خانه داستان حرفه‌اي داستان تجربي  داستان زبان اصلي داستان عاميانه داستان گويا بايگاني
ده تا سرخ‌پوست

ارنست همينگ‌وي

برگردان: سیروس طاهباز


Ernest Hemingway « چهارم ژوئيه‌»‌اي بود و نيک Nick شب، دير وقت، با ارابة جو گارنرJoe Garner و خانواده‌اش به خانه برمي‌گشت که توي راه از کنار نُه تا سرخ‌پوست مست گذشتند. يادش بود که نُه تا بودند چون جو گارنر که در هواي گرگ‌وميش ارابه مي‌راند دهانة اسب‌ها را کشيده بود و پائين پريده بود و سرخ‌پوستي را از کنار شيار چرخ بيرون کشيده بود. سرخ‌پوست خوابيده بود و صورتش روي خاک بود. جو سرخ‌پوست را کشيد کنار بوته‌ها و برگشت به ارابه.
 جو گفت« با اين يکي شدن نُه تا، همين گوشه کناران.»
 خانم گارنر گفت« سرخ‌پوستا.»
 نيک با دو تا پسرهاي گارنر در صندلي عقب بود. از آن‌جا بيرون را نگاه مي‌کرد که سرخ‌پوستي را که جو به کنار جاده کشيده بود ببيند.
 کارل پرسيد« بيلي تيبل‌شوBilly Tableshaw بود؟»
 « نه.»
 « شلوارش مثه شلوار بيلي بود.»
 « همة سرخ‌پوستا از اين شلوارا مي‌پوشن.»
 فرانک Frank گفت« تا حالا پاپا رو نديده بودم پياده بشه و پيش از اين‌که من چيزي رو ببينم برگرده. خيال کردم داره مار مي‌کشه.»
 جو گارنر گفت« گمونم امشب شب مارکُشون سرخ‌پوستاس.»
 خانم گارنر گفت« اين سرخ‌پوستا.»
 به پيش مي‌رفتند. راه از جادة اصلي مي‌پيچيد و به سوي تپه‌ها بالا مي‌رفت. اسب‌ها به سختي ارابه را مي‌کشيدند و پسرها پائين آمدند و پياده به راه افتادند. جاده خاکي بود. روي تپه، نيک برگشت و به ساختمان مدرسه نگاه کرد. چراغ‌هاي پتوسکي Petoskeyرا مي‌ديد و از آن طرف خليج کوچک تراورس Traverse را و چراغ‌هاي اسکلة اسپرينگزSprings را. بچه‌ها دوباره سوار ارابه شدند.
 جو گارنر گفت« باس اين يه تيکه راه رو، شن بريزن. » راه از ميان بيشه مي‌گذشت. جو و خانم گارنر نزديک هم روي صندلي جلو نشسته بودند. نيک وسط نشسته بود و پسرهاي گارنر کنارش نشسته بودند. جاده صاف شده بود.
 « همين‌جا بود که پاپا « راسو بوگندو» رو زير گرفت.»
 « بالاتر بود.»
 جو بي‌ آن‌که سرش را برگرداند گفت« فرق نمي‌کنه کجا بود، هر جا واسه اين‌که يه راسو بوگندو رو زير کني جاي خوبيه.»
 نيک گفت« ديشب دوتاشونو ديدم.»
 « کجا؟»
 « پائين درياچه، کنار شن‌ها پي ماهي مرده مي‌گشتن.»
 کارل گفت« شايد رکون Racoon بودن.»
 « راسو بوگندو بودن. گمونم ديگه راسو رو بشناسم.»
 کارل گفت:« باس يه دختر سرخ‌پوست بگيري.»
 خانم گارنر گفت« کارل، اين حرفا رو بذار کنار.»
 « خب، اونام بوي راسو رو ميدن.»
 جو گارنر خنديد.
 خانم گارنر گفت« نخند جو، نمي‌ذارم کارل ازين حرفا بزنه.»
 جو پرسيد« نيکي، يه دختر سرخ‌پوست تور زدي؟»
 « نه.»
 فرانک گفت« خيلي پاپا. پرودنس ميچلPrudence Mitchell رفيقشه.»
 « نه اين‌جور نيس.»
 « هر روز مي‌بينتش.»
