خانه نقد ايراني نقد خارجي بايگاني
مفهوم مرگ در مرده‌خورها

يادداشتي بر داستان مرده‌خورها اثرِ صادق هدايت از محمد بهارلو

   مفهوم مرگ در مرده‌خورها همان تمايل هدايت را به انديشة مرگ نشان نمي‌دهد. مرگ در اين داستان به صورتِ نجات از رنجِ هستي، به عنوانِ تقديرِ محتوم انسان با جنبة «تراژيکِ» آن تصوير نشده است. مرگ در مرده‌خورها، چنان‌که از عنوانِ آن برمي‌آيد، جنبه‌اي هزل‌آميز و «کميک» دارد، و اين داستان به گمان من، اثري است لطيفه‌وار (Anecdotal) که مزاح در آن با موضوعي دردناک درآميخته است. عنصرِ «لطيفه‌وارِ» داستان- مردي که ظاهراً مرده است امّا از قبر، قبل از آن‌که رويش خاک بريزند، برمي‌خيزد- مرده‌خورها را از داستان‌هاي ديگرِ هدايت، که مضمونِ مرگ دارند، متمايز مي‌سازد. اين داستان را، مانندِ هر داستانِ«لطيفه‌وارِ» ديگري، مي‌توان در چند عبارتِ کوتاه خلاصه و نقل کرد، به صورتي که مشخصات و امتيازهاي آن، به مقدارِ فراوان، حفظ شوند.
   در واقع آن‌چه در مرده‌خورها اهميت دارد«نقشه» و «طرح» (plot) داستان- يعني ترتيبِ وقايع و حوادث – است نه خودِ«داستان»؛ زيرا داستان مادة خامي است که در«طرح» قوام مي‌يابد. منظور از«طرح» به کار گرفتنِ همة تمهيدات و شگردها و نشان‌ها و حتي سبکِ داستان است. نحوة قطع و وصل ِ صحنه ها، کوتاه و بلند توصيف کردنِ زمان ها جزوِ «طرح» است. مرده‌خورها، در يک«مجلس»، در يک اتاقِ نيمه‌تاريک و دودزده، جريان دارد، و زمانِ کوتاهي را در برمي‌گيرد. در واقع ما با يک«صحنة نمايشي» (scene) روبه‌رو هستيم؛ به اين معني که منظره‌اي را از نزديک و به صورتِ تمرکزيافته پيشِ چشم خود مي‌بينيم. اين‌طور استنباط مي‌شود که هدايت به آن‌چه در صحنة تئاتر اتفاق مي‌افتد نظر داشته است.1 گفت‌و‌گو در اين داستان نقشِ محوري دارد، و قدرتِ گفت‌و‌گونويسي ِ هدايت در آن خيره‌کننده است. نويسنده از صحنة داستان غايب است، و خواننده در طولِ داستان خود را با آدم‌ها – دو هوو و زني که براي غمگساري به خانة آن‌ها آمده است و يکي دو نفر ديگر – تنها احساس مي‌کند. همة آن ملاحظات و نکاتي که خواننده مي‌تواند فرض بگيرد يا استنباط کند از داستان حذف شده است. نويسنده حتي نامِ آدم‌ها را مشخص نمي‌کند، مگر وقتي که خودِ آدم‌ها در گفت‌وگوهاي‌شان نام يک‌ديگر را به زبان مي‌آورند. در واقع نويسنده مانندِ يک نمايش‌نامه‌نويسِ سبک‌دست عمل مي‌کند و مي‌گذارد که آدم‌هاي داستان خودشان را، در مکالمة زيرکانه و پرحرارتي که ميانِ آن‌ها درمي‌گيرد، نشان بدهند.
   ما از گفت‌و‌گوي زن‌ها، که معرفِ شخصيتِ آن‌ها و عنصرِ سازندة داستان است، عمقِ بي‌چارگي و بي‌پناهي و استيصال آن‌ها را در‌مي‌يابيم. تلاشِ بيوه‌زن‌ها براي تصاحبِ ماترکِ مختصرِ شوهرشان چيزي نيست مگر واکنشِ زار و زبونِ آدم‌ها در برابر عوارض ويران‌گرِ مرگ؛ آن‌چه موجب شده است تا نويسنده از آن‌ها به عنوانِ«مرده‌خور» تعبير کند. در اين داستان بيش از هر چيز صداي گريه و ناله و نفرين شنيده مي‌شود، و نويسنده در فضاي مرگ موقعيت‌هاي«کميک» مي‌آفريند؛ موقعيت‌هايي که راه و رسم گروه‌ها و آحادِ مشخصي از جامعة ايراني در آن‌ها منعکس است.
   آن‌چه در مرده‌خورها نظرگير است کاربردِ گونه‌هاي زباني و متغيرهايي چون موقعيتِ اجتماعي و جنسيتِ آدم‌ها – تفاوت در گفتارِ زن و مرد – است. زبانِ آدم‌هاي داستان پرمايه وسرشار از کنايه و اشاره و تمثيل است، و استفادة مناسب از مقدوراتِ بياني و حالت‌هاي«دراماتيکِ» زبانِ عاميانه، فضا(Atmosphere) و«حال و هوا»ي (mood) داستان را مؤثر از کار درآورده است. در عينِ حال بافتِ کلام و لحنِ زبانِ آدم‌ها بيان‌کنندة جنبة روان‌شناختي آن‌ها نيز هست، و امتيازِ قابليتِ نويسندگي هدايت را به خوبي نشان مي‌دهد.


