| آقاي مارلون براندو مهدي علاقمند - الو! - سلام مهشيد. - سلام. - ببخشيد اين وقت شب بيدارت كردم. - ميدوني الآن ساعت چنده؟ - آره دو و سي و هشت دقيقهاس. - باز خوبه عقلت رسيد به موبايلم زنگ زدي وگرنه بابام ... - اگه باباتم برميداشت هيچي نميتونست بگه. - مثل اينكه هنوز خوب نشناختيش. - نه تو هنوز منو خوب نشناختي. - نصف شبي منو بيدار كردي همينو بگي؟ - نه ... - پس چي؟ - امروز استاد چي درس داد؟ - چه ميدونم. درباره فن بيان و همين مزخرفات ديگه. حضور و غيابم نكرد. حالا اگه خيالت راحت شد بذار بخوابم آقاي مارلون براندو. - اما من كه واسه اين زنگ نزدم. - پس واسه چي زنگ زدي؟ - آخه تو هي حرف تو حرف ميآري نميذاري آدم حرفشو بزنه. نصف شبم متلكهاتو فراموش نميكني. از بازيگري هم فقط همينو ياد گرفتي. - حالا شما كه خيلي ياد گرفتي ببينم چي ميخواي بگي، داري گريه ميكني!؟ سعيد! داري اعصابمو خرد ميكني. تو رو خدا بگو ببينم چيزي شده؟ - چيزي نبوده، كه بشه. - سعيد خودتي!؟ - ديگه نه. - باز امشب چيزي خوردي؟ - نه، فكر كنم چون چيزي نخوردهم اينجوري شدم. - چرا گريه ميكني؟ - مهشيد، بابام. - بابات چي؟ - مرد. -... - مهشيد! مهشيد! -... - جواب بده، مهشيد! -كي اينطوري شد؟ -هنوز نيم ساعت نشده. -مطمئني كه مرده. شايد مث دفعه پيش ... -نه اين دفعه ديگه واقعا مرده. -يه بار ديگه برو بالا سرش. گوشتو بذار رو قلبش. نبضشو بگير. يه كاري كن، شايد... -شايد زنده شد!؟ -منظور بدي نداشتم. -بپرس، نترس. - چي رو؟ - تو كه خجالتي نبودي. - الانم نيستم. - اما يه فكري بدجوري داره مختو ميخوره. اگه نميتوني بگي من بگم. - خب بگو. - بابام همه ارثشو واسه مهين گذاشت. - مهين!؟ - ديدي گفتم. زبونت وا شد. - آره واسه اين دخترهي هر جايي... - خفه شو مهشيد. هرچي نباشه اون ديگه زنشه. - زنش بود. حالا هم پولهارو ميزنه به جيب، ميره زن يكي ديگه ميشه. اصلاً كارش همينه. بدبخت تو ديگه از فردا پول نداري بياي دانشگاه. از همون اولشم ميدونستم عرضه هيچچي رو نداري. واسه همين هم جواب قطعي نميدادم. - من هم خيلي خوشحالم كه جواب ندادي. - آره چون بدون پولهاي بابات تو هيچي نميشدي. - ببخشيد كه بابام مرد. - اين صداي كي بود!؟ - گوشي يه لحظه، صداي باباس ميخواد قرصهاشو بخوره. باز عينكشو گم كرده داره سر مهين غر ميزنه... -...
تماس با نویسنده نسخه قابل چاپنظر و امتياز شما به اين متنشناسه : AS1001تاريخ ارسال : چهارشنبه 11 بهمن 1385 |