به‌دور يكي‌ از ستارگاني‌ كه‌در كهكشان‌ توست‌ مي‌چرخد، و ستاره‌اي‌ كه‌ اين‌ اجرام‌ به‌ دور آن‌ مي‌چرخند،«خورشيد» نام‌ دارد.
     ـ پوف‌!
     كتاب‌دار كهكشان‌ راه‌ شيري‌ با پوزخندي‌ گفت‌: پيداكرن‌ خودِ كهكشان‌ راه‌شيري‌ به‌قدر كافي‌ مشكل‌ بود، چه‌ برسد به‌ يافتن‌ ستاره‌اي‌ در آن‌ كه‌ كار بسياردشوارتري‌ است‌. زيرا تا آن‌جا كه‌ من‌ مي‌دانم‌ حدود سيصد ميليارد ستاره‌ دراين‌ كهكشان‌ هست‌ كه‌ من‌ به‌شخصه‌ نسبت‌ به‌ آن‌ها آگاهي‌ ندارم‌ تا بتوانم‌ يكي‌را از ديگري‌ بازشناسم‌. با اين‌همه‌، به‌ ياد دارم‌ كه‌ وقتي‌ بنا به‌ تقاضاي‌ مسؤولان‌كتاب‌خانه‌ فهرستي‌ از تمام‌ اين‌ سيصد ميليارد ستاره‌ تهيه‌ شد، كه‌ گمان‌ مي‌كنم‌هنوز در بايگاني‌ راكد در زيرزمين‌ كتاب‌خانه‌ موجود است‌. اگر فكر مي‌كني‌واقعاً لازم‌ است‌ آن‌را پيدا كنيم‌ و ارزش‌ زحمت‌ آن‌ را خواهد داشت‌، از جاي‌ديگري‌ كمك‌ ويژه‌اي‌ بگيرم‌ و دنبال‌ اين‌ ستارة‌ خاص‌ بگرديم‌، شايد پيدا شود.
     چون‌ تقاضا شده‌ بود و دكتر تاديوس‌ هم‌ ناراحت‌ و اندوهگين‌ به‌ نظرمي‌رسيد، موافقت‌ شد كه‌ كار جست‌وجو براي‌ يافتن‌ منظومة‌ شمسي‌ دنبال‌شود. زيرا عاقلانه‌ترين‌ كار همين‌ بود.
     پس‌ از گذشت‌ چند سال‌، موجود چهارچهرة‌ خسته‌ و فرسوده‌اي‌ پيش‌آمد، خود را به‌ كتاب‌دار جزء معرفي‌ كرد و با لحن‌ نوميدانه‌اي‌ گفت‌: سرانجام‌ستاره‌اي‌ را كه‌ دربارة‌ آن‌ پرس‌وجو مي‌شد يافتم‌. اما از تصور آن‌ كاملاً درحيرتم‌ كه‌ چرا اين‌ ستاره‌ موجب‌ برانگيختن‌ چنين‌ علاقه‌اي‌ شده‌ است‌. زيراآن‌نيز مشابه‌ بسياري‌ از ستارگان‌ است‌ كه‌ در همين‌ كهكشان‌ وجود دارند.ستاره‌اي‌ در اندازه‌ و درجه‌ حرارت‌ متوسط‌ كه‌ با اجرام‌ بسيار كوچك‌تري‌ به‌نام‌ «سياره‌» احاطه‌ شده‌ است‌.
