برگردان: بهرام قاسمينژاد
(دو مرد، سر يك ميز، با نوشابه.)
سكوت
ستيون: منظورم اينه كه بارها و بارها حرفمون اين بوده، مگه نه؟
راجر: البته
ستيون: بارها و بارها. ده ميليون. آره، حرفمون همين بوده. بارها و بارها. آمار و ارقام هم همينو ميگه. مشقامونو نوشتيم. ده ميليون يه حقيقته. وقتي اين مردم ميگن بيست، ميدوني در حقيقت دارن چه كار ميكنن؟ دارن حقيقتو تحريف ميكنن.
راجر: شرمآوره.
ستيون: آره. منظورم اينه كه اونا سگِ كي باشن كه بدون؟
راجر: آره.
ستيون: ما نشستيم و فكر كرديم.
راجر: آره.
ستيون: اصلاً واسه همين پول ميگيريم.
راجر: پول خوبي هم ميگيريم.
ستيون: آره ديگه. پول خوب، واسه فكر خوب.
جرعهاي نوشابه مينوشند.
بيست ميليون! آخه يعني...!
راجر: آره ديگه.
ستيون: ببين چي ميگم، نه من، نه اون بالا بالاييها، هيچكدوم ديگه تحملشو نداريم. راجر، اينا دارن مجدانه و مصرانه مردمو فريب ميدن. گرفتي چي ميگم؟
راجر: اگه دست من بود، اين حرومزادهها رو ميذاشتمشون سينة ديوار و از دَم تيربارونشون ميكردم.
ستيون: راستشو بخواي، صرفاً واسه بررسي همين موضوع يه كميته تشكيل دادم.
راجر: جداً؟ آفرين بر تو.
جرعهاي نوشابه مينوشند.
راستش...شنيدم كه صحبت از سي ميليونه.
ستيون: چي؟
راجر: تازه يكي دونفرشون... از اينم جلوتر رفتن.
ستيون: منظورت چيه؟
راجر: خوب... ديگه... چهل... پنجاه... شصت... هفتاد...
ستيون: آخه اينكه ميشه كل جمعيت!
راجر: آره، ميدونم.
ستيون: ايبابا، من كه تو كَتم نميره.
راجر: واقعاً كه پُرروييه، مگه نه، ستيون؟
ستيون: از پُررويي يه چيزي هم اونطرفتره راجر.
راجر: آره، بابا.
مكث
ستيون: ميدوني من ميگم با اين آدما چه كار كنيم؟
راجر: چه كار كنيم؟
ستيون: من ميگم آويزونشون كنيم، و دست و پاشونو بكشيم، و شقه شقهشون كنيم. دلم ميخواد رنگ دل و رودههاشونو ببينم.
راجر: رنگ "پرچم سرخه"، پسر.
ستيون: دقيقاً
جرعهاي نوشابه مينوشند.
ميدوني چيه، چيزي كه حال آدمو از اين ماجرا بيشتر بههم ميزنه اينه كه همۀ مردم كشور پشتمان. اونا آمادگيشو دارن كه همون ده ميليون ما رو قبول كنن. راضيِ راضياَن! اونوقت اين حرومزادهها در مقابل چه كار ميكنن؟ عمداً سعي ميكنن كه امنيتشونو منحرف كنن و اونو زير سوال ببرن. حتي ايمانشونو.
راجر جرعهاي نوشابه مينوشد و نگاهي به ستيون ميكند.
راجر: دو تا ديگه بذار روش، ستيون.
ستيون به او زل ميزند.
ستيون: دو تا ديگه؟
راجر: دو ميليون ديگه. اونوقت يه نوشابة ديگه مهمون مني. دو تا ديگه واسه يه نوشابه.
ستيون: (به آرامي) نه، نه، راجر. همون ده ميليون. فاتحه.
راجر: ميخواي بگي دقيقاً؟
ستيون: ميخوام بگم فاتحه. دقيقاً
مكث
ازت ميخوام اين رقمو قبول كني.
مكث
قبولش كن.
به يكديگر زل ميزنند.
راجر: ده ميليون فاتحه، دقيقاً؟
ستيون: دقيقاً
از کتاب خاکستر به خاکستر – نشر قطره