خانه داستان حرفه‌اي داستان تجربي  داستان زبان اصلي داستان عاميانه داستان گويا بايگاني
شاه ماهي

سروش رهگذر

  پسر جوان راه نمي رفت، مي دويد؛ از ميان شاليزارهايي که به باغ ارباب مي‌رسيد مي‌گذشت و، براي كشاورزاني كه تا زانوان در گل فرو رفته بودند و نشا مي‌كاشتند، دست تكان مي‌داد. همه او را مي‌شناختند:«عباس نوكرزادة آقا.» ازبچگي كارهاي خورد و ريز خانه را انجام مي‌داد و حالا، كه جواني بود، تمام امور خانه را يك تنه به دوش مي‌كشيد. امروز خيلي شاد و سرحال به نظر مي‌رسيد. مثل پسر بچه‌ها مي‌دويد و شلنگ مي‌انداخت؛ صبحي خبردار شده بود كه ارباب براي رفع و رجوع بعضي از كارها، شبانه به پايتخت برگشته و خانم نيز، ناگهاني با مستخدمه‌اش، به شهر رفته و دختر يكي يكدانة ارباب، پري خانوم، در خانه تنها مانده.
  صبح زود، مادر بيدارش كرده بود:«عباس ننه!... بيدار شو، خانوم فرستاده دنبالت؛ نمي دانم چه‌كارت داره!...» خواب از سرش پريده بود. مثل فنر از جا جسته يك راست رفته بود حمام. و آن‌قدر درحمام، با آب شور و ولرم دريا، معطل كرده بود كه مادر نگرانش شده بود:«مادر، چه شده؟!!» وقتي هم آمده بود بيرون؛ هولکي صبحانه ناچيزي خورده بود، با دقت لباس پوشيده بود، پيراهن سفيد كه هديه شب عيد آقا بود با جليقه آبي سير، يادگار پدر خدا بيامرزش، دزدكي از صندوق‌چه مادر كمي روغن مو كف دستش ماليده بود و دم پنجرة شكستة اتاق، موهايش را شانه زده و بي آن‌كه رو به مادرش برگردد، خداحافظي كرده بود. غافل از اين‌كه مادر، دم ايوان چوبي خانه ايستاده، بي صدا اشك مي‌ريزد، و زير لب دعايش مي‌كند كه مبادا امروز دست از پا خطا كند و آبروي چندين و چند سالة پدر را، كه محرم اسرار آقا بود، برباد دهد.
  پاشنة گيوه‌هايش را بالا كشيده و داشت، در راه باريكه ميان شاليزارها رو به ويلاي ارباب، مي‌دويد، که يک هو با ديدن هيبت غول آساي ويلاي ارباب در ميان درخت‌هاي سپيدار بلند، ترس خورده ايستاد. نمي دانست چرا اما به دلش بد افتاد كه اتفاق بدي مي‌افتد. احساس خاصي بود كه روز اول مدرسه هم شبيه‌اش را تجربه كرده بود. روزي که مثل امروز، شاد و ذوق زده، توي کلاس نشسته بود كه پدرش وارد شد. خسته با يك لقمه نان و پنير و گردو، كه شايد عباس فراموش كرده بود، و كاري كه نبايد مي‌شد، شد.«عباس پسر نوكر آقا!» و پچ‌پچ بچه‌ها كه كلاس را دور زد و به معلم رسيد، طوري که معلم رو به دانش آموزان سربلند كرد:«خوب بچه ها، چه اشكالي داره؟... يكي پدرش كشاورزه، يكي خانة ارباب كارمي‌كنه» و حرف‌هايي از اين دست. عباس آن روز، براي اولين بار، حس كرد چيزي در درونش شكست و بعد از مرگ پدرش، درس و مدرسه را بوسيد و کنار گذاشت. دوست داشت كشاورز شود، اما كشاورزي قبل از هر چيز قطعه زميني مي طلبيد؛ چيزي كه پدر از داشتنش محروم بود و بعد با پيشنهاد مهربانانة ارباب پا جاي پاي پدر گذاشته بود. ابتدا دودل، اما امروز...
  دست برد و از جيب داخلي جليقه، آينة كوچك لب پري را بيرون آورد و براي چندمين بار خودش را نگاه كرد. سرِ گرد، موهاي نرمِ براق، چشم‌هاي كوچك ميشي با ابروهاي پرپشت وسياه رنگ و ته ريش نرمي كه كنار شقيقه‌ها رو به سبز مي‌زد. تنها يك جوش چركي سر سفيد روي پيشاني كوتاهش، آزارش مي‌داد، اما در كل از چهره‌اش راضي بود. با خود فكر كرد اين چهره را جاي ديگري هم ديده؛ در صندوق‌چة مادر: ارباب جوان آن زمـان تازه دوربيني سفارش داده بود كه از فرنگ برايش آورده بودند و از آن‌جا كه ورود دوربين مقارن شده بود  با ازدواج نوكرش، به فال نيك گرفته بود و دستور داده بود كه اولين عكس را از اين زوج خوشبخت بگيرند. به نظرش مي‌آمد که درصورت سياه و سفيد پدرهم، مثل امروزخودش، هيجان و ترس خاصي ديده مي‌شد، شايد از اين‌كه مجبوربوده پيش آقا جسارت به خرج داده و دست زنش عكس بگيرد. شايد هم از هيبت دوربين بزرگ با آن سوراخ گود و تاريكش ‌ترسيده؟!
  آينه را در جيبش گذاشت وحركت كرد. اين بار آرام‌تر:«دختر ارباب، تنهايي و من؟ يعني چه‌كار با من مي‌تونه داشته باشه؟ شايد خريدي، شايدم مشكلي براش پيش اومده و يا كسي مزاحمش شده؟!شايد هم چون امروز تنهاست، خدايا يعني مي‌شه؟!» مي‌دانست دخترارباب نسبت به او بي‌علاقه نيست، اما هرگز خطر نكرده و اين را با كسي در ميان نگذاشته بود. دوست داشت تمام لذت اين فكر را تنها براي خودش نگه دارد و مي‌دانست اگر مردم ده با خبر شوند به ريشش مي‌خندند؛ کي ديده دختر اربابي عاشق نوكرش بشود؟ غيرممكن است، ديوانگي است. عباس از اين فكرها غيظش مي‌گرفت. دندان‌هايش را بهم مي‌فشرد و در دل غرولند مي‌كرد که وقتي با هم عروسي كرديم، آن‌وقت مي‌فهمند!