 نيک که توي تاريکي ميان پسرهاي گارنر نشسته بود از اين‌که پرودنس ميچل را به او مي‌بستند ته دلش خوش‌حال بود. گفت« نه، رفيق من نيس.»
 کارل گفت« نيگا چي داره مي‌گه، هر روز با هم ديدمشون.»
 مادرش گفت« کارل با هيچ دختر کاري نداره چه برسه به دختر سرخ‌پوست.»
 کارل خاموش بود.
 فرانک گفت« کارل ميونه‌ش با دخترا خوب نيس.»
 « تو خفه شو.»
 جو گارنر گفت« راست ميگي کارل، دخترا مردو جايي نمي‌رسونن. به پدرت نگاه کن.»
 خانم گارنر چنان خودش را به جو چسباند که ارابه تکان خورد. « خب، که اين‌طور، پس معلومه به موقش با خيلي از دخترا بودي.»
 « شرط مي‌بندم پاپا هيچ‌وقت با يه دختر سرخ‌پوست نبوده.»
 جو گفت« فکرشو نکن نيک، بهتره مواظب دختره باشي.»
 زنش چيزي زير گوشش گفت و جو خنديد.
 فرانک پرسيد« واسه چه مي‌خنديد؟»
 خانم گارنر گفت« گارنر، نگي‌ها.» و جو دوباره خنديد.
 جو گارنر گفت« نيکي مي‌تونه پرودنس رو بگيره، دختر خوبي سراغ دارم.»
 خانم گارنر گفت« اين شد حرف.»
 اسب‌ها روي شن به سختي راه مي‌رفتند. جو توي تاريکي اسب‌ها را شلاق مي‌زد.
 « يالا بکشين. فردا مجبورين ازين بيشترو بکشين.»
 از سرازيري تپه يورتمه رفتند و ارابه يک‌وري شد. کنار خانه، همه پياده شدند. خانم گارنر قفل در را باز کرد و تو رفت و چراغ به دست بيرون آمد. کارل و نيک اسباب‌ها را از پشت ارابه پياده کردند. فرانک جلو نشسته بود که ارابه را به انبار ببرد و اسب‌ها را ببندد. نيک از پله‌ها بالا رفت و در آشپزخانه را باز کرد. خانم گارنر داشت بخاري را روشن مي‌کرد. نفت را ريخته بود روي چوب.
 نيک گفت« خداحافظ خانم گارنر، ممنون که منو آوردين.»
 « چيزي نبود، نيکي.»
 « خيلي بهم خوش گذشت.»
 « اين‌جا باش. نمي‌موني يه شامي بخوريم؟»
 « بهتره برم. گمونم بابام منتظرمه.»
 « خب، پس برو. به کارل بگو بياد خونه، مي‌گي؟»
 « خيله خب.»
 « شب بخير، نيکي.»
 « شب بخير، خانم گارنر.»
 نيک به مزرعه رفت و به طويله سر کشيد. جو و فرانک داشتند شير مي‌دوشيدند.
 نيک گفت« خيلي بهم خوش گذشت، شب بخير.»
 جو گارنر صدا زد« شب بخير نيک، نمي‌موني پيش ما شام بخوري؟»
 « نه، نمي‌تونم. ميشه به کارل بگين مادرش کارش داره؟»
 « خيله خب، شب بخير نيک.»
 نيک پابرهنه از کوره راه کنار طويله، که از ميان چمن‌ها مي‌گذشت، به راه افتاد. کوره‌راه صافي بود و شبنم‌ها پاهاي برهنه‌اش را خنک مي‌کرد. وقتي چمن‌ها تمام شد از چپري پريد و از گردنه‌اي سرازير شد، پاهايش از گل باتلاق پوشيده شده بود، آن‌گاه از بيشه‌اي خشک گذشت تا سرانجام روشني کلبه را ديد. از ميان پنجره پدرش را مي‌ديد که پشت ميز نشسته است و در نور چراغ مشغول خواندن است. نيک در را باز کرد و رفت تو.
 پدرش گفت« خب، نيکي، خوش گذشت؟»
 « عالي بود پدر. تعطيل خوبي بود.»
 « گرسنته؟»
 « معلومه.»
 « کفشاتو چيکار کردي؟»
 « تو ارابة گارنر جا گذاشتم.»
 « بيا تو آشپزخونه.»
