خانه گزارش بايگاني
طنز عصیانیِ كورتاسار

ناتالي گينزبورگ

برگردان: سمانه افسري


 


خوليو كورتاسار آرژانتيني (1984-1914) به سال 1914 و پيش از آغاز جنگ جاني اول در بروكسل  پايتخت بلژيك زاده شد. رسم جهانگردي به والدين سياست پيشهء آرژانتيني او عصيانگري نيمه اسپانيولي و نيمه فرانسوي را ارمغان داد كه “ر” خانواده اش به لهجه فرانسه و “ز” آن را همانند اسپانيايي‌ها (س) تلفظ می‌كرد و از بورخس تا رمبو ميراث می‌برد. از بورخس كه پهلوي واقعيت را دريد و هزار خيال آفريد تا از پهلوي خيال او هزارخيالگر جوانه زند ... تا رمبو كه همچون جادوگري به درون اتشفششان رفت و با گدازه‌ها يكي شد تا آداب گداختن را با آثار آتشفشان يكي كند.


     كورتاسار از معلمی ‌مدرسه تا دانشگاه را طي كرد و سر از مترجمی‌يونسكو درآورد. او كه هميشه آرژانتيني ماند، هميشه نيز در اروپا بود. به اروپا می‌رفت تا بگويد كه آرژانتيني است و اروپايي بودن خود را انكار كند و به آرژانتين می‌رفت تا كه مليت واقعي خود را پنهان سازد يا كه فرهنگ عامه اش را به سخره گيرد. كورتاسار با نام خوليو دنيس نقدنويسي را آغاز كرد بعد “شاهان” را منتشر كرد كه دفتري از شعرهايش بود.


     در 1951 داستانهاي كوتاه “Bestriario” را منتشر كرد كه در آن تخيل و واقعيت از طبيعت به فراطبيعت راه می‌برد. پيوند باد و خاك، ريشه جوانه، رفتن و راه، در لحظه اي و در دمی‌كه تمامی‌نگاه و حس و پيوند است كه به بازي وهم و واقعيت درمی‌آيد.


     در 1964 “پايان بازي” و “سلاحهاي مخفي” ادامه كا رداستانهاي كوتاه او بودند. پيش از اين كورتاسار در 1960 رمان “برندگان” را نوشته بود. سرگذشت برندگان جايزه بخت آزمايي كه هنگام سفر دريايي، بي آن كه مقصد خويش را بدانند برخي عاصي و برخي مطيع اند. داستاني باز كه نويسنده همه چيز را روايت نمی‌كند و انتخاب ترتيب وقايع را به خواننده واگذار می‌كند و او را در تجربه ذهني خود شريك می‌سازد.


     در سال 1962 نيز” سرگذشت رندها و نامدارها” را نوشت. با نثري شاعرانه و سرشار از حس دربارهء رندها كه دم را غنيمت دارند، و نامدارها كه حاكم همهء جوامع بشري اند ، و اميدوارها كه  دنبال دردسر نيستند.


رندها هنرمندانه رفتار می‌كنند و حسابگرند و در موضع قدرت به هوش و حافظه خود متكي هستند و نه به كينه و دشمني و حسد كه از موضعي ضعيف و بيمارگونه سر می‌زند.


     نامدارها براي خنده و گريه نيز تابع نظم و قاعده اند و اميدوارها شايد برخي ديگر از هنرمندان را نيز در بردارد كه با بازي هنر به تسكين خويش دل بسته اند.


     او در “لي لي بازي” (1966) آشوب درون انسان را در جوامعي كه حاكمان آن می‌خواهند تصادف و اتفاق را به نظم درآورند نقش می‌كند و چنين است “تمام آتشها آتش است” (1966). پيش از اين‌ها او حديث نفس خويش را در كتاب “زهرها” آورده بود. اما در سال 1967 “دور روز در هشتاد دنيا” را منتشر كرد كه مجموعهء نقدهاي اوست، و تجربه‌هايي كه در خيال ورزيدن با اثار هنري داشته است. او می‌كوشيد تا مارپيچهايش به رأس هرمی‌كه ساخته بود برسد. او دنيا را معكوس دور می‌زد.


     در سال 1968، كورتاسار “داستان بريده” را منتشر كرد كه طلب مشاركت خواننده در روايت است. ضد داستاني كه نشان می‌داد نويسنده آن هرگز نويسنده اي حرفه اي نشد و حتي از آن می‌گريخت اما از ناگزيري نوشتن نمی‌تواست بگريزد.


     طنز عصياني كورتاسار مظهري از واقعيت حاكم بر جهان بود كه به عشق می‌رسيد. عطشي سرشار همراه انكار انديشه‌ها، سنت‌ها و ساختارها كه به آشوب و اغتشاش نظمی‌تازه می‌داد. كورتاسار كه فضيلت عصيان را هميشه از آن خود داشت، نتوانست مرگ را در لحظه دلخواه ملاقات كند، پس به انتظار نشست و انتظار روز 12 فوريه 1984 پايان گرفت و مرگ، خود از راه رسيد. تاثير كورتاسار بر ادبيات آمريكاي لاتين به همان اندازه بود كه تاثير ادبيات آمريكاي لاتين بر او. و اين هر دو را با واحد تاثيرگذاري شان بر ادبيات معاصر جهان می‌توان سنجيد. كالايي كه از حومه‌ها می‌آيد و بازارهاي شهر بزرگ مغرب زمين را تسخير می‌كند.