  سر كه بلند كرد خود را مقابل در سفيد و آهني و بزرگ خانه ارباب ديد. زنگ زد و منتظر ماند كه در را برايش باز كنند، كه خبري نشد. با خود فكر كرد شايد خانوم كنار پنجره مشرف به دريا باشد. پس دوباره زنگ زد و بعد باز هم بي اراده آينه‌اش را از جيب درآورد و به صورتش خيره شد. آن جوش سر سفيد، با خود فكر كرد:«اگر بتركونمش جاش قرمز مي‌شه، اما باز بهتر از يه جوش چركي كثيفه! با دو انگشت جوش را لمس كرد اطرافش را گرفت، خواست فشارش دهد كه در باز شد. ترسيد؛ ناخودآگاه دستش را پايين آورد و آينه را در مشت پنهان كرد. دختر خنديد:«چيه، چرا ترسيدي؟!» مِن مِن كرد اما صدايش در نيامد. چهرة زيباي دختر سلام كردن را هم از يادش برده بود؛ رخسار پري، همان شاه پري دريايي قصه‌هاي شب‌هاي كودكي كه مادر برايش تعريف مي‌كرد و عباس چقدر دوست داشت كه پدر وقت ماهيگيري آنرا صيد كند.
        - منتظر چي هستي؟! نمي‌آي داخل؟
        -گويا فرستاده بوديد پي‌ام؟
  دخترخنديد و از جلو در كنار رفت. عباس خواست به دنبال خانوم وارد شود كه متوجه تر شدن دستش شد. دستش خون مي‌آمد.
  عباس خوب مي‌دانست كه اين هيجان و ترس به خاطر بريدگي دستش نيست. خانوم غيرعادي مهربان شده بود؛ اول يك ليوان آب پرتغال بهش داده بود، تا فشارش بالا بيايد، و حالا داشت زخمش را مي‌بست و عباس دلش غنج مي‌زد که آن دست‌هاي سفيد، با آن انگشت‌هاي لاغر و ناخن‌هاي بلند رنگ شده را ببوسد و اين بو، بوي ملايم و خوشي كه همچون بوي درخت سنجد در بهار، خوش و سرگيجه آور بود وعباس حاضر بود كه تمام دار و ندارش را بفروشد و شيشه عطري بخرد كه بوي پري خانوم را بدهد. پري باندها را دور دست زمخت عباس، كه با ساير اعضاي بدنش تناسب نداشت، بست و گفت:«مثل اين‌كه حالت جا اومد؟ ولي نگفتي، اون تيكه آينه رو چرا تو مشت گرفته بودي؟!» عباس جوابي نداشت و تنها از روي شرمندگي خنديد وسعي كرد كمي بر خود مسلط شود.
        - امر بفرماييد خانوم؟ فرمايشي با من داشتيد؟
  با شنيدن اين حرف پري از جا جهيد و، مثل كدبانويي كه قرار است كلي مهمان ناخوانده برايش برسد، يك دست به سر و يك دست به كمر وسط سالن اصلي ويلا، زير لوستر بزرگ، درمانده ايستاد. عباس به خود جرات داد و از پشت به بدن پري نگاه كرد. لباس بلند سفيدي پوشيده بود كه مثل ابريشم نرم بود. با نقش چند پري دريايي كه عباس نمي‌دانست چه‌طور روي پارچه نقاشي كرده‌اند. موهاي بلند و سياهش روي كمر باريكش افتاده بود. عباس غرق ديدن اندام موزون و زيباي پري بود كه پري آشفته برگشت:«براي چي نشستي؟!» عباس همچون آدم آهني بي اختيار و سنگين بلند شد و منتظر دستور خانوم ماند.
        - امروز مهمان دارم.
  سگرمه‌هاي عباس تو هم رفت. به طرف آشپزخانه راه افتاد كه پري گفت:«آشپزخونه نه!»
  عباس برگشت. برق خاصي در چشم‌هاي پري موج مي‌زد. از همان نگاه‌ها كه عباس ربطش مي‌داد به حس و علاقه پري نسبت به خودش. دلش فرو ريخت. نمي‌دانست چرا، اما احساس مي‌كرد قرار است اتفاقي بيافتد.
        - عباس! مي‌خوام برام ماهي بگيري!
        - ماهي؟!!
        - آره!
        - اما...
        - اما چي؟
        - هيچي
عباس شوكه شد؛ اصلا انتظار چنين درخواستي را نداشت.
        -مي‌گن تو ماهي‌گير قابلي هستي!...
        - من؟!...
        - راستش دوست دارم ماهي‌گيريتو نگاه كنم. شنيدم تا حالا نشده از دريا دست خالي برگردي؟! و در ضمن بدم نيست به مهمونم ماهي بدم، ماهي تازه.
و خنديد. از آن خنده‌ها كه قند تو دل عباس آب مي‌کرد.
  عباس بدون هيچ بحثي قبول كرد. سرمست از تعريف خانوم به باغ رفت و از انباري، وسايل ماهي‌گيري ارباب را بيرون آورد و به سالن برگشت. پري را نديد، اما در پي جستنش هم برنيامد. دستور گرفته بود، بايد پي انجام وظيفه مي‌رفت. بي معطلي و از در سراسري سالن رو به دريا خارج شد. به محض ورود به ساحل، گيوه‌هايش را از پا درآورد؛ اين رسم كهن ماهي‌گيرهاي ده بود. سربلند كرد و به آسمان نگاه كرد. ابر هر لحظه بيشتر مي‌شد و اين خود رسيدن طوفان را هشدار مي‌داد. اما عباس به راهش ادامه داد. دريا، دوستي كه نبايد زياد بهش اطمينان كرد. پدرش هميشه مي‌گفت. عباس با ديدن امواج و حس نسيم دريا خود را بازيافت. نفس عميقي كشيد و بوي دريا را يك‌جا فرو داد. حالش جا آمد. به اطراف نگاهي كرد. همه جا خالي و ساكت به نظر مي‌رسيد، شايد ديگران رسيدن طوفان را زودتر پيش بيني كرده بودند. عباس خم شد تا وسايل ماهيگيري را آماده كند. باد خنكي مي‌وزيد كه هر لحظه بر شدتش اضافه مي‌شد. چوب و قلاب را بيرون آورد و خيلي سريع وسايل را آماده كرد. سر يكي از قلاب‌ها، يک تكه نانآغشته به ادويه زد و بقيه قلاب‌ها را برهنه گذاشت. رفت و روي بلندترين صخره موج شكن ايستاد و در حالي‌كه زير لب تكرار مي‌كرد:«خانوم ماهي مي‌خوان!» قلاب را به آب انداخت. از آن بالا هم به شناور قلاب مسلط بود و هم به ويلا. برگشت؛ از ويلا خبري نبود. حالا وقت هجوم افكار بي سر و ته بود.
        -اين چه مهماني است كه وقتي خانوم تنهاست مي‌آيد؟ اصلا چه معني دارد وقتي آقا منزل نيست، مهمان بيايد؟
        -به گمونم خبراييه؟!
عباس جا خورد.
        -خبر، چه خبري؟
        - دريا رو مي‌گم... مثل اينكه قراره طوفان بياد!
        - آره، شايد.
و به شناور خيره شد كه مرتب و از چپ و راست امواج سنگين بر آن فرود مي‌آمدند. به زير آب مي‌رفت و دو باره سر از آب بيرون مي‌آورد. از ماهي خبري نبود. اين وقت سال، اين وقت روز، با اين هوا؟ عباس مضطرب در دل تكرار كرد:«خانوم ماهي مي‌خوان!» و دزدكي گوشه چشمي به خانوم انداخت که شنل قرمزي دور خود پيچيده بود و با دست روي سينه‌هاي كوچك و برجسته‌اش نگه داشته بود.
