خانه نقد ايراني نقد خارجي بايگاني
شهرزاد، باز هم قصه بگو!

يادداشتي بر مجموعه داستان «شهرزاد قصه بگو!» اثر محمد بهار‌لو از ايمان عابدين

مجموعه داستان «شهرزاد قصه بگو»*خواننده خود را با يک پرسش اساسي مواجه مي‌کند:اين‌که گذشته و حوادث مربوط به آن در زندگي حال و آينده‌ي انسان چه اندازه موثر است؟.هر چهار داستان اين مجموعه به نوعي چنين پرسشي را مطرح مي‌کنند. بهتر است براي روشن شدن موضوع خلاصه‌ي چهار داستان را مرور کنيم: داستان اول که نام مجموعه از آن وام گرفته شده، حکايت زني(احتمالاً به نام شهرزاد) است که يکي از قصه‌هاي هزار و يک‌شب را بازنويسي کرده و به همين خاطر توسط افراد ناشناسي مورد بازجويي قرار مي‌گيرد. ما در داستان ازطريق گفت‌وگويي که بين زن و همسايه‌اش(که قرار بوده داستان بازنويسي شده را بخواند و نظر بدهد) انجام مي‌شود، در جريان حوادثي که براي زن در هنگام بازداشت اتفاق افتاده قرار مي‌گيريم. در داستان دوم به‌نام«خواب به خواب» زن ومردي خاطرات زندگي گذشته خود را مرور مي‌کنند، در حالي‌که زن سال‌ها پيش مرده و اين روح اوست که با مرد به گفت‌وگو مي‌نشيند. دو داستان ديگر اين مجموعه به‌نام‌هاي «کبوتر‌هاي هوايي»‌و«چاه کن‌ها»که از حيث موضوع، درونمايه و جزئيات شباهت زيادي به‌ يک‌ديگر دارند(و هر‌چه تلاش کردم تا دليل آمدن هر دو را در يک مجموعه پيدا کنم موفق نشدم) روايت‌گر زندگي چاه‌کن‌ها(مقني‌هايي)هستند که سال‌ها از بازگويي آن‌چه در گذشته اتفاق افتاده فرار مي‌کرده‌اند اما در نهايت مجبور به بازگويي آن مي‌شوند. همان‌طور که در ابتدا گفتم هر چهار داستان به واکاوي گذشته مي‌پردازند. شخصيت‌هاي اين چهار داستان گريزي از گذشته‌ي خود ندارند،آن‌ها هر گاه لب به سخن مي‌گشايند فقط از گذشته حرف مي‌زنند، گويي حال و آينده‌اي براي آنها وجود ندارد و حتي در جاهايي خود صراحتاً اعلام مي‌کنند که گذشته آن‌‌ها را رها نمي‌کند«پس از اين همه سال هنوز خيال مي‌کنم از آن چاه بيرون نيامده‌ام. اگر همه چيز را مي‌گفتم وضع و حالم اين نبود. از دست خواب‌هام راحت مي‌شدم، و از آن شيون که شب‌ها يک‌بند تو گوشم مي‌پيچد.»