و ادامه‌ داد: پس‌ از بررسي‌ دقيق‌ متوجه‌ شدم‌ كه‌ حداقل‌ برخي‌ از سياره‌ها داراي‌زوائدي‌ انگلي‌ هستند كه‌ گمان‌ مي‌كنم‌ اين‌ چيزي‌ كه‌ دربارة‌ آن‌ پرس‌وجومي‌شود بايد يكي‌ از آن‌ها باشد.
     در اين‌ هنگام‌ دكتر تاديوس‌ با حالتي‌ برآشفته‌ و خشم‌آلود فرياد زد: چرا. آه‌آخر چرا، پروردگار اين‌ را تاكنون‌ از ما ساكنان‌ بيچاره‌ و مفلوك‌ زمين‌ پنهان‌كرده‌ بود كه‌ اين‌ تنها ما نبوديم‌ كه‌ او را در آفرينش‌ آسمان‌ها تشويق‌ و ترغيب‌كرده‌ مي‌ستوديم‌. من‌ در سراسر عمر دراز خود با جديت‌ و تلاش‌ پي‌گير و ازروي‌ اخلاص‌ به‌ او خدمت‌ كردم‌، با اين‌ باور كه‌ خدمتم‌ را در نظر دارد و باسعادت‌ و نعمت‌ ابدي‌ پاداشم‌ مي‌دهد. و اكنون‌ چنين‌ پيداست‌ كه‌ او حتي‌ ازوجودم‌ نيز باخبر نبوده‌ است‌. تو مي‌گويي‌ كه‌ من‌ موجود ذره‌بيني‌ ناچيزي‌ درمجموعة‌ سيصدميليارد ستاره‌اي‌ هستم‌ كه‌ خود آن‌ تنها يكي‌ از صدها ميليون‌چنين‌ مجموعه‌يي‌ است‌. نه‌... ديگر بس‌ است‌. نمي‌توانم‌ اين‌ وضع‌ را تحمل‌كنم‌. پرستش‌ پروردگار بيش‌ از اين‌ برايم‌ ممكن‌ نيست‌.
     نگهبان‌ گفت‌: پس‌ اكنون‌ مي‌تواني‌ به‌ جاي‌ ديگري‌ بروي‌.
     در اين‌ هنگام‌ متألة‌ رانده‌ شده‌ با هيجان‌ و چهره‌اي‌ خسته‌ و رنگ‌باخته‌ ازخواب‌ بيدار شد و زيرلب‌ غريد: ببين‌، قدرت‌ شيطان‌ حتي‌ در تخيل‌ ما به‌هنگام‌خواب‌ نيز وحشتناك‌ و ترس‌آور است‌.