عباس ناخواسته گفت:«خانوم سردتون نشه؟!»
 اما دخترك توجهي نكرد؛ نگاهش به دور دورها بود؛ گويا در روياهاي خودش غرق شده بود. عباس دوباره تكرار كرد؛ اينبار بلندتر.
        -نه... خوبه!
عباس فكر كرد:«مي خواد کنار من باشه.» و بعد گفت:«الان برايتان ماهي را مي گيرم.»
        - ماهي؟.نگيري هم مهم نيست؛ نهايتش زنگ مي‌زنم غذا بيارن!
 به عباس برخورد. لب ورچيد و با خود فكر كرد:«نكند خانوم دارد ازش بيگاري مي‌كشد؟! اصلاً شايد ماهي‌گيري بهانه است. چرا خانوم تنها در خانه مهمان دعوت مي‌كند؟ سابقه نداشته! اصلاً از كي تا حالا خانوم تنها مي‌ماند؟»
اعصابش خورد شد. با اين‌كه صبح از مادر شنيده بود اما بايد چيزي مي‌گفت:«بي ادبي نشه خانوم،ارباب...ارباب؟»
        -پدر امشب نمي‌آد...كار داره. مادر هم رفته شهر... به گمونم تا عصر هم بر نمي‌گرده. ماهي نگرفتي؟
 عباس رو به دريا برگشت، نياز ديوانه واري به دانستن داشت اما جسارت پرسيدن نداشت...
        - عباس؟
        -بله خانوم!
        - تو چند سالته؟
        - هيفده سالمه خانوم.
        -هفده؟
و عباس دلش پرپر مي‌زد كه از خانوم بپرسد شما چند سال داريد؟ چرا سن مرا پرسيديد؟ و چرا از پدرتان... كه يادش آمد رعيت زاده‌ است ونبايد وارد معقولات شود. چوب ماهي‌گيري را محكم‌تر در دست گرفت. اما ته دل دوست داشت خانوم باز سئوال بپرسد.
        -عباس چند كلاس درس خوندي؟!
        -من زياد درس نخوندم، خانوم
        - زياد يعني چه‌قدر؟
        - فقط... فقط كلاس اول... اونهم چند روز...
آهسته جواب مي‌داد تا شايد صداي امواج، صدايش را محو كند.
        -چرا؟
پدرم مرد ومادرم دست تنها موند و لطف آقا...
        -ناراحت نباش، درس خوندن براي تو چيز به دردبه خوري نيست ، يعني چيز زيادي رو از دست ندادي!...
  عباس از اين همدردي دلگرم شد. يك لحظه از مصاحبت با دختر اربابش شادي خاصي در دلش جوانه زد. از آن هيجان اوليه ديگر در درونش خبري نبود. ناگهان قطره سرد باراني بر روي دستش خورد. مثل اينكه قطره‌اي هم روي صورت پري افتاده بود كه متعجب به ابرهاي سياه آسمان نگاه مي‌كرد.
        -خانوم داره هوا خراب مي‌شه... شما بفرماييد داخل، الاناست كه منم ماهي بگيرم و بيارم خدمتتون.
        -عباس، من خوشگلم؟!
عباس وا رفت، چيزي نمانده بود که از آن بالا بپرد پايين و پري را محكم در آغوش بگيرد و هاي هاي گريه كند.
        -شما... خانوم... شاه پري... زيبا.
 که پري خنديد. با صداي بلند. طوري‌كه صداي امواج هم قادر به محو كردن قه‌قه‌اش نبودند. عباس سرخ شده بود وپاهايش سست شده و نياز شديدي به نشستن داشت.
        - خوش‌اخلاق چي؟
  در خواب هم نمي ديد كه روزي، آن‌هم در ويلاي آقا، مجبور باشد چنين سئوالاتي را به خانوم جواب بدهد؛ از شادي در پوست خود نمي‌گنجيد كه قطره درشت باراني گوشه چشم پري نشست. لغزيد و از روي گونه كنارشيار لب متوقف شد. اشك؟ عباس بهت زده شد.
        - خانوم... به خدا من... خانوم من شما رو...
که صداي ريزي حرفش را قطع كرد. صدايي كه نه به صداي دريا شبيه بود و نه به صداي باد در ميان درختان سپيدار. يک ملودي لجوج و اعصاب خورد كن. دخترك دست برد و از ميان گرة شنلش چيزي را كه به گردن انداخته بود بيرون كشيد.
        -بله؟ جانم؟... كامي جون تويي؟ الو... كجايي؟... همين نزديكيا؟... الو.
  اين كلمه همچون سنگي از راه دور به پرواز درآمد و محكم نشست بر پيشاني يخ زدة عباس:«كامي؟!»؛ پسرك شهري كه روز تولد ارباب براي آقا پيپ خريده بود... پيپ! عباس لرزيد. چيزي نمانده بود كه چوب ماهي‌گيري از دستش بيافتد. برگشت. دخترك را ديد كه به ويلا بر مي‌گشت. كامبيز خوشگل پسر، مغرور و تحصيل‌كرده و يكي از تجار بزرگ منطقه بود. هماني كه از لحظه ورود به مراسم، عباس، نوكر دهاتي آقا، را دست انداخته بود وعباس آن روز چه‌قدر دلش مي‌خواست مشت محكمي تو دهنش بكوبد. يک آن دلش خواست چوب را پرت كند و از بالاي صخره به پايين بپرد كه چوب ماهي‌گيري سنگين شد و ناگهاني دستش را كشيد. عباس پا محكم كرد. دست چپ را گرو بازوي راست كرد؛ قلاب را با تمام وجود كشيد، چوب ماهي‌گيري كمان برداشت. ماهي قدرتمندتر از آن بود كه پسركي، هرچند قوي، از عهدة صيدش برآيد. يكي ازآن ماهي بزرگ‌هايي كه طوفان به ساحل مي‌آورد؛ ارمغان طوفان. مي‌توان با آن خانواده‌اي را غذا داد.
        -بايد بگيرمت!... بايد بگيرمت!
 موجي پيش پاي عباس كوبيده شد به صخره و عباس يك آن ماهي را ديد. باور نمي‌كرد.
        -شاه ماهي؟!
عباس رو به ويلا برگشت. اشك و عرق يكي شده بود. فرياد مي‌زد، التماس مي‌كرد:«خانوم، پري! شاه پري، شاه‌ماهي.»
موج مچ پاي عباس را گرفت و تا عباس آمد به خودش بجنبد، از بالاي صخره پايين افتاد. آخرين لحظه، مابين زمين و آسمان، آن‌چه را كه ديد باور نمي‌كرد. کامبيز پري را بغل کرده بود.