 پدر نيک با چراغ جلو رفت. ايستاد و سرپوش جاي يخ را برداشت. نيک هم آمد. پدرش بشقابي با يک تکه جوجه سرد، و سبويي شير را روي ميز جلوي نيک گذاشت. چراغ را هم گذاشت روي ميز.
 پدرش گفت« چند تا کلوچه‌ام هس. با اين سير مي‌شي؟»
 « اين زياده.»
 پدرش روي صندلي کنار ميز نشست و ساية بزرگي روي ديوار آشپزخانه انداخت.
 « کي توپ‌بازي رو برد؟»
 « پتوسکي. پنج به سه.»
 پدر غذا خوردن نيک را پائيد و ليوانش را پر از شيرکرد. نيک شير را سرکشيد و با دستمال دهانش را پاک کرد. پدرش براي کلوچه رفت طرف رف و تکة بزرگي را براي نيک بريد. کلوچة شاتوت بود.
 « بابا، تو چه کار کردي؟»
 « صبح رفتم ماهيگيري.»
 « چيزي به تور زدي؟»
 « فقط سگ‌ماهي.»
 « پدرش نشسته بود و کلوچه خوردن نيک را مي‌پائيد.
 نيک پرسيد« بعدازظهر چه کار کردي؟»
 « رفتم گردش ، طرف خونه‌هاي سرخ‌پوستا.»
 « کسي رم ديدي؟»
 « سرخ‌پوستا همه‌شون رفته‌بودن شهر مست کنن.»
 « هيشکي رو نديدي؟»
 « رفيقت پرودي رو ديدم.»
 « کجا بود؟»
 « دختره با فرانک وش‌برن Wash Burn تو جنگل بودن که سررسيدم. يه مدت با هم بودن.»
 پدر نگاهش نمي‌کرد.
 « چه کار داشتن مي‌کردن؟»
 « وانستادم سر دربيارم.»
 « بهم بگو چه کار داشتن مي‌کردن.»
 پدرش گفت « نمي‌دونم ، اون طرفا فقط صداي خرمن کوبو مي‌شنيدم.»
 « از کجا فهميدي اونان؟»
 « ديدمشون.»
 « فکر کردم گفتي نديديشون.»
 « اوه، چرا، ديدمشون.»
 نيک پرسيد« کي باهاش بود؟»
 « فرانک وش‌برن.»
 « چيز بودن- چيز بودن-»
 « چي بودن؟»
 « خوش‌حال بودن؟»
 « گمونم آره.»
 پدر از پشت ميز بلند شد و از در سيمي آشپزخانه رفت بيرون. وقتي برگشت نيک هنوز به بشقابش خيره مانده بود. گريه مي‌کرد.
 پدرش چاقو را برداشت که کلوچه ببرد.« بازم مي‌خواي؟»
 نيک گفت« نه.»
 « خوبه يه تيکه‌ام بخوري.»
 « نه، ديگه نمي‌خوام.»
 پدرش ميز را جمع کرد.
 نيک پرسيد« کجاي جنگل بودن؟»
 « پشت خونه‌ها. » نيک به بشقابش خيره شده بود. پدرش گفت« نيک، بهتره بري بخوابي.»
 « خيله خب.»
 نيک به اتاقش رفت، لباسش را کند و رفت توي رخت‌خواب. صداي پدرش را که توي اتاق نشيمن راه مي‌رفت مي‌شنيد. دراز کشيده بود و صورتش روي بالش بود. فکر مي‌کرد « دلمو شکست، اگه اين‌جوره حسابي دلمو شکست.»
 کمي بعد شنيد که پدرش چراغ را فوت کرد و رفت به اتاق خودش. شنيد که در بيرون بادي از لاي درخت‌ها آمد و احساس کرد که سرما از ميان در سيمي تو مي‌آيد. مدت زيادي با صورتي به روي بالش دراز کشيد و بعد فکر پرودنس از يادش رفت و آخر سر خوابش برد. نيمه‌هاي شب که بيدار شد صداي باد را لاي درخت‌هاي شوکران بيرون کلبه و صداي موج‌هاي درياچه را که به ساحل مي‌خورد ، شنيد و باز به خواب رفت. صبح توفان سختي بود و آب درياچه بالا آمده بود و نيک خيلي وقت پيش از آن‌که يادش بيايد که دلش شکسته است، از خواب بيدار شده بود.