نسخه قابل چاپ
شناسه : PS0147
تاريخ ارسال : پنج شنبه 31 شهریور 1384
به ترتيب ارسال
به ترتيب بيشترين بازديد
مادر - جیمز جویس

این همه آب و این‌قدر نزدیک به خانه - ریموند کارور

سار بی‌بی خانم - مهشید امیرشاهی

این برف، این برف لعنتی - جمال میرصادقی

سالي‌ دو ماه‌ - محمد بهارلو

ماجرای گند - آنتون چخوف

روياي يك ساعته - كيت شوپن

سه شنبة خیس - بیژن نجدی

چهره - آلیس مونرو

گذرنامه - هرتا مولر

دفترچه پس انداز - آلبا دسس پدس

دختر خاله‌ها - جویس کرول اوتس

تب خال - احمد محمود

قصه دختر سعید مسیّب - شمس‌الدّین محمّد تبریزی

مترسک - جبران خلیل جبران

زير درخت ليل - هوشنگ گلشيري

خواب هاروی - استیون کینگ

در حال و هواي سن ژرمن - آنا گاوالدا

باغچه جعفری - ویلیام سارویان

یکی از همین روزها - گابریل گارسیا مارکز

خال و ناخن - آلکس لاگوما

يك تصوير - ويرجينيا وولف

بیرون رانده - ساموئل بکت

دست بردار! - فرانتس كافكا

كلاس درس - غلام‌حسین ساعدی

كالسكه - نيكلاي گوگول

شجره النور يا درخت روشنایی - محمدرضا صفدری

آينه ها - دينو بوتزاتي

عُقلاي‌ِ مجانين - محمد بهارلو

مرد - محمود دولت‌آبادی

لاک قرمز - میترا داور

در شهرکی غریب - شروود آندرسن

گزارشی از صنعت سایه - پیتر کری

فصل سانسور شده «نخستين حلقه» - سولژنيتسين

شكل واقعي من - نسيم خاكسار

متزن گرشتاین - ادگار آلن پو

ملخ‌ها - بهروز دهقانی

مرگ یک راهزن - لوییجی بارتزینی

شناگر - جان چيور

یک دست و دو هندوانه - آنتون چخوف

آنطرفِ خیابان - جعفر مدرس صادقی

آتش زردشت - هوشنگ گلشیری

باغ سنگ - سيمين دانشور

خاطره - مارسل پروست

خانه اشباح - ويرجينيا ولف

کرگدن‌ها - اوژن یونسکو

از همه بهارها تا یک پائیز - محمود کیانوش

لباس سرهم - چارلز بوكوفسكي

فرنی - جی. دی. سلینجر

نخستین اشتباهی که نی نی کرد. . . - دونالد بارتلمی‌

بیدار - توبیاس ولف

خانم حوا - هانری تروایا

دایی ممد - نسیم خاکسار

پس از تاريكي در زمين‌هاي بازي - ام. آر. جيمز

قسمتی از رمان عروس نیل - محمد بهارلو

کنت دراکولا - وودی آلن

این آقای هلندی - هرمان هسه

چگونه وانگ‌فو رهایی یافت؟ - مارگریت یورسنار

راشومون - ريونوسوكه آكوتاگاوا

لاشخور - فرانتس کافکا

نقشبندان - هوشنگ گلشیری

قيل و قال روي درخت - حنيف قريشي

دن آرام - ميخائيل شولوخوف

هديه‌ي غير منتظره - استيگ داگرمن

پسر نازنين - رولد دال

محاکمه - آنتون چخوف

گیرم که بلی - توبیاس وولف

تصادف - سیمین دانشور

لوزة سوم - علي اشرف درويشيان

حباب غم - چارلز بوكوفسكي

مامور قطع آب - مارگريت دوراس

رادیکال‌های آزاد - آلیس مونرو

هزارو‌یک‌شب - هزارو‌یک‌شب

خاله نوشا عاشق بود - ميترا داور

دوشیزه بریل - کاترین منسفیلد

بشر دوست - رومن گاری

چاه‏كن‏ها - محمد بهارلو

جنوب - خورخه لوييس بورخس

چنار - هوشنگ گلشیری

زائر عارف بختور - اسماعیل فصیح

شکوه قانون - فرانک اُکانر

دست‌گرمی برای نوشتن یک داستان - شروود آندرسن

لباس نو - ویرجینیا ولف

جاودانگي - ميلان كوندرا

مزدور - جان اشتان بک