 


soroosh_rahgozar@yahoo.com


نسخه قابل چاپ
نظر و امتياز شما به اين متن

شناسه : AS1044
تاريخ ارسال : چهارشنبه 02 اسفند 1385
به ترتيب ارسال
به ترتيب بيشترين امتياز
به ترتيب بيشترين بازديد
سگ - خلیل نیکپور

ايستاده بر خط شيري رنگ صبح - عشرت سادات میرحسینی

مورچه روی خال‌های قرمز - مهام میقانی

مردی که جاهای خالی را پر می‌کرد - رضا رجائی

یادم تو را فراموش - آیدا ایزدآبادی

دکتر - علی‌رضا احمدی یزدی

شكار كوسه - علي ربيعي (بهار)

تاريکي - علي ببري

وجود - علي كلانتري فرد

اسم داستان چی بود؟ - حسن کاظمی

عاصی - کامران جانمیان

صبح نانوایی - محمد امین تاجور(مات)

سه داستانک - وحید شاکر

کاج - پرارین حاجی زاده

من و استرس - پرنازکریمی

سوسک سیاه - وحید محبی

ريش - کاوه سلطانی

اينجا بقالي نيست فروشگاهه - حميده ايرج

داستان از این قرار بود - رحمان چوپانی

جریان سیال زندگی - اعظم تبرایی

فرصت - آرمان اعتمادی

قمار زندگی - سید حسین مرتضوی

وقتی پسر درمانده است - فریبا حاج‌دایی

کنسرتو برای ابوا و کلارینت - منوچهر دُرزاد

خواب - علیرضا علیان نژادی

فكرِ خودت را بكن! - محمدرضا بيگي

تپه - علی منجزی

هویت - نسرین قربانی

پشت بام مرد شدنم - مریم خدیوی

غنيمت جنگی - محمد امین محمدی - افغانستان

قربانی - مهتاب گرامی

قمار زندگی - سید حسین مرتضوی

دخترم پريا...! - علي منتخبي

آن دیگری - پگاه خدادی

طپش - مهگان فرهنگ

تنهایی - علی ینصری

داستان تلخ اعتیاد - حامد آریانا

تابوت - نسرین ارتجاعی

رقص میان دودها - فاطمه زنده بودی

حضور - مهستی محبی

سنگ - محمد اذغاب

اداي دین - محمود راجی

راه آهن عشق - روحاله غضنفری

لاك - نرگس وفادار

سگ - احمد نصیری

شقّ ِدوم - علی زوارکعبه

دهکده - سعيد اقدمي

يك روز باراني - حمید رضا ایروانیان

گامهاي موزون - فرهنگ شهبازي

بغضِ پاییزی - رضا بی‌شتاب

چپ پوچ - امیر پروسنان

اعدام - خلیل رشنوی

گشايش - احمد نصيري

کفش‌های قرمز - شعله آذر

مورچه‌ها - مهستي محبي

عدد فرد - سياوش مقدم

یویو، پر - زهرا آهنگران

داستان جالب - علی زوارکعبه

هجوم - نيما قاسمي

مرواريد - اکبر درویشی

دندان شیری - بهزاد شیبانی

سایه - فیروزه عسگری

کباب گربه در بعدازظهر داغ - مهستی محبی

زجرآورترین - سياوش مقدم

عقابهای طلایی - عماد عبادی

نگاه روی تاقچه - مرجان دورودی

قطره اشک دوم - علیرضا عظیمی

کانال - علي كلانتري فرد

قاتل‌ها - سید محسن آثارجوی

مسافر كوچولو - سعيد نيري

رقص باد - نازنین بر گستوان

همسايه كاسه - معصومه ابراهيمي

دردسرهاي خانوم جون - منوچهر دُر زاد

شاه! - علي ربيعي «بهار»

یک جای خوب - شراره صادقی گرمارودی

دیوار خانه کوتاه است - ژيلا ضیایی

تانك سوخته، جان سوخته - غلامعلي نسائي

یک خواب خوش - کیهانا اردوله

پرسه زدن - علیرضا زال

بيست ثانيه - حسين گودرزي

رنگ، صدا و جابجایی - مژگان مرادی

سنگ لحد - علمناز حسن‌زاده

پياده‌روي - معصومه ابراهيمي

درخت گز - پرارين حاجی زاده

آنها خواهند آمد - مهسا محبي

بار - قباد آذرآیین

شب - كريم غلام‌زاده علم

سیاهی - علی کریم

رنگ دنيا - مريم بي‌طرف

«دِنجِ كُلا» - روح الله رحیمي

حسی تعریف نشده - تارا پرهیزی

موی من باید بلند شود - نظام‌الدین مقدسی

خانه عنکبوت - حمید رضا ایروانی

چرخ دنده - پرارین حاجی زاده

جن گیری به سبک روسی - مصطفی یاوری آیین

آبي خاك، خاكي آب - علي شهبازي

در ستایش خودکشی - امیر معقولی

برای آزادی فرصتی نیست - علیرضا تقوایی

براي يك متر - محمد نوآموز

كلاه - حامد قصري

خوب آمده - سید محسن آثارجوی

تماس - عاطفه حبيبي

پری پشت دیوار - خلیل رشنوی

زمزمه - هدي موثق

سه داستانک - مصطفا فخرایی

دیدگان یک فرشته کوچک (قسمت اول) - یداله شهریاری

پری و سرباز - کامبیز قبادی

بچه کوه سنگی - نسرين ارتجايي

فرار - علي زوار كعبه

سرباز - سعید صادقی

غذای روح - ايمان عابدين

سه داستانك - حميد اباذري

در مه - آرمان ميرهاشمي

از محيط بيروني - کاوه سلطانی

به من مربوط نیست! - دانيال ناصري آروند

تلفن‌چي - زهرا سیادت

نوستالژی یک تزریق - مهرداد متین

عـزرائیــل در خـانۀ پـیرزن - علی آزادگان

پشت دیوار سنگی - منوچهر دُرزاد

بُرد یمانی - انوش صالحی

يادداشت - عباسپور

مرگ - محمد امين تاجور

خودکشی - ژيلا ضيايي

واحد انقلاب- کوي نصر - آرميتا معدلت

اولین شب تردید - مرتضی محمودی

انگشت‌ها - روح‌الله كاملي

بچه‌ی خانم معلم - حميد اباذري

انتگرالیسم - ساناز اصفهاني

كوسه - علي ربيعي

من - رضا طاهری

تفاوت - سعید خمسه

آخرین متدها - مسلم صالحی

اولين - مريم سطوت

بیدارم کن - علي ينصري

خاطرات فراموش شده - فرشته نوبخت

صدای سایه ها - سید وحید افتخارزاده

من و شب و فرشته - پرناز كريمي

گل‌های میخک و گلایل و چسب‌های ضربدری - آناهیتا امینی علوی

گُفارَه - مرتضی محمودی

خوش قلب - معصومه مير ابوطالبي

عمو جان، من، گمش کردم - علی‌رضا تقوایی

صید ماهی صبور - محمد حسن ابوحمزه

بعد از"جاده پشت خانه" چه گذشت؟ دختری که هیچ وقت از درخت توت پایین نیامد - شکوفه آذر