در اين ميان شيوه‌اي که بهار‌لو يراي روايت داستان‌هايش برگزيده، ديالوگ و گفت‌گو‌ست. ما از خلال ديالوگ‌هاي ردوبدل شده بين شخصيت‌ها به جزئيات مورد نظر نويسنده پي مي‌بريم. در داستان‌هاي مبتني بر گفت‌و‌گو، ديالوگ‌ها بايد قدرت رسانش بالايي داشته باشند، زيرا تنها راه ارتباط خواننده با داستان محسوب مي‌شوند و ديالوگ‌هاي اين مجموعه داستان تا حدود زيادي از اين خصيصه برخوردارند. نويسنده در داستان‌ها کمتر دست به توصيف مستقيم حوادث و يا صحنه‌ها مي‌زند و هر جا لازم باشد تا حالت‌هايي مثل ترس ،اضطراب و عصبانيت را نشان دهد از ديالوگ کمک مي‌گيرد. به عنوان نمونه به اين بخش از داستان«کبوتر‌هاي هوايي»توجه کنيد«فقط صدا را شنيديم و ضربه وتکان را احساس نکرديم. روش را که برگرداند جاي پنجه را ديديم. باريکه‌ي خوني از گوشه‌ي لبش راه افتاد. چشم‌هاش هم تر شد.»اين بخش توصيف سيلي خوردن يکي از شخصيت‌هاي داستان است، در حالي‌که مي‌‌شد تمام اين بخش را به صورت {سيلي محکمي زير گوشش خواباند که خون از لبش سرازير شد.}خلاصه کرد،اما بهار‌لو به پيروي از اصول داستان‌نويسي مدرن چيزي را به صورت کلي توصيف نمي‌کند و تلاش دارد تا اين گونه موارد را عينيت ببخشد. در واقع او مي‌کوشد تا از ظرفيت‌هاي زبان به بهترين شکل در راه بيان مفاهيم مورد نظرش استفاده کند و تا حدود زيادي هم موفق مي‌شود. زبان به‌کاررفته در اين داستان‌ها اهميت بسيار زيادي دارد،اين زبان به زبان محاوره‌اي پهلو مي‌زند اما همواره فاصله‌ي خود را نيز با آن حفظ مي‌کند. بهارلو با بهره‌گيري از اين زبان و راوياني که هم‌چون يک دوربين عمل کرده و تنها ناظر به وقوع رخداد‌ها هستند در واقع به خواننده اجازه مي‌دهد تا بي‌واسطه با متن برخورد کرده ونتايج دل‌خواه خود را برداشت کند. او پرسش را مطرح مي‌کند و سپس خود را کنار مي‌کشد تا مخاطب، خود در مورد آن فکر کند و تصميم بگيرد. نکته‌اي که در پايان بايد به آن اشاره کرد اهميتي است که بهارلو براي متون کهن ادبي قائل شده است. خود او در نشستي** با بيان اين نکته که اجداد ما در بدترين شرايط و به تعبير او زير تيغ قصه مي‌گفتند، متون کهني مانند هزارويک‌شب را هم‌چنان استوار و منبع الهام مي‌داند و به اين ترتيب بر اهميت باز خواني اين آثار و نقش آن‌ها در شکل‌گيري و تکوين جريان داستان‌نويسي مدرن ايران صحه مي‌گذارد.