روز شمار - کارل چاپک

کشيك شبانه - رضا جولايي

ده تا سرخ‌پوست - ارنست همينگ‌وي

طوطي - سيمين بهبهاني

ناتاشا - ولاديمير ناباکوف

سگِ دانا - جبران خليل جبران

خوب‌ها کمي پايين‌تر زندگي مي‌کنند - نادر ابراهيمي

مضمون خائن و قهرمان - خورخه لوييس بورخس

بيچاره آن مرحوم - لويجي پيراندلو

موجي که هرگز دريا را ترک نکرد - اوکتاويوپاز

دهکدة بعدي - فرانتس کافکا

سه قديس تيره - ولفگانگ برشرت

گزيده هايي از دفتر يادداشت هاي وودي آلن - وودي آلن

پدر - ريموند کارور

قضيه ي تيارت (طوفان عشق خون آلود) - صادق هدايت

صندوقچة طلايي - ريلکه

سلماني زنش را کشته - آلبر کوسري

قتل زوجة «هانِ» تَردست - شي گانا اويا

شرحي بر قصيدة جمليه - هوشنگ گلشيري

قديس - وي اس پريچت

مزاحمت - دوريس لِسينگ

گربه زير باران - ارنست همينگوي

بدونِ قهرمان - تي سي بويل

ربايش - توبياس ولف

دقيقاً - هارولد پينتر

خط و رنگ - ايساك بابل

داستان ششم - جلال‌‌آل احمد ، سيمين دانشور

طلاق - آيزاک باشويس سينگر

پارکِر اَندِرسِنِ فيلسوف - اَمبروس بي يرس

خيره - دوريس لسينگ

قطعه‌اي ازتک‌گويي نووه چنتو - الساندرو باريکّو

مرده خورها - صادق هدايت

خواب به خواب - محمد بهارلو

کنار دريا - آلن رب گريه

رؤيت دخترصددرصد ايده‌ال در صبح‌گاه بهاري - ‌هاروکي موراکامي

سه مينياتور - ناصر زراعتي

يرما - فدريکو گارسيا لورکا

بي - علي‮اشرف درويشيان

چراغ‌هاي بي‌فروغ - شروود اَندرسون

نفتي - صادق چوبک

آقاي کبوتر و بانو - کاترين منسفيلد

فاجعه معدن در نيويورک - هاروکي موراکامي

کابوس - فروغ فرخزاد

نيويورک، محشر است! - آرت بوخوالد

يک روز خوش براي موزماهي - جي.دي. سلينجر

خانه‌اي در آسمان - گلي ترقي

موش يک کلمه است - ميترا داور

آسمان سياهِ شب - جرمي کِين

دوشيزه - ماريو بارگاس يوسا

مردي از جنوب - رولد دال

نهيليت - کورت کوزنبرگ

جلو قانون - فرانتس کافکا

جنگ - جبران خليل جبران

اتهام به خود - پتر هانتکه

نوشتة خداوند - خورخه لوئيس بورخس

ماهي وجفتش - ابراهيم گلستان

زندگي خوش و کوتاه فرانسيس مکومبر - ارنست ميلر همينگ‮وي

مرگ پدرم - چارلز بوکوفسکي

گذر از تونل - دوريس لسينگ

لادا و ميلنا - لارا واپنير

رازي ميان دو نفر - کوونتين ري‌نولدز

گلستان سعدي - باب ششم: در ضعف پيرى - سعدی_تصحيح محمدعلي فروغي

آقاي نويسنده تازه كار است - بهرام صادقي

صداها در فضا و درشب - ولفگانگ بورشرت

بي‌تفاوت - فروغ فرخ‌زاد

يک گل‌سرخ براي اميلي - ويليام فاکنر

ترس - احمد محمود

راکي - جان دوس پاسوس

انتَ عُمري - محمد بهارلو

ناخدا عبدل - حسن کرمي

گلستان سعدي - باب پنجم: در عشق و جوانى - تصحيح محمد علي فروغي

قنداق - يوکيو ميشيما

تمارض - ميترا داور

ده نفر سرخ‮پوست - ارنست همينگ‮وي

جشن فرخنده - جلال آل احمد

ديباچه و داستان پنجمِ کتاب چهل طوطي - سيمين دانشور، جلال آل‮احمد

دختر - جاماييكا كينكيد

وقتي آتش خاموش شود - هاروکي موراکامي

ذکر حکايت افشين و خلاص يافتن بودلف از وي - خواجه ابوالفضل محمد بن حسين بيهقي دبير