 1 . مرده‌خورها، به ترجمة يان ريپکا، ايران شناسِ نام‌آورِ چک، در سالِ 1318 شمسي در«انجمنِ خاوري پراگ» به صورت مکالمه خوانده مي‌شود. پس از آن، در ايران، توسط عبدالحسين نوشين و با همکاري خودِ هدايت به صورت نمايش‌نامه درمي‌آيد و اجرا مي‌شود. به نامه‌هاي صادق هدايت، گرد‌آوري صاحبِ اين قلم، مراجعه شود.


 


نقل از کتاب عشق‌و مرگ در آثارِ صادق هدايت – نشر قطره
حروف‌چين: فريبا حاج‌دايي


 


داستان «مرده‌خورها» اثر صادقت هدایت را اینجا بخوانید


نسخه قابل چاپ
شناسه : IC1910
تاريخ ارسال : چهارشنبه 17 بهمن 1386
به ترتيب ارسال
به ترتيب بيشترين بازديد
«سالی دو ماه» و حکایت از خود‌بیگانگی - محمد جعفری قنواتی

داستان آشنایی با فقر - محمد بهارلو

چاه به چاه یا از چاله به چاه - ناصر زراعتی

زن و حديث نفس نويسی درايران - فرزانه میلانی

روايت‌پردازي در«عروس نيل» - فتح‌الله اسماعيلي گلهراني

نگاهی به ترجمة انگلیسی رباعیات خیام - نجف دریابندری

رمانِ شخصيت - احسان پویا

مسافرخانة جزیرة جذامی‌ها - مرتضی تورانی

كيمياي سعادت - غلامحسين يوسفي

زبان و تفکر - محمدرضا باطنی

پایان عرفان - منوچهر دُرزاد

نگاهی بر رمان«عروس نیل» - علی رشوند

داستايوسكي و نهيليسم - جلال آل احمد

«عروس نیل» می‌گوید که ادبیات در حالِ مرگ نیست - پوران فرخزاد

تصوير زن در ادبيات كهن فارسی و رمان معاصر ايرانی - آذر نفيسی

جعبه پاندورا و «عروس نیل» - محمود تقوایی

بیان عشق - سیمین بهبهانی

داستان هجرت - محمود قلی‌پور

وقتي ماه باشد شب تاريك نمي‌ماند.... - فرشته نوبخت

بیچاره هراکلیتوس! - عماد مرشدی

عاشقِ بلاکشِ«عروسِ نیل» - فریبا حاج‌دایی

تنها صداست که مي ماند - لادن نیکنام

مروری بر کتاب«عروس نیل» - میترا داور

تصور معشوق - شراره گرمارودی

شکل گیری یک استعداد - اکبر اسعدی

رنج‌نامه‌ي «جاي خالي سلوچ» - بهاء‌الدين خرمشاهي

عشق، بهانه‌ای برای زیستن - منصوره اشرافی

شهرزادِ قصه‌گو و نوشتار زنانه - شورا اسماعیلی

نظرية « جوان‌مرگي» و مرگ‌آگاهي نويسنده - محمد بهارلو

تاريخ و داستان - الهام نوبخت