--------------------------------------
پي‌نوشت:
*نام‌ها و عباراتي که داخل« » آمده،همگي از متن کتاب استخراج شده‌اند.
**نشست بررسي مجموعه داستان«شهرزاد قصه بگو!» در خانه‌ي هنرمندان ايران به تاريخ 29/9/1384


نسخه قابل چاپ
شناسه : IC1463
تاريخ ارسال : چهارشنبه 24 مرداد 1386
به ترتيب ارسال
به ترتيب بيشترين بازديد
«سالی دو ماه» و حکایت از خود‌بیگانگی - محمد جعفری قنواتی

داستان آشنایی با فقر - محمد بهارلو

چاه به چاه یا از چاله به چاه - ناصر زراعتی

زن و حديث نفس نويسی درايران - فرزانه میلانی

روايت‌پردازي در«عروس نيل» - فتح‌الله اسماعيلي گلهراني

نگاهی به ترجمة انگلیسی رباعیات خیام - نجف دریابندری

رمانِ شخصيت - احسان پویا

مسافرخانة جزیرة جذامی‌ها - مرتضی تورانی

كيمياي سعادت - غلامحسين يوسفي

زبان و تفکر - محمدرضا باطنی

پایان عرفان - منوچهر دُرزاد

نگاهی بر رمان«عروس نیل» - علی رشوند

داستايوسكي و نهيليسم - جلال آل احمد

«عروس نیل» می‌گوید که ادبیات در حالِ مرگ نیست - پوران فرخزاد

تصوير زن در ادبيات كهن فارسی و رمان معاصر ايرانی - آذر نفيسی

جعبه پاندورا و «عروس نیل» - محمود تقوایی

بیان عشق - سیمین بهبهانی

داستان هجرت - محمود قلی‌پور

وقتي ماه باشد شب تاريك نمي‌ماند.... - فرشته نوبخت

بیچاره هراکلیتوس! - عماد مرشدی

عاشقِ بلاکشِ«عروسِ نیل» - فریبا حاج‌دایی

تنها صداست که مي ماند - لادن نیکنام

مروری بر کتاب«عروس نیل» - میترا داور

تصور معشوق - شراره گرمارودی

شکل گیری یک استعداد - اکبر اسعدی

رنج‌نامه‌ي «جاي خالي سلوچ» - بهاء‌الدين خرمشاهي

عشق، بهانه‌ای برای زیستن - منصوره اشرافی

شهرزادِ قصه‌گو و نوشتار زنانه - شورا اسماعیلی

نظرية « جوان‌مرگي» و مرگ‌آگاهي نويسنده - محمد بهارلو

تاريخ و داستان - الهام نوبخت

طبیعت بی‌جان، فیلمی منزوی و جداافتاده - محمد بهارلو

سايه‌هاي بلند باد - شهناز مرادي

رسوب تصوير در«اهل غرق» - محمّد بهارلو

جوابيه فروغ به مطالب مجله فردوسي - فروغ فرخزاد

بوف کور - شهناز مرادي

شازده احتجاب - شهناز مرادي

دن‌کيشوت، بيگانة آشنا - ميترا

برداشت‌هاي مختلف از واقعيتي داستاني - دنا فرهنگ

مفهوم مرگ در مرده‌خورها - محمد بهارلو

روايت ميترا داور از دنيايي سوخته و مچاله شده - علي‮رضا ذيحق

مرواريد سرخ و بوي سوخته روزنامه خصوصي يک مرد - مهري رحماني

شهرزاد و شنونده‌اش - آذر نفيسي

اسطوره، قرباني و كوبيسم - نورا موسوي‌نيا

برداشتي از «آقاي نويسنده تازه كار است» اثر بهرام صادقي - آذر نفيسي

خوش آمديد به کابوس "آن طرف خيابان" - رضا صفوي نيک

يادداشتي از دور - محمد بهارلو

زبان در قفسه‌ي دوم - رويا تفتي

آن گربه که يک گربه نيست - علي چنگيزي

عافيت در دوزخ - محمد بهارلو

سارباني مفتون در جزيرة سرگرداني - علي‌رضا ذيحق

داستانِ بي‌شکليِ زندگي - محمد بهارلو

شهرزاد، باز هم قصه بگو! - ايمان عابدين

اين‌جا لذت ممنوع است - ابوذر کريمي

حاج سياح، جهان‌ديده‌اي که دروغ نگفته است - سيد محمدعلي جمالزاده

طومار درهم پیچیده - محمد بهارلو

کافور قصه بگو - علی چنگیزی

حرفه‌اي يا تجربي؟! - دنا فرهنگ

محمد بهارلو و بازتاب آگاهي جمعي - علي‌رضا ذيحق

نقد نقد جهنم ـ بهشت - اميرمهدي حقيقت

روياي استخوانِ شکسته - محمد رضايي راد

هشدار دادن به کساني که نيازمند هشدارند - محمد بهارلو

تصويري مبهم از جهنم و بهشت - دنا فرهنگ

مفتش بزرگ و روشنفکران رذل داستايوسکي - داريوش مهر جويي

نيم نگاهي به داستان چاقو نوشته محمد بهارلو - علي رضا ذيحق

انسان در هنر، انسان در زندگي - سيامک وکيلي

راه دور - علي‌اشرف درويشيان

احياي مردگان - سِدا زنده روديان

بخش شعر در خدمت اجتماع - ايرج پزشک‌زاد (ا.پ.آشنا)

ميهمان خستة راه شيري - جواد عاطفه

چگونگي به‌وجود آمدن «خشم و هياهو» - صالح حسيني

چوب به دست‌هاي ورزيل - نجف دريابندري

بخش اگرچه عرض هنر... - ايرج پزشک زاد (ا.پ.آشنا)