گرگ پشت در - جيمز تربر

شركا - ريچارد براتيگان

ديسک - خورخه لوئيس بورخس

آواها - ولاديمير ناباكف

جوراب شلواري - تيم اوبرايان

ساندويج - غلامحسين ساعدي

تجلي - صادق هدايت

مرد مرده - خورخه لوئيس بورخس

با پسرم روي راه - ابراهيم گلستان

عقدة ادیپ من - فرانک اُکانر

تپه‌هايي چون فيل‌هاي سفيد - ارنست ميلر همينگ‌وي

سوآپي‌ و پاسبان‌ها - ا. هنري

همسر قاضي - ايزابل آلنده

محكمة جنايي* - ياروسلاو هاشِك

اين طرف بيا، اره كش! - هيوس دل كورال

مرگ در ميزند - وودي آلن

گلستان سعدی - باب چهارم، در فوايد خاموشى - تصحیح شادروان محمدعلی فروغی

گلستان سعدي - باب سوم، در فضيلت قناعت - تصحيح شادروان محمدعلي فروغي

عافيت - بهرام صادقي

برف‌هاي کليمانجارو - ارنست ميلر همينگوي

تالپا - خوان رولفو

ما آدم نمي‌شيم!.. - نوشتة: عزيز نسين

شوخي - آنتون پاولوويچ چخوف

دگرگوني دريا - ارنست همينگوي

شواليه ناموجود - ايتالو كالوينو

گلستان سعدي - باب دوم، در اخلاق پارسايان - تصحيح شادروان محمد علي فروغي

گلستان سعدي - باب اول، در سيرت پادشاهان - تصحيح شادروان محمد علي فروغي

خدمت وظيفه - برانيسلاو نوشيج

صورت آبي - هانريش بل

دُرشتي - علي‌اشرف درويشيان

درد پنجم - اميرحسين چهل‌تن

گلدسته و فلک - جلال آل احمد

آوريل در يونان - آندره كدروس

رمان همشاگردي‌ها - حسين مرتضائيان آبكنار

مرگ در كاسة سر - جواد مجابي

انعکاس آفتاب در تخته‌هاي بار‌انداز - جِي. دي. سَلينجِر

ماه‌پيشاني - احمد شاملو

گلستان سعدي - سعدي

نمايشنامة نظم نوين جهان - هرولد پينتر1

حكايت‌ دو وزير - هزار و يک شب

چاقو - محمد بهارلو

قفسة دوم - ميترا داور

سنگي بر گوري - جلال آل احمد

عكس - رودي دويل

زير باران - احمد محمود

نوامبر - پيتر بيکسل

گربه سياه - ادگار آلن پو

عزاداران بيل - غلام‌حسين ساعدي

خسيس - مولير

پدر - ايساک بابل

اي آفتاب غروبگاه - ويليام فاکنر

ذوق زبان - آن تايلر

شبي با امپراتريس - ايساک بابل

بينوايان - ويکتور هوگو

روي خور - محمد بهارلو

تخم‌مرغ و مرغ - جوواني گوارسکي

عشاي نيمه‌شب - ژواکيم ماريا ماشادو د آسيس

ويرانه‌هاي مدور - خورخه لوئيس بورخس

نوروزنامه - حکيم ابوالفتح عياث‌الدين عمربن ابراهيم خيام

قرعه کشي - شرلي جکسن

سان سالوادور - پيتر بيکسل

خانواده هاي آواره - فرهاد پيربال

عشق در سالن فريز - ميترا داور

شاعر بزرگ - چارلز بوكفسكي

شام خانوادگي - کازوئوايشي گورو

جنايت و مکافات - جوواني گوارسکي

اودسا - ايساک بابل

دوشو - گي دوموپاسان

گنج - ويليام سامرست موآم

در آسمان و بر زمين - اينگه‌بُرگ باخمان (۲)