برگرفته از:
از پا نیفتاده   و ده داستان دیگر
انتشارات مروارید   چاپ اول:1342   چاپ دوم  1355
تهران


نسخه قابل چاپ
شناسه : PS2165
تاريخ ارسال : جمعه 14 تیر 1387
به ترتيب ارسال
به ترتيب بيشترين بازديد
مادر - جیمز جویس

این همه آب و این‌قدر نزدیک به خانه - ریموند کارور

سار بی‌بی خانم - مهشید امیرشاهی

این برف، این برف لعنتی - جمال میرصادقی

سالي‌ دو ماه‌ - محمد بهارلو

ماجرای گند - آنتون چخوف

روياي يك ساعته - كيت شوپن

سه شنبة خیس - بیژن نجدی

چهره - آلیس مونرو

گذرنامه - هرتا مولر

دفترچه پس انداز - آلبا دسس پدس

دختر خاله‌ها - جویس کرول اوتس

تب خال - احمد محمود

قصه دختر سعید مسیّب - شمس‌الدّین محمّد تبریزی

مترسک - جبران خلیل جبران

زير درخت ليل - هوشنگ گلشيري

خواب هاروی - استیون کینگ

در حال و هواي سن ژرمن - آنا گاوالدا

باغچه جعفری - ویلیام سارویان

یکی از همین روزها - گابریل گارسیا مارکز

خال و ناخن - آلکس لاگوما

يك تصوير - ويرجينيا وولف

بیرون رانده - ساموئل بکت

دست بردار! - فرانتس كافكا

كلاس درس - غلام‌حسین ساعدی

كالسكه - نيكلاي گوگول

شجره النور يا درخت روشنایی - محمدرضا صفدری

آينه ها - دينو بوتزاتي

عُقلاي‌ِ مجانين - محمد بهارلو

مرد - محمود دولت‌آبادی

لاک قرمز - میترا داور

در شهرکی غریب - شروود آندرسن

گزارشی از صنعت سایه - پیتر کری

فصل سانسور شده «نخستين حلقه» - سولژنيتسين

شكل واقعي من - نسيم خاكسار

متزن گرشتاین - ادگار آلن پو

ملخ‌ها - بهروز دهقانی

مرگ یک راهزن - لوییجی بارتزینی

شناگر - جان چيور

یک دست و دو هندوانه - آنتون چخوف

آنطرفِ خیابان - جعفر مدرس صادقی

آتش زردشت - هوشنگ گلشیری

باغ سنگ - سيمين دانشور

خاطره - مارسل پروست

خانه اشباح - ويرجينيا ولف

کرگدن‌ها - اوژن یونسکو

از همه بهارها تا یک پائیز - محمود کیانوش

لباس سرهم - چارلز بوكوفسكي

فرنی - جی. دی. سلینجر

نخستین اشتباهی که نی نی کرد. . . - دونالد بارتلمی‌

بیدار - توبیاس ولف

خانم حوا - هانری تروایا

دایی ممد - نسیم خاکسار

پس از تاريكي در زمين‌هاي بازي - ام. آر. جيمز

قسمتی از رمان عروس نیل - محمد بهارلو

کنت دراکولا - وودی آلن

این آقای هلندی - هرمان هسه

چگونه وانگ‌فو رهایی یافت؟ - مارگریت یورسنار

راشومون - ريونوسوكه آكوتاگاوا

لاشخور - فرانتس کافکا

نقشبندان - هوشنگ گلشیری

قيل و قال روي درخت - حنيف قريشي

دن آرام - ميخائيل شولوخوف

هديه‌ي غير منتظره - استيگ داگرمن

پسر نازنين - رولد دال

محاکمه - آنتون چخوف

گیرم که بلی - توبیاس وولف

تصادف - سیمین دانشور

لوزة سوم - علي اشرف درويشيان

حباب غم - چارلز بوكوفسكي

مامور قطع آب - مارگريت دوراس

رادیکال‌های آزاد - آلیس مونرو

هزارو‌یک‌شب - هزارو‌یک‌شب

خاله نوشا عاشق بود - ميترا داور

دوشیزه بریل - کاترین منسفیلد

بشر دوست - رومن گاری

چاه‏كن‏ها - محمد بهارلو

جنوب - خورخه لوييس بورخس

چنار - هوشنگ گلشیری

زائر عارف بختور - اسماعیل فصیح

شکوه قانون - فرانک اُکانر

دست‌گرمی برای نوشتن یک داستان - شروود آندرسن

لباس نو - ویرجینیا ولف