تلخون - دانیال ناصری آروند

حبابهاي صورتي - پرارين حاجي زاده

فکر گاوی - عليرضا تقوايي

سرو تهی - نیما دلاوری

مشغله - نرجش هاشمی

شلوار - آرش درخشان

زیبا مثل پنجه آفتاب - یوسف قوجق

خاطره 1312 - برای انوش و عماد - ژیلا ضیایی

هم قسم - شراره صادقی

مستي و هستي - ناهيد انواري

سگ - محبوبه موسوي

ديده‌اي شب خيابان بي برق را؟ - نسرين ارتجايي

*دُم‌شمشيري - مهدي علاقمند

من بهت گفته بودم - فهيمه اصفهاني

داستان بينام - احسان رجبي دهنوي

راي چند لحظه مرگ - ژانتا جلالي فر

خود درماني - علي كيا

كافه دنج - مجتبي صولت پور

درد - ايمان عابدين

ايمان - رضا نيک ذات

مغز ناپديد شونده ي من - سمانه بلالي

پروانه - سعيد خمسه

دلم واسه خودم تنگ شده ! - ژيلا ضيايي

جاسم - عباس صحرائى

من از چتر مي‌ترسم - سارا سياوشي

راجع به خواب - عبدالعلي عالمي‌

کپنهاک شگفت‌انگيز - علم‌ناز حسن‌زاده

منفي دوازده ! - احمد فتاحي

اتاقي به شکل قفسِ مرغِ همسايه - نعيم کميلي پور

صداي نازک زنانه - مهدي علاقمند

بوي رشادها هم نمي آمد حتي - نسرين ارتجائي

خانوادۀ حاج قمبر - مرتضي بغدادي

ساية روي قاب - الهام نوبخت

"من يوشي ميتسو هستم" - شهاب لنکراني

حقايقي در باره ي خليل - بهزاد ناظميان پور

شب رازي دارد عريان (١) - سيد حسن محسني

پيچ - امير عسکري

چ... مثل چرند، قار... مثل قلاده! - نادره افشاري

بازگشت - عليرضا تقوايي

چوب دست - يوسف قوجق

برار برزخي - محمود راجي

خواب خيس - آتنا فرهي

كافه دنج - مجتبي صولت پور

سال سِيلي - مرتضي محمودي

قرمز،خاکستریِ مات - سهیلا قاسمی

شکوفه های بادام - داود رجبی

عینک شکسته‌ی آقای هدایت - ایمان عابدین

ژن - آرمین زرقی

يكبار ب: بيدار مي كنم خود را - ليلا صادقي

وسوسه - جلیل شعاع حسنی

(امتياز 80) شکار ماه در سرزمين تاريکي - نعيم کميلي پور

چشم‌ها - زهرا يوسفي نژاد

كاجيك ويتوچسكي، Cajic Vitocheski - فريبرز شيرزادي

عابر پياده - مهام ميقاني

مشغله کاري يک زن غار‌نشين - اميد نقيبي نسب

سَرْگْ - علي رضا ايزدي

خواب - نرجس هاشمي

لفط الله - عباس صحرائي

نازكي - امير عسكري

سکه‌ها - محمدحسن ابوحمزه

گونی خالی - عبدالعلی عالمی

بيگانه - مسلم صالحي

هانا گاز را گاز مي‌زند - نسرين ارتجائي

طعم گس خرمالو - داود رجبي

همين قرصهاي الکي - الناز سرخانلو

خواب به خواب - شيدا واله

پنجره پنجره - شهرام رستمي‌

گاهي حمايت خاکي از عدالت است - بنفشه سلخي

آواز پيرمرد - علي سالاري

آسانسور ِ ترس ِ خواب ِ من - نادره افشاري

عكس‌هاي سياه وسفيد - مهدي صالحي اقدم

«نهصد و سي دقيقه تا البرز» - الناز معتمدي

بهانه - عاطفه حجازيفر

زنگ زدم - فرناز خطيبي

چشم چپ اسکلت - مهدي علاقمند

به دنبال يک داستان کوتاه - بهنام موسوي

(امتياز 60) قتل بدون قاتل و مقتول - علي حسن‌زاده

گردنبند يادگاري - فرشته نوبخت

(امتياز 20) عطر - جلال الدين قاري

آخر - سينا عزيزوند

(امتياز 70) هايد پارک، زير باران - علي اکبر حيدري

خداحافظ پدر - ليدا نيک فريد

عنكبوتي‌ كه‌ مرد - نعمت مرادي کاکاوندي

(امتياز 80) يادش به خير دايي جان - آرش عظيمي

(امتياز 70) آتريسا - نسرين ارتجائي

برو بمير - سمانه بلالي

(امتياز 85) روز گيج كننده - مجتبي صولت پور

(امتياز 70) کوتوچوله‌ها - هديه رحمت‌نژاد

(امتياز 35) پدر من - داود رجبي

يک سگ - اميد نقيبي نسب

(امتياز 76) مردي که داشت پير مي‌شد - عليرضا تقوايي

آخرين مسابقه... - پيام کاظمي‮آشتياني

تنهايي - فريده چوبچيان

فردا - آزاده شمالي

رويايِ مرگ - مصطفي نصيري

(امتياز 88) گره‌ِ فصل سوم - مصطفي طباطبايي

يک عاشقانه سفت و سخت! - نادره افشاري

پارسال، امسال - آرش يعقوبي

بچه‮هاي قصرالدشت بخوانند - رضا کاظمي‮

دوست‌ - تهمينه‌ زاردشت‌

سنگريزه - مهام ميقاني

(امتياز 91) مجموعه ماجراهاي نيک و نک - آتنا فرهي

جيران - محمدحسين علي‌زاده

(امتياز 82) شكوفه‌ - هامون‌ قاپچي‌

وزن + 10 - احسان رجبي دهنوي

21 گرم و اندي - سهيلا قاسمي

هارموني ريل راه آهن - محمدحسن ابوحمزه

ماليخولياي من - شعله آذر

؟؟؟ - علي‮رضا ايزدي

کارهاي بزرگ، کارهاي کوچک - مهدي علاقمند

نام خانوادگي - ايمان عابدين

(امتياز 80) روزي که عاشق زنم شدم - فريبا حاج دايي

(امتياز 90) چهارشنبه سوزي - وصال تمنا

(امتياز 97) گوني - فرشته نوبخت

گذري به دفتر خاطرات يک مرد - سعيد اقدمي

(امتياز 85) جفت - عاطفه آقايي

روزهاي آفتابي - عباس صحرايي