يك فرشتة بهتر - كريس آدرين

ترس و لرز - غلام‌حسين ساعدي

رؤياهايم را مي‌فروشم - گابريل گارسيا مارکز

راه دور - محمد بهارلو

نان - ولفگانگ بورشرت

مشت‌زن حرفه‌اي - ارنست همينگوي

ترس ولرز - غلام‌حسين ساعدي

11 سپتامبر، خيابان توليه - راينر ماريا ريلكه

آخرين سفر کشتي خيالي - گابريل گارسيا ماركز

اردوگاه سرخ‌پوستان - ارنست همينگوي

ماجراي جو - مارك استنلي بيوباين

يك بار در تمام زندگي - جومپا لايري

دشمن‌ها - آنتون پاولوويچ چخوف

مرگ مدام در ماوراة عشق - گابريل گارسيا ماركز

ساعت استراحت - لنگستن هيوز

چاه - ناصر تقوايي

فارسي شکر است - محمّد علي جمال‌زاده

مرد لال - شروود آندرسون

بعضي چيزها پايدار مي‎مانند - شروود آندرسن

گل رس - جيمز جويس

گوسالة کوچولو - ارسکين کالدول

حديث مور و حشمت سليمان -

کلئوپاترا - نوشتة: ويل کاپي

دسته گل آبي - اوکاتاويو پاز

نبش‌ِ قبر - محمد بهارلو

ايما و اشاره‌ها - ولاديمر ناباکف

خيانت چگونه به روسيه راه يافت - راينر ماريا ريلكه

يك شب - نجيبه احمد

تپه‌های سبز آفریقا - ارنست همینگوی

کهن‌ترین داستان جهان - رومن گاری

تپه کومادرس(1) - خوان رولفو

شبي که تنهايش گذاشتند - خوان رولفو

به‌ياد آر - خوان رولفو

بوگارت - و. س. نايپُل

قلمرو خدا - ويليام فاکنر

نامه به همساية دانشمند - آنتون چخوف

سگ خالي - دينو بوتزاتي

خائن - بزرگ علوي

عيد فقرا صفا ندارد - جان چيور

آدم اول(فصل اول) - آلبر کامو

بي‌بي - نسيم خاكسار

راز و نياز يک لاف‌زن - لنگستن هيوز

شب سي‌‌ودوم - هزار و يک شب

بعضي از ما دوستمان کُلبي را تهديد مي‌‌کرديم - دونالد بارتِلْمي

ببر مردم شناس - جيمز تربر

شب سي‌‌ويکم - هزار و يک شب

فلوسي - وودي آلن

شب سي‌اُم - هزار و يک شب

غول‌هاي ادب دو آلمان - 195۶ - گنتر گراس

پاهام زندگي مخصوص خودشونو دارن - لنگستن هيوز

شب بيست‌ونهم - هزار و يک شب

داستان بر دار کردنِ حسنک وزير - ابوالفضل محمدبن‌حسين بيهقي

شب بيست‌وهشتم - هزار و يک شب

در بيشه - ريونوسوکه آکوتاگاوا

شب بيست‌وهفتم - هزار و يک شب

فصل منتشر نشده‌اي از «هکلبري ‌فين» - مارک توين

شب بيست‌وششم - هزارويک شب

دارکوب‌ها - ارسکين کالدول

شب بيست‌وپنجم - هزار و يک شب

نخستين عشق - ساموئل بکت

فردا - صادق هدايت

چرند پرند (اخبار شهري) - علي‌اکبر دهخدا

آدم‌کش‌ها - ارنست همينگ‌وي

زاير - نسيم خاکسار

شب چهلم - هزارويک شب

زنان حساس - جان آپدايک

زندگي - گريس پي‌لي

سرخوردگي‌ بزرگ‌ - گوستاو دامان‌

برتا خيکي - 1910 - گونتر گراس

کلاغ در جنگل - جان آپدايک

بي‌همگي - ساموئل بکت

علامت‌ - محمدرضا گودرزي‌

خاطرات‌ قبرستان‌ - يوسف‌ عزيزي‌ بني‌طُرُف‌

سنگ سياه - محمدرضا صفدري

خواسته‌ها - گريس پي‌لي

بنگ - ساموئل بکت

هريسُن بِرگِرُن - كورت ونه گوت

هي‌هي‌، جبلي‌، قُم‌ قُم‌ - رضا دانشور

جادكمه‌ - محمدرضا گودرزي‌

نويسنده‌ صبح‌ها يك‌ قاشق‌ شيرة‌ گل‌ مي‌نوشيد تا در حالت‌ جنيني‌ بنويسد - حسن‌ اصغري‌