جاودانگي - ميلان كوندرا

مزدور - جان اشتان بک

روز شمار - کارل چاپک

کشيك شبانه - رضا جولايي

ده تا سرخ‌پوست - ارنست همينگ‌وي

طوطي - سيمين بهبهاني

ناتاشا - ولاديمير ناباکوف

سگِ دانا - جبران خليل جبران

خوب‌ها کمي پايين‌تر زندگي مي‌کنند - نادر ابراهيمي

مضمون خائن و قهرمان - خورخه لوييس بورخس

بيچاره آن مرحوم - لويجي پيراندلو

موجي که هرگز دريا را ترک نکرد - اوکتاويوپاز

دهکدة بعدي - فرانتس کافکا

سه قديس تيره - ولفگانگ برشرت

گزيده هايي از دفتر يادداشت هاي وودي آلن - وودي آلن

پدر - ريموند کارور

قضيه ي تيارت (طوفان عشق خون آلود) - صادق هدايت

صندوقچة طلايي - ريلکه

سلماني زنش را کشته - آلبر کوسري

قتل زوجة «هانِ» تَردست - شي گانا اويا

شرحي بر قصيدة جمليه - هوشنگ گلشيري

قديس - وي اس پريچت

مزاحمت - دوريس لِسينگ

گربه زير باران - ارنست همينگوي

بدونِ قهرمان - تي سي بويل

ربايش - توبياس ولف

دقيقاً - هارولد پينتر

خط و رنگ - ايساك بابل

داستان ششم - جلال‌‌آل احمد ، سيمين دانشور

طلاق - آيزاک باشويس سينگر

پارکِر اَندِرسِنِ فيلسوف - اَمبروس بي يرس

خيره - دوريس لسينگ

قطعه‌اي ازتک‌گويي نووه چنتو - الساندرو باريکّو

مرده خورها - صادق هدايت

خواب به خواب - محمد بهارلو

کنار دريا - آلن رب گريه

رؤيت دخترصددرصد ايده‌ال در صبح‌گاه بهاري - ‌هاروکي موراکامي

سه مينياتور - ناصر زراعتي

يرما - فدريکو گارسيا لورکا

بي - علي‮اشرف درويشيان

چراغ‌هاي بي‌فروغ - شروود اَندرسون

نفتي - صادق چوبک

آقاي کبوتر و بانو - کاترين منسفيلد

فاجعه معدن در نيويورک - هاروکي موراکامي

کابوس - فروغ فرخزاد

نيويورک، محشر است! - آرت بوخوالد

يک روز خوش براي موزماهي - جي.دي. سلينجر

خانه‌اي در آسمان - گلي ترقي

موش يک کلمه است - ميترا داور

آسمان سياهِ شب - جرمي کِين

دوشيزه - ماريو بارگاس يوسا

مردي از جنوب - رولد دال

نهيليت - کورت کوزنبرگ

جلو قانون - فرانتس کافکا

جنگ - جبران خليل جبران

اتهام به خود - پتر هانتکه

نوشتة خداوند - خورخه لوئيس بورخس

ماهي وجفتش - ابراهيم گلستان

زندگي خوش و کوتاه فرانسيس مکومبر - ارنست ميلر همينگ‮وي

مرگ پدرم - چارلز بوکوفسکي

گذر از تونل - دوريس لسينگ

لادا و ميلنا - لارا واپنير

رازي ميان دو نفر - کوونتين ري‌نولدز

گلستان سعدي - باب ششم: در ضعف پيرى - سعدی_تصحيح محمدعلي فروغي

آقاي نويسنده تازه كار است - بهرام صادقي

صداها در فضا و درشب - ولفگانگ بورشرت

بي‌تفاوت - فروغ فرخ‌زاد

يک گل‌سرخ براي اميلي - ويليام فاکنر

ترس - احمد محمود

راکي - جان دوس پاسوس

انتَ عُمري - محمد بهارلو

ناخدا عبدل - حسن کرمي

گلستان سعدي - باب پنجم: در عشق و جوانى - تصحيح محمد علي فروغي

قنداق - يوکيو ميشيما

تمارض - ميترا داور

ده نفر سرخ‮پوست - ارنست همينگ‮وي

جشن فرخنده - جلال آل احمد

ديباچه و داستان پنجمِ کتاب چهل طوطي - سيمين دانشور، جلال آل‮احمد

دختر - جاماييكا كينكيد

وقتي آتش خاموش شود - هاروکي موراکامي

ذکر حکايت افشين و خلاص يافتن بودلف از وي - خواجه ابوالفضل محمد بن حسين بيهقي دبير