حكايت اين مرد خوب - جواد رحماني گل‮افشان

و خداحافظي غمگين‮ترين شعر جهان است - عماد عبادي

ديشب توي کوچة ما... - رضا کاظمي‮

مرد سفيد - خيام ظهيري

(امتياز 96) مگس - فاطمه علي‮اكبريان

(امتياز 50) آدم قناس - نادره افشاري

نشستن - امير عسكري

(امتياز 50) روز به‌ اين‌ قشنگي‌ - آزاده‌ شمالي‌

دستان كوچك - رضوان نيل‮پور

خطي‌ به‌ طول‌ صفحة‌ كاغذ - حبيب‌ جاسمي‌

شعر پرنده - محمدرضا بيگي

(امتياز 79) خودم - ميلاد يوسفي

(امتياز 90) پدر - سينا عزيزوند

روزنامه - امير پويان مقدسي

اسير - علي‮رضا ايزدي

ارثيه پدري - ژيلا ضيايي

حتي شما - احسان رجبي دهنوي

كاليم - جواد رحماني گل افشان

(امتياز 90) DOWN & UPهاي ِ اقيانوس ِ بزرگ ِغرب به شرق - حامد احمدي

گور - علي فکري

از تاول‌ انگشت‌ها - سهيل‌ زماني‌

پونتياك‌ قرمز - ميلاد اخگر

(امتياز 89) هشدار - علي کلانتري‌فرد

قورباغة دون ژوان - نادره افشاري

تاريک‌روشن - اشکان حسين زاده

روسپي و نويسنده - محمد فرزين نيا

تاکسي، اتوبوس، شخصي، ميني بوس... - فرهاد قطبي راوندي

(امتياز 75) قنات - علي اسدي

خنديد به چشم‌هايي که پر از اشک بود - مهدي علاقمند

قصه حاشيه‮ها - سودابه فرقاني

وقتي مامان از توي ماشين پست پياده شد - عشرت سادات ميرحسيني

(امتياز 100) مرغکا جا به جا - حسين چراغي

(امتياز 25) آن‌ها حرف‌ مي‌زدند و معلوم‌ نبود از چي‌ حرف‌ مي‌زدند - آذر بشيرزاده‌

آزاد ماهي‌ - شعله‌ آذر

شير پسته - رضا کاظمي

بوسه‮ها قهوه‮اي‮ها نارنجي‮ها - بابک مينقي

کلاه گشاد - احسان رجبي دهنوي

مرغ مينا - محمدرضا بيگي

(امتياز 90) روياهاي دوره‮گَرد بدونِ کفش يا قطار آکلا، هشت واگن - رضا صفوي نيک

تو هميشه برنده‮اي! - ساراجهان آراي

(امتياز 55) آهنگِ پارتي - علي‮رضا رضايي لبشکاة

هوي! - کاوه سلطاني

(امتياز 84) آن طرفي‮ها - شهرام رستمي

داداش‌ معصوم‌ - اميد پناهي‌آذر

(امتياز 88) صدا - احمد نصيري

الو و خاكستر - مريم دلباري

تا فردا - بهزاد مظفري‌

ميان‮بر - امير عسكري

والس سوسك‮ها - ژيلا ضيايي

حلوا يا قهوه‌ مامان‌جان‌ - فريبا حاج دايي‌

آفتاب‌ رنگ‌پريده‌ - شراره‌ صادقي‌ گرمارودي‌

عنايت‌ داشته‌ باشيد - سامان‌ رستمي‌

ننه کماندو - نادره افشاري

(امتياز 95) کند، نه! آهسته، نه! آرام - رويا فتح اله زاده

در جستجوي آقا خره! - نادره افشاري

(امتياز 49) نويسنده - محمد محسني

بتامکس - رضا کاظمي

تلفن قرمز زنگ مي‌زند! - ساراجهان آراي

(امتياز 50) تور - مجتبا يوسفي‌پور

آقا آتيش لطفاً - آرش شفاعي

آن اتاق دو تخته! - نادره افشاري

(امتياز 100) نان، گوجه، خيار، پنير و… - هدا صادقي

تکرار... - پيام کاظمي آشتياني

(امتياز 84) نفرين - محمد فرزين نيا

(امتياز 82) ديشب خواب وحشتناکي ديدم - الهه علي خاني

(امتياز 80) پروانه‌اي‌ پشت‌ ديوار - رضوان نيلي پور

(امتياز 95) سمفوني - سعيد اقدمي

آخر سيزده‌به‌در - مهدي علاقمند

با يك فرشته مقرب - هدا صادقي مرشت

آفتي - وحيد غفاري

(امتياز 68) نشان - سعيد اقدمي

مرد، به اين لوسي؟! - نادره افشاري

شايد عنايت شايد مصيبت - احسان رجبي دهنوي

(امتياز 77) معجزه - مهدي صمدي

(امتياز 91) پرواز - بهاره عزيزي

(امتياز 10) بازي - نجمه مولوي

دختر در آتش - حبيب پرتاري

تدفين - احمدرضا خليليان

هويــت - عشرت السادات ميرحسيني

(امتياز 90) جاده پشت خانه - شکوفه آذر

(امتياز 82) يادش آمد آن روز چهارشنبه بود! - زهرا سيادت

آقا معلم - تابان پناهي

ض ا ر ت ع ا - علي موسوي رحيمي

جنگل آينه‌ها - علي‌رضا اسعدي

(امتياز 60) الف لام - احسان رجبي دهنوي

از آسمان - خسرو آل ملا

(امتياز 72) آخرين شب... - پيام کاظمي آشتياني

(امتياز 99) بن‌بست - جعفر مقدم

(امتياز 82) باز هم پيدات کردم - محسن عبدلي

نيمکت - مجيد برادران افتخاري

(امتياز 80) دوتا جنازه، يکي من، يکي اون - سعيد رفيعي

كوچة علامه - نيما نقوي

(امتياز 82) موقعيت - ايمان گنجي

طلاق - حسين چراغي

از ميان آتش و آسمان - محمد حياتي

(امتياز 89) انحناي نرمِ آرامش - علي صالحي بافقي

(امتياز 75) هم بود وهم نبود - آنيتا يارمحمدي

(امتياز 95) روز دروغ - آتنا فرهي

(امتياز 70) دکتر خرکش - احمد شهيدزاده

حالا ديگر نه! - ايمان عابدين

(امتياز 95) مجسمه سنگي - تابان پناهي

نَه - مهدي علاقمند

گشودگي - معصومه کاظمي

زن رودخانه - شکوفه آذر

خانه ايي كنار مترو - كيوان كيخسروپور

روح ما، در جسم ماست - بهنام

آيينه - نيما نقوي