مؤمنان‌ - جان‌ آپدايك‌

غم‌باد - ناتاشا اميري‌

مزاحم - خورخه لوئيس بورخس

اعدام‌ - عدنان‌ غُريفي‌

هکلبري فين - مارک توين

نُه - کلاوس شلِ زينگر

گل‌کلم‌سبز - للارا وپنيار

باران تابستان - مارگريت دوراس

زخم شمشير - خورخه لوئيس بورخس

بادنماها و شلاق‌ها - نسيم‌ خاكسار

گذرگاه‌ِ مُردگان‌ - محمد بهارلو

صفحة‌ حوادث‌ - مجيد دانش‌آراسته‌

آخرين‌ پمپ‌ بنزين‌ - شرلي‌ آن‌ گرو

کويتا از ميان شيشه - اميلي ايشم رابوتد

سقف - كوين بروك ماير

حمام - نجف دريابندري

شاهدان‌ - جان‌ آپدايك‌

شپش - جاهد جهان‌شاهي

آواز فوارة‌ آب‌ و گنجشك‌ - حسن‌ اصغري‌

روگذر عابر پياده‌ - ميترا الياتي‌

در ستايش عقل - محمدرضا بيگي

آدم کش‌ها - ارنست همينگ‌وي

جاي‌ دنج‌ِ تميز و پُر نور - ارنست‌ همينگ‌وي‌

بقال‌ خرزويل‌ - نسيم خاكسار

غذاخوردن‌ آلماني‌ - كاترين‌ منسفيلد

والتر جان هارمون - اي. ال. دکترف

افسون‌گر - هاينريش‌ مان‌

مردم‌آزارها - ريموند كارور

گمشدگي - انوش صالحي

دنِ آرام - ميخاييل شولوخوف

كابوس‌ مرد خدا - برتراند راسل‌

آمريكا - هاينريش‌ بُل‌

ماجراي‌ كوگلماس‌ - وودي‌ آلن‌

غوك‌ - رضا علامه‌زاده‌

نوشتة‌ خواننده‌ - ارنست‌ همينگ‌وي‌

دشمن‌ِ شمارة‌ يك‌ اجتماع‌ - جان‌ بوكوفسكي‌

هزار و يک شب (شب سي و هشتم) -

اوليس‌ - جيمز جويس‌

آدم‌هاي‌ مشهور - اورهان‌ پاموك‌

هميشه‌ مادر - علي‌اشرف‌ درويشيان‌

جعبة‌ آرزو - سيلويا پلات‌

موزلي - ويليام فاکنر

سيل توي چادرت افتاده - تس گالاگر

آينه - محمود دولت‌آبادي

داشتن و نداشتن - ارنست همينگ‌وي

چرا دريا توفاني شده بود - صادق چوبك

آشغالداني - نسيم خاکسار

گزيده آثار چوبک - صادق چوبک

زني که مردش را گم کرد - صادق هدايت

آقا جولو - ناصر تقوايي‌

بوم - انوش صالحي

خواب خون - بهرام صادقي

معصوم دوم - هوشنگ گلشيري

فارسي شكر است - محمدعلي جمال‌زاده

گدا - غلام‌حسين ساعدي

گيله مرد - بزرگ علوى

جهنم و بهشت - جامپا ليري

کراوات‌هاي آقاي ودريف - تس گالاگر

من و سهراب دريابندري - نجف دريابندري

شور و شوق - آليس مونرو

لانة خرگوش، بهترين توضيح - آن بيتي

اُسَبِل‌ - جويس‌ كَرول‌ اوتِس‌

استوديوي شمارة 54 - ريچارد براتيگان

ساعتِ آشپزخانه - وُلفگانگ بُرشِرت

آخرين تير تفنگ من - آلفونس دو لامارتين

مدال‌هاي‌ جنگي بسيار در بازار بي‌خريدار - ارنست همينگوي

پيانونواز - دونالد بارتلمي

هفت سين - محمد بهارلو

تابوتي بر آب - محمد بهارلو

چپ دست ها - گونتر گراس

بله، نيروانايى در كار نيست - كورت وونه‏گات جونيور

از آشنايى با شما خوش وقتم - جويس كرول اويتس

مرغ عشق - عدنان غريفي

هدايت - بهرام بيضايي

سه قطره خون - صادق هدايت

سر مقاله | داستان | گفت‌وگو | نقد | معرفی کتاب | گزارش | کارگاه | مقاله | چهره | جست‌وجوي پيشرفته | تازه‌ها | بايگاني | ارسال نظرات | ديباچه را خانه خود كنيد
تکثير و تجديد چاپ آثار موجود در ديباچه به صورت نشر کتاب يا در نشريات فقط با اجازه کتبي صاحب اثر و ديباچه مجاز است، اما لينک دادن به آنها بلامانع است
Dibache.com  2005 - All rights reserved , Programming Parswebgate