گرگ پشت در - جيمز تربر

شركا - ريچارد براتيگان

ديسک - خورخه لوئيس بورخس

آواها - ولاديمير ناباكف

جوراب شلواري - تيم اوبرايان

ساندويج - غلامحسين ساعدي

تجلي - صادق هدايت

مرد مرده - خورخه لوئيس بورخس

با پسرم روي راه - ابراهيم گلستان

عقدة ادیپ من - فرانک اُکانر

تپه‌هايي چون فيل‌هاي سفيد - ارنست ميلر همينگ‌وي

سوآپي‌ و پاسبان‌ها - ا. هنري

همسر قاضي - ايزابل آلنده

محكمة جنايي* - ياروسلاو هاشِك

اين طرف بيا، اره كش! - هيوس دل كورال

مرگ در ميزند - وودي آلن

گلستان سعدی - باب چهارم، در فوايد خاموشى - تصحیح شادروان محمدعلی فروغی

گلستان سعدي - باب سوم، در فضيلت قناعت - تصحيح شادروان محمدعلي فروغي

عافيت - بهرام صادقي

برف‌هاي کليمانجارو - ارنست ميلر همينگوي

تالپا - خوان رولفو

ما آدم نمي‌شيم!.. - نوشتة: عزيز نسين

شوخي - آنتون پاولوويچ چخوف

دگرگوني دريا - ارنست همينگوي

شواليه ناموجود - ايتالو كالوينو

گلستان سعدي - باب دوم، در اخلاق پارسايان - تصحيح شادروان محمد علي فروغي

گلستان سعدي - باب اول، در سيرت پادشاهان - تصحيح شادروان محمد علي فروغي

خدمت وظيفه - برانيسلاو نوشيج

صورت آبي - هانريش بل

دُرشتي - علي‌اشرف درويشيان

درد پنجم - اميرحسين چهل‌تن

گلدسته و فلک - جلال آل احمد

آوريل در يونان - آندره كدروس

رمان همشاگردي‌ها - حسين مرتضائيان آبكنار

مرگ در كاسة سر - جواد مجابي

انعکاس آفتاب در تخته‌هاي بار‌انداز - جِي. دي. سَلينجِر

ماه‌پيشاني - احمد شاملو

گلستان سعدي - سعدي

نمايشنامة نظم نوين جهان - هرولد پينتر1

حكايت‌ دو وزير - هزار و يک شب

چاقو - محمد بهارلو

قفسة دوم - ميترا داور

سنگي بر گوري - جلال آل احمد

عكس - رودي دويل

زير باران - احمد محمود

نوامبر - پيتر بيکسل

گربه سياه - ادگار آلن پو

عزاداران بيل - غلام‌حسين ساعدي

خسيس - مولير

پدر - ايساک بابل

اي آفتاب غروبگاه - ويليام فاکنر

ذوق زبان - آن تايلر

شبي با امپراتريس - ايساک بابل

بينوايان - ويکتور هوگو

روي خور - محمد بهارلو

تخم‌مرغ و مرغ - جوواني گوارسکي

عشاي نيمه‌شب - ژواکيم ماريا ماشادو د آسيس

ويرانه‌هاي مدور - خورخه لوئيس بورخس

نوروزنامه - حکيم ابوالفتح عياث‌الدين عمربن ابراهيم خيام

قرعه کشي - شرلي جکسن

سان سالوادور - پيتر بيکسل

خانواده هاي آواره - فرهاد پيربال

عشق در سالن فريز - ميترا داور

شاعر بزرگ - چارلز بوكفسكي

شام خانوادگي - کازوئوايشي گورو

جنايت و مکافات - جوواني گوارسکي

اودسا - ايساک بابل

دوشو - گي دوموپاسان

گنج - ويليام سامرست موآم

در آسمان و بر زمين - اينگه‌بُرگ باخمان (۲)