(امتياز 65) انگشتر - عماد مرشدي

بختكِ خيس - محمدرضا ابوترابي

بيچاره پيرمرد - علي موسوي رحيمي

لطفا نه!! - نادره افشاري

(امتياز 73) موريانه ها همه جا خانه دارند - آتوسا زرنگارزاده شيرازي

اتاق - آتنا فرهي

به نام پدر - محمود مختاري

(امتياز 68) طلاق - ميثم محمدي

جايي براي پاهاي دراز من - شعله آذر

سرداب نموك - علي‌رضا ذي‌حق

شب يلدا - مريم دلباري

تفنگ - گيتي رجب زاده

(امتياز 95) قوزك پاي شكسته - نجمه مولوي

(امتياز 55) حورا - حبيب پرتاري

(امتياز 92) چه‌طور غيرعادي نباشم - رويا فتح اله زاده

(امتياز 95) کمي بعد از قار قار کلاغ‌ها - بيژن کيا

(امتياز 70) عبور - عشرت رحمانپور

(امتياز 55) خواب راحت - پيام کاظمي

زندگي - معصومه کاظمي

سيب - صديقه قلي پور

اشکال هندسي - افسانه بخشي

کليد اضافي - تهمينه زاردشت

(امتياز 93) بابا - هنسا کاتبي

(امتياز 96) پروانه که از اول پروانه نبود. بعداً پروانه شد - مهدي معيني مهر

(امتياز 90) من چندشخصيتي هستم - شيما كاووسي

نقطه - حسين چراغي

هشت مارس - ارغوان آبان

(امتياز 98) رقص مهتاب - اميرمحمد اعتمادي

(امتياز 90) هِي داداش ... - علي موسوي رحيمي

كن فيكون - نرگس زهره نسب

پژواک - هژبر

(امتياز 85) زني از دور آمد - مهدي علاقمند

(امتياز 52) مادر - تابان پناهي

(امتياز 55) جعفرخان و بانو! - نادره افشاري

(امتياز 65) ما و همينگ‌وي، داستان و مرگ - سامان رستمي

(امتياز 90) همين بود - نرگس عباسي

(امتياز 36) خطر! شكستني نيست! - محمدرضا ابوترابي

(امتياز 80) کارگاه داستان نويسي - محمد طاهر جليلي

(امتياز 75) مينو - محمد امين قرباني

بي مزه - الهام انتظاري

(امتياز 90) مهرة مار - مژگان سببي

(امتياز 76) پل - ميثم محمدي

(امتياز 90) شاه ماهي - سروش رهگذر

يك قطره داستان– يك كلمه آب - سيد ايمان (كوروش) ضيابري

(امتياز 66) باران در يک روز گرم - علي چنگيزي

چتر - حامد معصومي

(امتياز 82) فقط يک کلمه گفت - آرش آشتياني

(امتياز 1) پارازيت - رويا فتح اله زاده

(امتياز 50) ماهي قرمز من - ايمان عابدين

(امتياز 97) خماري در چشم خيابان - حبيب پرتاري

راز - اميدفرقاني

شماره‌هاي ناتمام - نجمه مولوي

(امتياز 75) مِتروبازي - علي طاهري شَلماني

(امتياز 42) آقاي مارلون براندو - مهدي علاقمند

نقطه - حسين چراغي

(امتياز 80) مسافر - پويا كرمي

(امتياز 99) حلقة تاريك چاه - مريم دلباري

تاب - فاطمه علي‌زاده

(امتياز 55) غريبه - نادره افشاري

عطر چاي - سامان رستمي

داستاني با 999 کلمه - علي موسوي رحيمي

خُمره هاي شکسته - هژبر

خوابگاه، سال 76 - اکبر اسعدي

يك روزِ خوبِ باراني - محمدرضا ابوترابي

(امتياز 65) نورآقا - شهرزاد مقيمي

(امتياز 95) شاخه‌اي براي مردن - ميثم محمدي

تنهایی در سکوت - تابان پناهی

(امتياز 79) مردِ توي فيلم - علي موسوي رحيمي

(امتياز 60) بدخوابي - فرهنگ طهماسبي

(امتياز 80) ماشين رييس - مژگان سببي

(امتياز 76) پيغام‌‌گير - کامران جانميان

(امتياز 40) دغدغه زمين - ترانه بذرافکن

فرشته - ماريا راها / عليرضا صيامي

(امتياز 75) هشت پا - سهيلا صفري

صداي باد - نجمه مولوي

Call waiting (کال‌وي‌تينگ) - فريبا حاج دايي

(امتياز 75) جاروبرقي - مريم بنداني

رنگ‌هاي خاطره - ايمان عابدين

(امتياز 92) ساعت 11 - زهرا سيادت موسوي

(امتياز 90) ميم مثل مادر - محمود مختاري

اون كه رفت... - ميلاد اخگر

و ناگهان... - جواد عاطفه

صدوقه - عماد عبادي

(امتياز 63) عروس كه شدم ابروهامو برميدارم - سكينه عبدالهي

(امتياز 90) نگاه خيس - رويا فتح اله‌زاده

عكس دونفري - افسانه نوري

زشت - روح الله رحيمي

ساعت ديواري . . . - الهام نوبخت

(امتياز 98) مرده ها مي توانند بستني بخورند؟ - حامد افضلي

پسرسرايدار - محمود راجي

سه نخل - اسماعيل حسيني

(امتياز 47) يك روز ابري - مهرشيد متولي

شيپور حمله - غلامرضا معصومي

(امتياز 100) طبقه 1+3 - سروش رستگار

تماشا - شاهد پارسي

(امتياز 80) گودال - حسين چراغي

(امتياز 90) خاموش - علي‌رضا اجلي

نارامش - اشكان عبدي‌نژاد

(امتياز 85) حنا خانم - زهرا سيادت

(امتياز 72) بچه که بوديم - شايان الهامي

(امتياز 94) مقصر - دانيال موحدي‌پور ده ساله ازآبادان

(امتياز 66) توهم - تابان پناهي

(امتياز 78) يك نفر مثل او - ميثم محمدي

(امتياز 92) با من مي‌ماني خانم؟ - مريم دلباري

الفباي دو حرفي- منظورم صفرويکِ کامپيوتر نيست- خيلي وقتِ با دوحرف حرف مي‌زنم - سعيد رفيعي