منبع: دنياي سخن  شماره 28 – مرداد و شهريور 68


حروف‌چین: شهاب لنکرانی


 


نسخه قابل چاپ
شناسه : RT2746
تاريخ ارسال : شنبه 22 خرداد 1389
به ترتيب ارسال
به ترتيب بيشترين بازديد
خودمانیم، دیدن اصلِ تابلو لذت دیگری دارد - گزارش فریبا حاج‌دایی از«گنجینة موزه هنرهای معاصر تهران»

خاش، «تابو»ئی در پایتخت عطش! - احمد شاملو

چگونه می‌نویسم - ریموند کارور

طنز عصیانیِ كورتاسار - ناتالي گينزبورگ

روبر مرل، همنشین پادشاهان -

کتابخوانی برای بورخس - آلبرتو مانگوِئل

بیایید گنجینه سالینجر را حفظ کنیم! - ران روزن‌بام

روزی که کامو هم رفت - سیمون دوبوار

زندگیِ«اکنون» در چند نقاشیِ سهراب سپهری - فریبا حاج‌دایی

خودش تنهايی جنگ جهانی را تمام کرد - مارگرت دوراس‌

مدخلی به دانته آليگيه ري و آثارش - شهاب لنکرانی

اگر ادبيات وجود نداشت - دوريس لِسينگ‏

پيش‌گوييِ وودی - وودی آلن

چگونه قصة کوتاه پلیسی بنویسیم؟ - جوگورز

گزارشی کوتاه از نمایش‌گاه TH.2o58 دومینیک گونزالس- فورستر1 - شراره صادقی گرمارودی

گزارش تصویری همایش سراسری داستان نفت -

گزارش سفر به آبادان و بزرگ‌داشت نجف دریابندری - فریبا حاج‌دایی

نوشتن عمل وحشیانه‌ای است - فریبا حاج‌دایی

دربارة‌هاينريش فون كلايست و آثارش - توماس مان

من ایران را ـ گزارش تصويري از نمايش گاه عکس - ناصر تقوایی

استاد همينگ‌وي - گابريل گارسيا ماركز

تاریخی کوتاه از داستان کوتاه - ویلیام بوید

گزارش مراسم رونمایی کتاب«عروس نیل» به همت پوران فرخ‌زاد - امید کاظمی

گزارش صوتی نقد و بررسی کتاب "عروس نیل" -

گزارش یک پرسش و پاسخ در بارة«عروس نیل» - فریبا حاج‌دایی

عروس نیل در فهرست پرفروش ها -

گزارشی در بارة سبک - ماریوبارگاس‌یوسا

جشن رونمایی کتاب "عروس نیل" نوشته محمد بهارلو در خانه هنرمندان ایران -

تصوير يك شهر، يك دوست - ناتالي گينزبورگ

ازرا پاوند و طبع لطيفش - ارنست همينگ‌وي

دربارة تورگنيف - ايوان گنجاروف

چرا باید نامه‌های چخوف را خواند؟ - فریبا حاج دایی

يک روز از زندگي خورخه لوئيس بورخس - نيو يور کر

يادداشتي بر«اسطوره ي سوپر من و چند مقالة ديگر» - محمدرضا بيگي

بخشي از يادداشت‌هاي روزانه سال 1911 - فرانتس کافکا

هدايت در بانک ملي - حسن قائميان

تاريخ نوشته‌ها عوض مي‌شود - نيلوفر ذهني

برگي از روزنامۀ کافکا در سال 1910 - فرانتس كافكا

تقابل و توازي رسانه و ادبيات/ سخن راني محمد بهارلو در بوشهر -

چرا «يک‌شنبه‌اي در کوهستان» ؟! - فريبا حاج دايي

گزارش مرگ تو - کريستين بوبن

پس از ترجمه‌ي داستان‌هايي به نروژي، گزيده‌ي داستان محمد بهارلو به هلندي ترجمه مي‌شود - خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران

هزار و يک شب از نگاه شرق و غرب - سخنراني محمّد بهارلو درشهر گوتنبرگ

گزارشي ازمصاحبه بهارلو در سوئد - فريبا حاج دايي

ديدار با همينگ‮وي - آليس بي تکلاس

سخنراني احمد شاملو در آمريکا -

آلودگي زبان در مهاجرت - احمد شاملو

گزارش تصويري جشن تولد ديباچه - اکبر اسعدی، متین امامی، امید پناهی

تکه‌اي از سفر‌نامه: - غلامحسين ساعدي

گزارش‌گونه‌اي از شب اورهان پاموک در تهران - فريبا حاج دايي

رستم است و همين يک دست اسلحه - ايرج پزشک‌زاد (ا.پ.آشنا)

فئودور داستايوفسکي - فئودور داستايوفسکي

خودماني تر از خودماني - مريم دلباري

بهارلو و جشنوارة داستانِ بانة - عباس جمالي

خيرو شر از منظرِ تزوتان تودوروف - فريبا حاج دايي

«م. آزاد»؛ آزاد شد! - ضياء جمالي

يادي از احمد محمود - برزو نابت

اجداد ما زير تيغ قصه مي‌گفتند/گزارش نشست«شهرزاد قصه بگو!» -

محمد بهارلو در شرق - روزنامة شرق

هنوز از جنگ - محمد بهارلو

شاعرى كه عاشق رمان بود - مختار شکري‌پور

«بانوي ليل» و بيماري «زار» و«باد» - سينا سعدي

سر مقاله | داستان | گفت‌وگو | نقد | معرفی کتاب | گزارش | کارگاه | مقاله | چهره | جست‌وجوي پيشرفته | تازه‌ها | بايگاني | ارسال نظرات | ديباچه را خانه خود كنيد
تکثير و تجديد چاپ آثار موجود در ديباچه به صورت نشر کتاب يا در نشريات فقط با اجازه کتبي صاحب اثر و ديباچه مجاز است، اما لينک دادن به آنها بلامانع است
Dibache.com  2005 - All rights reserved , Programming Parswebgate