يك فرشتة بهتر - كريس آدرين

ترس و لرز - غلام‌حسين ساعدي

رؤياهايم را مي‌فروشم - گابريل گارسيا مارکز

راه دور - محمد بهارلو

نان - ولفگانگ بورشرت

مشت‌زن حرفه‌اي - ارنست همينگوي

ترس ولرز - غلام‌حسين ساعدي

11 سپتامبر، خيابان توليه - راينر ماريا ريلكه

آخرين سفر کشتي خيالي - گابريل گارسيا ماركز

اردوگاه سرخ‌پوستان - ارنست همينگوي

ماجراي جو - مارك استنلي بيوباين

يك بار در تمام زندگي - جومپا لايري

دشمن‌ها - آنتون پاولوويچ چخوف

مرگ مدام در ماوراة عشق - گابريل گارسيا ماركز

ساعت استراحت - لنگستن هيوز

چاه - ناصر تقوايي

فارسي شکر است - محمّد علي جمال‌زاده

مرد لال - شروود آندرسون

بعضي چيزها پايدار مي‎مانند - شروود آندرسن

گل رس - جيمز جويس

گوسالة کوچولو - ارسکين کالدول

حديث مور و حشمت سليمان -

کلئوپاترا - نوشتة: ويل کاپي

دسته گل آبي - اوکاتاويو پاز

نبش‌ِ قبر - محمد بهارلو

ايما و اشاره‌ها - ولاديمر ناباکف

خيانت چگونه به روسيه راه يافت - راينر ماريا ريلكه

يك شب - نجيبه احمد

تپه‌های سبز آفریقا - ارنست همینگوی

کهن‌ترین داستان جهان - رومن گاری

تپه کومادرس(1) - خوان رولفو

شبي که تنهايش گذاشتند - خوان رولفو

به‌ياد آر - خوان رولفو

بوگارت - و. س. نايپُل

قلمرو خدا - ويليام فاکنر

نامه به همساية دانشمند - آنتون چخوف

سگ خالي - دينو بوتزاتي

خائن - بزرگ علوي

عيد فقرا صفا ندارد - جان چيور

آدم اول(فصل اول) - آلبر کامو

بي‌بي - نسيم خاكسار

راز و نياز يک لاف‌زن - لنگستن هيوز

شب سي‌‌ودوم - هزار و يک شب

بعضي از ما دوستمان کُلبي را تهديد مي‌‌کرديم - دونالد بارتِلْمي

ببر مردم شناس - جيمز تربر

شب سي‌‌ويکم - هزار و يک شب

فلوسي - وودي آلن

شب سي‌اُم - هزار و يک شب

غول‌هاي ادب دو آلمان - 195۶ - گنتر گراس

پاهام زندگي مخصوص خودشونو دارن - لنگستن هيوز

شب بيست‌ونهم - هزار و يک شب

داستان بر دار کردنِ حسنک وزير - ابوالفضل محمدبن‌حسين بيهقي

شب بيست‌وهشتم - هزار و يک شب

در بيشه - ريونوسوکه آکوتاگاوا

شب بيست‌وهفتم - هزار و يک شب

فصل منتشر نشده‌اي از «هکلبري ‌فين» - مارک توين

شب بيست‌وششم - هزارويک شب

دارکوب‌ها - ارسکين کالدول

شب بيست‌وپنجم - هزار و يک شب

نخستين عشق - ساموئل بکت

فردا - صادق هدايت

چرند پرند (اخبار شهري) - علي‌اکبر دهخدا

آدم‌کش‌ها - ارنست همينگ‌وي

زاير - نسيم خاکسار

شب چهلم - هزارويک شب

زنان حساس - جان آپدايک

زندگي - گريس پي‌لي

سرخوردگي‌ بزرگ‌ - گوستاو دامان‌

برتا خيکي - 1910 - گونتر گراس

کلاغ در جنگل - جان آپدايک

بي‌همگي - ساموئل بکت

علامت‌ - محمدرضا گودرزي‌

خاطرات‌ قبرستان‌ - يوسف‌ عزيزي‌ بني‌طُرُف‌

سنگ سياه - محمدرضا صفدري

خواسته‌ها - گريس پي‌لي

بنگ - ساموئل بکت

هريسُن بِرگِرُن - كورت ونه گوت

هي‌هي‌، جبلي‌، قُم‌ قُم‌ - رضا دانشور

جادكمه‌ - محمدرضا گودرزي‌

نويسنده‌ صبح‌ها يك‌ قاشق‌ شيرة‌ گل‌ مي‌نوشيد تا در حالت‌ جنيني‌ بنويسد - حسن‌ اصغري‌