طبیعت بی‌جان، فیلمی منزوی و جداافتاده - محمد بهارلو

سايه‌هاي بلند باد - شهناز مرادي

رسوب تصوير در«اهل غرق» - محمّد بهارلو

جوابيه فروغ به مطالب مجله فردوسي - فروغ فرخزاد

بوف کور - شهناز مرادي

شازده احتجاب - شهناز مرادي

دن‌کيشوت، بيگانة آشنا - ميترا

برداشت‌هاي مختلف از واقعيتي داستاني - دنا فرهنگ

مفهوم مرگ در مرده‌خورها - محمد بهارلو

روايت ميترا داور از دنيايي سوخته و مچاله شده - علي‮رضا ذيحق

مرواريد سرخ و بوي سوخته روزنامه خصوصي يک مرد - مهري رحماني

شهرزاد و شنونده‌اش - آذر نفيسي

اسطوره، قرباني و كوبيسم - نورا موسوي‌نيا

برداشتي از «آقاي نويسنده تازه كار است» اثر بهرام صادقي - آذر نفيسي

خوش آمديد به کابوس "آن طرف خيابان" - رضا صفوي نيک

يادداشتي از دور - محمد بهارلو

زبان در قفسه‌ي دوم - رويا تفتي

آن گربه که يک گربه نيست - علي چنگيزي

عافيت در دوزخ - محمد بهارلو

سارباني مفتون در جزيرة سرگرداني - علي‌رضا ذيحق

داستانِ بي‌شکليِ زندگي - محمد بهارلو

شهرزاد، باز هم قصه بگو! - ايمان عابدين

اين‌جا لذت ممنوع است - ابوذر کريمي

حاج سياح، جهان‌ديده‌اي که دروغ نگفته است - سيد محمدعلي جمالزاده

طومار درهم پیچیده - محمد بهارلو

کافور قصه بگو - علی چنگیزی

حرفه‌اي يا تجربي؟! - دنا فرهنگ

محمد بهارلو و بازتاب آگاهي جمعي - علي‌رضا ذيحق

نقد نقد جهنم ـ بهشت - اميرمهدي حقيقت

روياي استخوانِ شکسته - محمد رضايي راد

هشدار دادن به کساني که نيازمند هشدارند - محمد بهارلو

تصويري مبهم از جهنم و بهشت - دنا فرهنگ

مفتش بزرگ و روشنفکران رذل داستايوسکي - داريوش مهر جويي

نيم نگاهي به داستان چاقو نوشته محمد بهارلو - علي رضا ذيحق

انسان در هنر، انسان در زندگي - سيامک وکيلي

راه دور - علي‌اشرف درويشيان

احياي مردگان - سِدا زنده روديان

بخش شعر در خدمت اجتماع - ايرج پزشک‌زاد (ا.پ.آشنا)

ميهمان خستة راه شيري - جواد عاطفه

چگونگي به‌وجود آمدن «خشم و هياهو» - صالح حسيني

چوب به دست‌هاي ورزيل - نجف دريابندري

بخش اگرچه عرض هنر... - ايرج پزشک زاد (ا.پ.آشنا)