در‌آمدي بر معناشناسي رمان بانوي ليل - فتح‌علي گلهراني

من يه قاچاقچي‌ام، لاغر و استخوني - کريم نيکونظر

حكايت سفرنامه‌نويس - محمد بهارلو

رمان به عنوان انتقاد اجتماعي - محمد بهارلو

از جابلقا تا جابلسا - محمد بهارلو

انتظار ما و «بامداد خمار» - محمد بهارلو

مردنويسي زن - محمد بهارلو

شربت اندر شربت - محمد بهارلو

هدايت تماشاچي ذهن شخصيت‌هاي «فردا» - محمد بهارلو

نمايش بحران اخلاقي انسان - محمد ‌بهارلو

معنا در مكالمه‌ - علي‌اشرف‌ درويشيان‌

موهبت‌ِ تخيل‌ - م‌.ع‌. سپانلو

هويت‌هاي‌ سيال‌ِ «بانوي‌ ليل‌» - علي‌اصغر قره‌باقي

هنر و ادبيات جنوب - انوش صالحي

جاي خالي شهرزاد - مهدي فاتحي

رفتارهاي زباني و بازنمايي‌هاي بي‌رحمانه در «شهرزاد قصه بگو!» - علي‌اصغر قره‌باغي

وقت آن رسيده که تعاريف خود را تغيير دهيم - رويا رفاهي

شهرزاد امشب، اين‌جا، حاضر است - محمد بهارلو

مگر تعهد در قبال زبان، نيمي از تعهد اجتماعي نويسنده نيست؟ - احمد شاملو

داستان مدرن و اصل حاكميت زبان طبيعي - فتح‌الله اسماعيلي

کوچة باصفا - انوش صالحي

دریافتی از «بوفِ کور» - آذرنفیسی

نويسنده و اثر - انوش صالحي

داستانِ «ناز» - صادق هدايت

عبدالحسين نوشين: هر نمايشي تئاتر نيست - فتح‌الله اسماعيلي گلهراني

گفتارورزي‌ در «جايي‌ديگر» - علي‌اصغر قره‌باقي

شهرزاد همچنان قصه مى‌گويد - روزنامه ايران

نگاهي به کتاب «شهرزاد قصه بگو!» - سينا سعدي

خوانش‌ِ «درخت‌ِ انجير معابد» احمد محمود - انوش‌ صالحي‌ و عبدالعلي‌ دستغيب‌ و جواد مجابي و حسن‌ اصغري‌

بازنمايي‌ و باوراندن‌ِ «حكايت‌ِ آن‌ كه‌با آب‌ رفت‌» - علي‌اصغر قره‌باغي

روايتي‌ از تابستان‌ و آدم‌هاي‌ زخمي‌ - محمد بهارلو

مبادا «عادت كنيم»! - اسماعيل گلهراني

يه چيزي پشت همة اين چيزها هست - محمد بهارلو

سَبُك‌روحي زبان دايي‌جان‌ ناپلئون‌ - محمد بهارلو

شكل‌ حادثه‌ و راز مفهوم‌ - اصغر عبداللهي‌

آغاز شگفت‌ كار تقوايي‌ - محمود تهراني‌ (م‌.آزاد)

مخاطب جاي ديگر و کس ديگري است - فتح‌الله اسماعيلي

برزخ فراموشي - انوش صالحي

خيال‌ِ شاگرد و استاد خيالي‌ - انوش صالحي

زن‌ در آشپزخانه‌ مي‌ميرد - انوش‌ صالحي‌

روشن‌بيني‌ سرد و بي‌رحم‌ - انوش صالحي

ميراث‌ِ پدر - انوش‌ صالحي‌

نياز به رابطه - فتح‌الله اسماعيلي

در هراس‌ از فردا - انوش‌ صالحي‌

سر مقاله | داستان | گفت‌وگو | نقد | معرفی کتاب | گزارش | کارگاه | مقاله | چهره | جست‌وجوي پيشرفته | تازه‌ها | بايگاني | ارسال نظرات | ديباچه را خانه خود كنيد
تکثير و تجديد چاپ آثار موجود در ديباچه به صورت نشر کتاب يا در نشريات فقط با اجازه کتبي صاحب اثر و ديباچه مجاز است، اما لينک دادن به آنها بلامانع است
Dibache.com  2005 - All rights reserved , Programming Parswebgate