خانه هفتة پيش  کارگاه بايگاني
علوی، و شهادت نویسنده

فريبا حاج دايي

   سه‌شنبه  نهم مهر هشتادوهفت، شاید برای سومین بار، داستان«گیله مرد» اثر بزرگ علوی در کارگاه داستان‌نویسی محمد بهارلو در خانة هنرمندان ایران خوانده شد. به تصریح بهارلو چندباره خوانی این داستان نه فقط از سرِ جذابیت ماجرای طرح و نقشة آن، که به جهتِ شهرتی است که این داستان، نزدِ کتاب‌خوانان ایرانی، به عنوان قابل اعتناترین داستان کوتاهِ بزرگ علوی دارد.


   بزرگ علوی به سالِ 1283، زمانی که جنبشِ مشروطه‌خواهی در اوجِ اعلایِ خود بود، به دنیا آمد. پدربزرگش مشروطه‌خواه و نمایندة دورة نخست مجلس شورای ملّی و پدرش تاجر آزادی‌طلبی بود که در آلمان به«کمیتة ملیونِ ایرانی» پیوست و پس از اقامت طولانی در برلن در آن‌جا درگذشت. علویِ جوان از طریقِ نویسندة معروف، کاظم‌زاده ایرانشهر، عضو«کمیتة ملیونِ ایرانی» و با استفاده از کتابخانة پروپیمان او، با ادبیات جهان آشنا شد و سودای درگیری با زبان فارسی و تسلط  بر آن به سرش افتاد. به سال 1307 به ایران بازگشت و یک سال بعد نمایش‌نامه«دوشیزه اورلئان» شیللر را با مقدمه‌ای از هدایت به چاپ رساند. خودش در این باره گفته: «صادق هدایت شهرت‌طلب و اهلِ تظاهر و مقدمه‌نویس نبود و اگر به دل‌خواه چند صفحه‌ای به قصدِ توضیح اهمیت این نمایش‌نامه نوشت می‌خواست مرا تشویق به این پیشه کرده باشد.» به زودی علوی یکی از اعضای گروه اندک شمارِ«ربعه» ، که هدایت قطبِ آن است، می‌شود. گروهی که به گفتة علوی آرمانِ آزدایِ فردی در مرکزِ اندیشه و کردار آن‌ها قرار دارد؛ گرچه وضعیت علوی متفاوت از دیگر اعضای گروه است. خودش گفته:«من از بیست‌وچند سالگی در دو قطبِ مخالف گرفتار شده بودم که یک طرفِ آن دکتر ارانی بود، که مرا به سوی سیاست می‌کشید، و طرفِ دیگر صادق هدایت که گرایش صرفاً ادبی داشت.» و شاید از همین جا است که آثارِ او مشخصاتِ تاریخی، سیاسی و اجتماعی یک دورة معین از جامعه را بازتاب می‌دهد و در همان حال علاوه بر عناصری از«توازیِ تاریخی» عناصری از«ناموزونیِ تاریخی» را هم در خود دارد. اما «ادبیّت» آثارِ علوی از«تاریخیّت» آن‌ها بااهمیت‌تر است، گرچه باید به خاطر داشت که همواره فضای اجتماعی و تاریخی و محتوی عقیدتی در آثارِ او چشم‌گیر است.


   بهارلو تصریح کرد کتابِ«نامه‌ها» ،که گیله مرد یکی از داستان‌های آن است، در پایانِ دومین دهة نویسندگی علوی منتشر می‌شود. داستان‌هایِ این کتاب نه از آدم‌ها بلکه از موقعیت‌ها و وضعیت‌ها پدید می‌آیند و مؤید آن هستند که در واقع این موقعیت‌ها هستند که سرنوشتِ انسان‌ها را رقم می‌زنند. انتشارِ«نامه‌ها» در ادامة یک دهه فعالیت سیاسی حرفه‌ای علوی و نمایندة زندگیِ مبارزان و کش‌مکش‌های سیاسی است که بر زمینة نظامی ناساز و معیوب جریان دارد.


   در مهم‌ترین داستان‌های کتاب، از جمله گیله مرد، علوی می‌کوشد از پاره‌های پراکندة تجربه‌ها و تأملات و معتقداتِ خود ترکیب هموار و منسجمی پدید آورد و تصویرِ تعارض‌آمیز و شورانگیزی از واقعیت عینی به دست دهد:


«هدف من از نوشتن گیله مرد مطرح ساختن فئودالیسم بوده است. این‌که مالک همه کاره است وژاندارم آلت دستِ مالک است. قدرت در دستِ مالک است. در این‌جا یک نفر روستایی قیام می‌کند و یک نفر را می‌کشد. طبیعی است که این مرد مبارزه می‌کند، ولی نمی‌تواند فاتح شود، و تا موقعی که فئودالیسم وجود دارد، و تا موقعی که ژاندارم و مالک با هم همکاری می‌کنند رعیت نمی‌تواند پیروز شود.»