مؤمنان‌ - جان‌ آپدايك‌

غم‌باد - ناتاشا اميري‌

مزاحم - خورخه لوئيس بورخس

اعدام‌ - عدنان‌ غُريفي‌

هکلبري فين - مارک توين

نُه - کلاوس شلِ زينگر

گل‌کلم‌سبز - للارا وپنيار

باران تابستان - مارگريت دوراس

زخم شمشير - خورخه لوئيس بورخس

بادنماها و شلاق‌ها - نسيم‌ خاكسار

گذرگاه‌ِ مُردگان‌ - محمد بهارلو

صفحة‌ حوادث‌ - مجيد دانش‌آراسته‌

آخرين‌ پمپ‌ بنزين‌ - شرلي‌ آن‌ گرو

کويتا از ميان شيشه - اميلي ايشم رابوتد

سقف - كوين بروك ماير

حمام - نجف دريابندري

شاهدان‌ - جان‌ آپدايك‌

شپش - جاهد جهان‌شاهي

آواز فوارة‌ آب‌ و گنجشك‌ - حسن‌ اصغري‌

روگذر عابر پياده‌ - ميترا الياتي‌

در ستايش عقل - محمدرضا بيگي

آدم کش‌ها - ارنست همينگ‌وي

جاي‌ دنج‌ِ تميز و پُر نور - ارنست‌ همينگ‌وي‌

بقال‌ خرزويل‌ - نسيم خاكسار

غذاخوردن‌ آلماني‌ - كاترين‌ منسفيلد

والتر جان هارمون - اي. ال. دکترف

افسون‌گر - هاينريش‌ مان‌

مردم‌آزارها - ريموند كارور

گمشدگي - انوش صالحي

دنِ آرام - ميخاييل شولوخوف

كابوس‌ مرد خدا - برتراند راسل‌

آمريكا - هاينريش‌ بُل‌

ماجراي‌ كوگلماس‌ - وودي‌ آلن‌

غوك‌ - رضا علامه‌زاده‌

نوشتة‌ خواننده‌ - ارنست‌ همينگ‌وي‌

دشمن‌ِ شمارة‌ يك‌ اجتماع‌ - جان‌ بوكوفسكي‌

هزار و يک شب (شب سي و هشتم) -

اوليس‌ - جيمز جويس‌

آدم‌هاي‌ مشهور - اورهان‌ پاموك‌

هميشه‌ مادر - علي‌اشرف‌ درويشيان‌

جعبة‌ آرزو - سيلويا پلات‌

موزلي - ويليام فاکنر

سيل توي چادرت افتاده - تس گالاگر

آينه - محمود دولت‌آبادي

داشتن و نداشتن - ارنست همينگ‌وي

چرا دريا توفاني شده بود - صادق چوبك

آشغالداني - نسيم خاکسار

گزيده آثار چوبک - صادق چوبک

زني که مردش را گم کرد - صادق هدايت

آقا جولو - ناصر تقوايي‌

بوم - انوش صالحي

خواب خون - بهرام صادقي

معصوم دوم - هوشنگ گلشيري

فارسي شكر است - محمدعلي جمال‌زاده

گدا - غلام‌حسين ساعدي

گيله مرد - بزرگ علوى

جهنم و بهشت - جامپا ليري

کراوات‌هاي آقاي ودريف - تس گالاگر

من و سهراب دريابندري - نجف دريابندري

شور و شوق - آليس مونرو

لانة خرگوش، بهترين توضيح - آن بيتي

اُسَبِل‌ - جويس‌ كَرول‌ اوتِس‌

استوديوي شمارة 54 - ريچارد براتيگان

ساعتِ آشپزخانه - وُلفگانگ بُرشِرت

آخرين تير تفنگ من - آلفونس دو لامارتين

مدال‌هاي‌ جنگي بسيار در بازار بي‌خريدار - ارنست همينگوي

پيانونواز - دونالد بارتلمي

هفت سين - محمد بهارلو

تابوتي بر آب - محمد بهارلو

چپ دست ها - گونتر گراس

بله، نيروانايى در كار نيست - كورت وونه‏گات جونيور

از آشنايى با شما خوش وقتم - جويس كرول اويتس

مرغ عشق - عدنان غريفي

هدايت - بهرام بيضايي

سه قطره خون - صادق هدايت

سر مقاله | داستان | گفت‌وگو | نقد | معرفی کتاب | گزارش | کارگاه | مقاله | چهره | جست‌وجوي پيشرفته | تازه‌ها | بايگاني | ارسال نظرات | ديباچه را خانه خود كنيد
تکثير و تجديد چاپ آثار موجود در ديباچه به صورت نشر کتاب يا در نشريات فقط با اجازه کتبي صاحب اثر و ديباچه مجاز است، اما لينک دادن به آنها بلامانع است
Dibache.com  2005 - All rights reserved , Programming Parswebgate