در‌آمدي بر معناشناسي رمان بانوي ليل - فتح‌علي گلهراني

من يه قاچاقچي‌ام، لاغر و استخوني - کريم نيکونظر

حكايت سفرنامه‌نويس - محمد بهارلو

رمان به عنوان انتقاد اجتماعي - محمد بهارلو

از جابلقا تا جابلسا - محمد بهارلو

انتظار ما و «بامداد خمار» - محمد بهارلو

مردنويسي زن - محمد بهارلو

شربت اندر شربت - محمد بهارلو

هدايت تماشاچي ذهن شخصيت‌هاي «فردا» - محمد بهارلو

نمايش بحران اخلاقي انسان - محمد ‌بهارلو

معنا در مكالمه‌ - علي‌اشرف‌ درويشيان‌

موهبت‌ِ تخيل‌ - م‌.ع‌. سپانلو

هويت‌هاي‌ سيال‌ِ «بانوي‌ ليل‌» - علي‌اصغر قره‌باقي

هنر و ادبيات جنوب - انوش صالحي

جاي خالي شهرزاد - مهدي فاتحي

رفتارهاي زباني و بازنمايي‌هاي بي‌رحمانه در «شهرزاد قصه بگو!» - علي‌اصغر قره‌باغي

وقت آن رسيده که تعاريف خود را تغيير دهيم - رويا رفاهي

شهرزاد امشب، اين‌جا، حاضر است - محمد بهارلو

مگر تعهد در قبال زبان، نيمي از تعهد اجتماعي نويسنده نيست؟ - احمد شاملو

داستان مدرن و اصل حاكميت زبان طبيعي - فتح‌الله اسماعيلي

کوچة باصفا - انوش صالحي

دریافتی از «بوفِ کور» - آذرنفیسی

نويسنده و اثر - انوش صالحي

داستانِ «ناز» - صادق هدايت

عبدالحسين نوشين: هر نمايشي تئاتر نيست - فتح‌الله اسماعيلي گلهراني

گفتارورزي‌ در «جايي‌ديگر» - علي‌اصغر قره‌باقي

شهرزاد همچنان قصه مى‌گويد - روزنامه ايران

نگاهي به کتاب «شهرزاد قصه بگو!» - سينا سعدي

خوانش‌ِ «درخت‌ِ انجير معابد» احمد محمود - انوش‌ صالحي‌ و عبدالعلي‌ دستغيب‌ و جواد مجابي و حسن‌ اصغري‌

بازنمايي‌ و باوراندن‌ِ «حكايت‌ِ آن‌ كه‌با آب‌ رفت‌» - علي‌اصغر قره‌باغي

روايتي‌ از تابستان‌ و آدم‌هاي‌ زخمي‌ - محمد بهارلو

مبادا «عادت كنيم»! - اسماعيل گلهراني

يه چيزي پشت همة اين چيزها هست - محمد بهارلو

سَبُك‌روحي زبان دايي‌جان‌ ناپلئون‌ - محمد بهارلو

شكل‌ حادثه‌ و راز مفهوم‌ - اصغر عبداللهي‌

آغاز شگفت‌ كار تقوايي‌ - محمود تهراني‌ (م‌.آزاد)

مخاطب جاي ديگر و کس ديگري است - فتح‌الله اسماعيلي

برزخ فراموشي - انوش صالحي

خيال‌ِ شاگرد و استاد خيالي‌ - انوش صالحي

زن‌ در آشپزخانه‌ مي‌ميرد - انوش‌ صالحي‌

روشن‌بيني‌ سرد و بي‌رحم‌ - انوش صالحي

ميراث‌ِ پدر - انوش‌ صالحي‌

نياز به رابطه - فتح‌الله اسماعيلي

در هراس‌ از فردا - انوش‌ صالحي‌

سر مقاله | داستان | گفت‌وگو | نقد | معرفی کتاب | گزارش | کارگاه | مقاله | چهره | جست‌وجوي پيشرفته | تازه‌ها | بايگاني | ارسال نظرات | ديباچه را خانه خود كنيد
تکثير و تجديد چاپ آثار موجود در ديباچه به صورت نشر کتاب يا در نشريات فقط با اجازه کتبي صاحب اثر و ديباچه مجاز است، اما لينک دادن به آنها بلامانع است
Dibache.com  2005 - All rights reserved , Programming Parswebgate