   موقعیتِ گیله مرد، دهقانِ شورش‌گر داستان، سرنوشتِ او را رقم می‌زند و طبیعی است که نویسنده، که از حیثِ بینشِ سیاسی بر این عقیده است که انسان سازندة سرنوشت خود است، وضع او را تأیید نمی‌کند. زندگی گیله مرد، چنان‌که در داستان می‌بینیم، نبرد مداومی است – یا باید باشد – و این نبرد از نظرِ نویسنده«طبیعی و ضروری» است؛ چون او نمی‌تواند – و حق ندارد – بی‌طرف بماند، حتی اگر بداند که«فاتح» نمی‌شود.


   طرح یا نقشة(پلات) داستان گیله مرد ظاهراً ساده است: یک دهقانِ یاغیِ جنگل‌نشین توسط ژاندارم‌هایی که همسرش را کشته‌اند دستگیر می‌شود، و در لحظه‌ای که قصد دارد، با تطمیعِ یکی از ژاندارم‌ها، از مهلکه بگریزد با گلولة همان ژاندارم از پا در‌می‌آید. داستان زمانِ کوتاهی را در برمی‌گیرد، و در جنگلِ باران‌زده، کمی دورتر از همان جایی که آغاز شده است، به پایان می‌رسد. نویسنده سیمایِ آدم‌ها را نه با هول و هیجان بلکه با اندیشه و نوعی هدف‌مندی ترسیم کرده است و همین کیفیت در توصیفِ طبیعت، فضای جنگل، و قهوه‌خانه بینِ راه نیز به چشم می‌خورد. نظرگاه داستان دانای کل است و استفاده از این نظرگاه به نویسنده امکان داده تا خصوصیات و احوالات روحیِ هر سه آدم داستان را برای خواننده فاش کند. تصویری که نویسنده از گیله مرد به دست می‌دهد به گونه‌ای است که گویی ما جریانِ ذهنِ او را می‌خوانیم:


«اگر از این سلاحی که دستِ وکیل‌باشی است، یکی دستِ او بود، گیرش نمی‌آوردند. اگر سلاح داشت، اصلاً کسی او را سرِ زراعت نمی‌دید که به این مفتی مأمور بتواند بیاید  و او را ببرد. چه تفنگ‌های خوبی دارند! اگر صدتا از این‌ها دستِ آدم‌های آگل بود، هیچ‌کس نمی‌توانست پا تو جنگل بگذارد. اگر از این تفنگ‌ها داشت،اصلاً خیلی چیزها، این‌طوری که امروز هست، نبود.»


   در برابر مبارزة غیرمنصفانه‌ای که در داستان جریان دارد، علوی نه به عنوانِ یک نویسندة بی‌طرف که در مقامِ یک«شاهد» می‌نویسد، اما نه لزوماً یک شاهد عینی و خونسرد که شهادتِ او محدود به مشاهداتش باشد. وقتی داستان به لحظه‌ای می‌رسد که دیگر«شاهد» بودن نامقدور می‌نماید او موضعِ بی‌طرفِ خود را به عنوانِ نویسنده رها می‌کند و وارد صحنة داستان می‌شود، و از  قهرمانِ محبوبِ خود، ولو به صورتِ«ذهنی»، حمایت می‌کند. این‌گونه واکنش نشان دادن نویسنده نسبت به رویدادها و حوادثِ درونِ داستان در آن‌چه به«ادبیات پرولتری» معروف است دیده می‌شود؛ مکتبی که علوی سخت به آن پای‌بند بود.


  بهارلو در ادامه گفت: توفیق علوی در گیله مرد در لحظاتی است که طنینِ صدایِ او در فضایِ داستان شنیده نمی‌شود، و نویسنده  از صدای خود فقط به عنوانِ یک «عنصرِساختاری» استفاده می‌کند. مثلاً در گفت‌وگوهایی که در نیمه دوم داستان، در قهوه‌خانه، میانِ مأمورِ بلوچ و گیله مرد و نیز گیله مرد و محمدولی درمی‌گیرد، نقشِ نویسنده نامحسوس است. استفادة علوی از عنصر«زمینه» (ستینگ) و «فضا» ( اتمسفر) در این داستان نظرگیر و  دارایِ کارکردی ظاهری و نمادین است:


«باران هنگامه کرده بود. باد چنگ می‌انداخت و می‌خواست زمین را از جا بکند. درختانِ کهن به جان یک‌دیگر افتاده بودند. از جنگل صدایِ شیونِ زنی که زجر می‌کشید می‌آمد. غرشِ باد آوازهای خاموشی را افسار‌گسیخته کرده بود. رشته‌های باران آسمانِ تیره را به زمینِ گِل‌آلود می‌دوخت. نهرها طغیان کرده و آب‌ها از هرطرف جاری بود.»


   توصیفِ طبیعت و فضا، ریزشِ باران و غرشِ باد و طغیانِ نهرها و صدایِ شیونِ زن، نمایندة جزییاتِ جسمانی و جزییات روانیِ داستان است. این عناصرِ طبیعی، در وهلة اول، صورتِ ظاهریِ داستان را می‌سازند و دارای رابطه‌ای عضوی و ضروری هستند. اما در وهلة دوم مفاهیم نمادینی را هم بیان می‌کنند، که دستاورد صورتِ ظاهری داستان است. باران، که در طورِ داستان می‌بارد، و صدای شیونِ زن، که چندین بار تکرار(شنیده) می‌شود، علاوه بر آن‌که حسِ فضا را بیان می‌کنند نمایندة ذهنِ شوریده و خلجانِ روحیِ قهرمانِ داستان نیز هستند. در واقع فضا با مایة داستان چنان درآمیخته است که خواننده فقط در سایة آن می‌تواند نقلِ  نویسنده را به عنوانِ یک«واقعیتِ داستانی» بپذیرد.

   در خاتمه بهارلو با یادآوری این‌که گیله مرد هم مانند سایرِ داستان‌های علوی اثری است با مایة عشق و جنایت،  ختمِ کلام را برچید.


نسخه قابل چاپ
شناسه : PW2300
تاريخ ارسال : شنبه 04 آبان 1387
به ترتيب ارسال
به ترتيب بيشترين بازديد
ویراستاری یا بازنویسی داستانی از ریموند کارور درکارگاه داستان‌نویسی محمد بهارلو -

گزارش صوتي بررسي داستان «سار بي بي خانم» در کارگاه داستان نويسي محمد بهارلو -

گزارش صوتي بررسي داستان «سه شنبه خيس» در کارگاه داستان نويسي محمد بهارلو -

گزارش صوتي بررسي کتاب هکلبري فين - مارک توين

علوی، و شهادت نویسنده - فريبا حاج دايي

بررسي کتاب وغ وغ ساهاب - نوشته صادق هدايت با صداي محمد بهارلو

قضيه ي تيارت (طوفان عشق خون آلود) - اثر صادق هدايت با صداي محمد بهارلو

گزارش صوتي بررسي داستان «آقای نویسنده تازه کار است» اثر بهرام صادقی - محمد بهارلو

گزارش صوتي بررسي داستان «حسنک وزير» در کارگاه داستان نويسي محمد بهارلو - تنظيم کننده: علي طاهري ش. - محمد بهارلو

«ماه‌پيشاني» خواني - اداي دين به زبان فارسي - فريبا حاج دايي

کالبدشکافي در«اردوگاه سرخ‌پوستان» - فريبا حاج دايي

گزارش صوتي بررسي داستان «اي آفتاب غروبگاه» اثر «ويليام فاکنر» در کارگاه داستان نويسي محمد بهارلو - تنظيم کننده: علي طاهري ش.

گزارش صوتي بررسي داستان «ماه‌پيشاني» در کارگاه داستان نويسي محمد بهارلو - تنظيم‌کننده: فريبا حاج‌دايي

گزارش صوتي بررسي شب اول هزارويک شب در کارگاه داستان نويسي محمد بهارلو - تنظیم‌کننده: فريبا حاج‌دايي

گزارش صوتي بررسي داستان «ذوق زبان» اثر «آن تایلر»در کارگاه داستان نویسی محمد بهارلو - تنظیم‌کننده: فريبا حاج‌دايي

گزارش صوتي بررسي داستان «ترس و لرز» اثر غلام‌حسين ساعدي در کارگاه داستان نویسی محمد بهارلو - تنظیم کننده: فريبا حاج‌دايي

«قند پارسي» در کارگاه داستان‌نويسي - فريبا حاج دايي

بررسي «آدم‌کش‌ها» اثر ارنست همينگ‌وي - فريبا حاج دايي

بررسي «اخبار شهري» اثر علامه علي‌اکبر دهخدا - سمن مرادي

بررسي داستان «خروس» اثر ابراهيم گلستان - فريبا حاج دايي

بررسي رمان «سنگ صبور» اثر صادق چوبک - عاطفه آقايي

بررسي داستان «آدم‌هاي مشهور» اثر اورهان پاموک - فريبا حاج دايي

بررسي رمان «هکلبري‌فين» اثر مارک توين - فريبا حاج دايي

بررسي داستان «آينه» - محمدرضا بيگي

بررسي داستان «معصوم دوم» - سمن مرادي

بررسي داستان «گدا» - سمن مرادي

بررسي داستان «آسمان سياه شب» - علي طاهري ش.

بررسي داستان «داش آکل» - سمن مرادي

بررسي داستان «جشن‌فرخنده» - محمدرضا بيگي

بررسي داستان «پدربزرگ و نوه» - فريبا حاج دايي

سر مقاله | داستان | گفت‌وگو | نقد | معرفی کتاب | گزارش | کارگاه | مقاله | چهره | جست‌وجوي پيشرفته | تازه‌ها | بايگاني | ارسال نظرات | ديباچه را خانه خود كنيد
تکثير و تجديد چاپ آثار موجود در ديباچه به صورت نشر کتاب يا در نشريات فقط با اجازه کتبي صاحب اثر و ديباچه مجاز است، اما لينک دادن به آنها بلامانع است
Dibache.com  2005 - All rights reserved , Programming Parswebgate