(امتياز 92) چشم‌عسلي‌ها - ناهيد انواري

(امتياز 78) يک محکوم به اعدام - علي موسوي رحيمي

شاعرِ ميان‌ ما - جواد کاظمي

وقتي‌ سوسك‌ها مي‌رقصند... - پري‌ موسوي‌

(امتياز 88) از‌همين‌حرفا - الهام نوبخت

(امتياز 82) رئاليسم - مهدي علاقهمند

عکس يادگاري - مرتضي محمودي

(امتياز 57) من، جذام، زن - مهيارزاهد

(امتياز 90) شكاركاكايي - اكبر اسعدي

(امتياز 70) روزِ بي‌ماشين - فرهنگ طهماسبي

خواب‌داستانك - بيژن کيا

(امتياز 55) ای کاش برادرهایش نبودند - زهره محمدپور

(امتياز 72) ردِ پا - حسين چراغي

(امتياز 80) دمپايي‌ها - سلماز يگانه‌مهر

(امتياز 80) سگ‌های پوشالی - میلاد ظریف

(امتياز 87) تپه‌هاي سفيد - نجمه مولوی

(امتياز 71) تاريک روشن - ايمان‌عابدين

(امتياز 96) آلاله - آسو حيدري

قايق زمان - امين اسدي مقدم

(امتياز 60) جن - محمدحسن فرازمند

(امتياز 35) مرغ عشق - سروش رهگذر

خانه اجانين - نويد حمزوي

گربة سياه - علي چنگيزي

(امتياز 80) داستان الياس - محمود شامحمدي ـ کرمانشاه

وقتي كارتون تمام شد... - سكينه عبدالهي

(امتياز 69) درست مي‌شه - سيد وحيد نقيبي‌نسب

حياط، باغ - بابك محمدزاده

سپيدارِ وسط‌ِ باغچه - محسن‌ شمس‌

اِما - مهري يلفاني

حياط، باغ - بابك محمدزاده

خانه‌تکاني - افسانه نوري

(امتياز 90) كافي شاپ - رضا كاظمي - از لاهيجان

(امتياز 78) او هم يك آدم معمولي بود - زنيره مربي

اگر شب بشود... - ايمان اسلاميان

(امتياز 80) زناني كه به سقف نگاه مي‌كنند - آيدا پناهنده

(امتياز 100) كوه‌ مه‌ گرفته‌ - دنا فرهنگ‌

(امتياز 75) مرواريد نام تو - عباس عبدي ـ از قشم

(امتياز 98) تصادف - پوپك نويد

(امتياز 88) سوسك - سهيلا صفري

(امتياز 5) هاي قيز! - محمدمهدي نادري

(امتياز 90) نمره هشت، بار دوم - شاهپور شاهبابا

پنجره روشن - مژگان فرخزاد

(امتياز 50) ايستگاه آخر - افسانه نوري

(امتياز 96) عکس ـ پيرامون وارونه‌گي - مازيار بهزادپور

(امتياز 50) من يک هنر هستم - پيام فيض‌بخش

(امتياز 87) دورِ سريع، دورِ کند - علي چنگيزي

(امتياز 72) خط رو خط - ايمان عابدين

خطوط فرضي - ميم. پورسعادت

(امتياز 88) زير نگاه بزها - محمدحسن فرازمند

(امتياز 90) روزِ تعطيل - پوپک نويد

(امتياز 90) سالن انتظار - رضا کاظمي‌

(امتياز 92) شب - محسن شمس

(امتياز 95) غيرقابل پيش‌بيني - نرگس عباسي

(امتياز 70) اعتراف - ايمان اسلاميان

مرد تصادفي - محمدحسن ابوحمزه

(امتياز 2) منتظر باش... ده دقيقه - ايمان اسلاميان

(امتياز 83) گريه کردن هم دل خوش مي‌خواهد - رويا وهمي

گوشه‌ - بتول‌ عباسي‌

(امتياز 80) بند ناف - ميلاد ظريف - از شيراز

(امتياز 50) سرداب دوم - محمدرضا بيگي

اين‌جا فالوده، نمي‌چسبد... - ايمان اسلاميان

(امتياز 65) دست‌هاي آن پسر - حامد معصومي

(امتياز 61) تمام مونث‌هاي دنيا - ميثم محمدي

(امتياز 87) آسفالت - علي فصيحي

(امتياز 87) بوده يا نه؟ - فريبا حاج دايي

(امتياز 80) او هنوز بر نگشته است - حميدرضا سليماني - از اهواز

(امتياز 92) سطل آشغال - شهرام آذرنگ (شكارچي)

نگفته بودي كه مي‌روي - اسماعيل يوردشاهيان

(امتياز 89) خودت نبودي - نرگس عباسي

(امتياز 85) سقف‌ها - اميرحسين‌ خورشيد فر

(امتياز 68) شكسته‌ - مرضيه‌ گلاب‌گيراصفهاني‌

مثل‌ بابا - سعيد ابوترابي‌

(امتياز 95) نامه‌اي‌ با پاكت‌ زرد - ماندانا زهرايي‌

كنارِ ساحل‌ِ آرام‌ - محمدرضا بيگي‌

(امتياز 89) نافلز - آناهيتا کمالي

(امتياز 96) مردان رقصان - سروش چيت‌ساز

(امتياز 71) قرچ و قروچ - رويا وهمي

(امتياز 87) قلعه پرتقالي - عباس عبدي

(امتياز 95) پنلوپه رازگو - ساناز سيد اصفهاني

زندگي‌ِ سگي‌ - حامد احمدي‌

(امتياز 98) هنوز بدون عنوان - پويا گزبلند – از شيراز

گنجشك‌ - فريده‌ نجم‌آبادي‌

حسرت‌ِ ديدار - همايون‌ خسروي‌ دهكردي‌

(امتياز 10) بغض - عشرت رحمانپور

(امتياز 80) بي‌عنوان 2 - مريم بنداني

و ناگهان فراموشي... - محمدرضا رم‌يار - از شاهرود

(امتياز 91) دخيل بر دستار شروه - سعيد بردستاني

(امتياز 84) پدرم را شكلاتي بپيچيد لطفاً - ليلا جوانمردي

گرم است اين هوا! - مهدي جعفري

(امتياز 30) كاليفرنيا - بيژن كيا ـ از شيراز

(امتياز 87) شاعرِ ميان ما - جواد كاظمي

(امتياز 78) چشم‌انداز - عاطفه آقايي

(امتياز 50) داستان شکسته شدنت - محمدرضا ابوترابي

(امتياز 82) من و سهراب شايگان - محمد سمندري

(امتياز 96) مثل يک فيلم تکراري - کيارش انوري ـ از تهران

(امتياز 60) كلاغ‌ها - دنا فرهنگ‌

پري دريايي - منصور ياقوتي

(امتياز 78) رستوران‌ - مينو همداني‌زاده‌

(امتياز 95) يك تكه كيك - مريم دره شيري

اشكالي‌ از هوا - سروش‌ مظفر مقدم‌

ماهي‌ قرمز - تهمينه‌ زاردشت‌

(امتياز 97) بهترين منظره شهر - مهدي بهروزي

(امتياز 66) شما تو خانوادتون دختر خوب سراغ داريد؟ - مهرشيد متولي

(امتياز 83) سونات‌ زنانه‌ - علي‌رضا محمودي‌ (ايران‌مهر)

(امتياز 94) رو به غرب - نرگس عباسي

داستان‌ جديد - اميد خرمالي‌

بلوک 417 - نوشين وفادار - از مشهد

شغال‌ها - محسن‌ شمس‌

(امتياز 28) مورچه‌ها - محمود شامحمدي ـ از کرمانشاه

(امتياز 83) عنکبوت - فريبا حاج دايي

(امتياز 98) كارِ هر روزه‌ - ‌علي‌ صالحي‌

(امتياز 80) غروب‌ِ باراني‌ - سمن‌ مرادي‌

(امتياز 73) وقتي‌ مرده‌شورها به ‌سرشان‌ ژل‌ مي‌زنند - علي‌رضا صوتي‌ (12 ساله)

وقتي کلاغ‌ها آواز مي خوانند - علي آرام

(امتياز 90) بازي‌ - مژگان‌ فرخ‌زاد

سرداب‌ - محمدرضا بيگي‌

(امتياز 92) دريچه - عاطفه آقايي

مردي‌ مثل‌ هيچ‌كس‌ - ليلي‌ صابري‌نژاد ـ از انديمشك‌

(امتياز 96) ماهي‌ - عباس‌ عبدي‌ ـ از قشم‌

(امتياز 95) داداشي‌ - هادي‌ حكيميان‌

(امتياز 86) رويا - غلام‌رضا شيري ـ از خوزستان - ايذه

جادة‌ كوهستاني‌ - محمدرضا نظرزاده‌

(امتياز 88) باد پَر را بُرد - بتول‌ عباسي‌

(امتياز 70) تقي خلُّّو - علي آرام

(امتياز 78) شب بود - امين نيكفر - از سبزوار

(امتياز 89) زخم‌ - محسن‌ شمس‌

(امتياز 42) چند داستانک - ملودي خادم ثامني

(امتياز 60) روزهاي‌ خاكستري‌ - محمود خوافي‌

(امتياز 93) پلنگ و فلز - عماد عبادي

(امتياز 84) پيشگوي معبد دلفي - رها رسپينا

(امتياز 78) مادر - مهدي فاتحي

(امتياز 87) استفراغ - نرگس عباسی

(امتياز 72) يك آجر - علي طاهري شَلماني

(امتياز 91) خورزرده - عاطفه آقايي

(امتياز 15) سمفوني رنگ‌ها - نازيلا سلجوقي – از تهران

(امتياز 88) معرکه - علي سالاري - از اصفهان

(امتياز 79) نامكرر - احمد پوري‌

روز هفتم‌ - كامران‌ عاليان‌

(امتياز 87) صداي گلوله - مهدي معيني مهر

(امتياز 70) دوازده‌ قدم‌ تا درخت‌ توت‌ - سمن‌ مرادي‌

(امتياز 50) قاب‌ يك‌ تصوير - سارك‌ اعطا

خط‌ِ صاف‌ - سيامك‌ ايثاري‌

مرغابي‌هاي‌ بنفش‌ - فريده‌ نجم‌آبادي‌

(امتياز 62) سينما - ترانه جوانبخت

پل ورسك - اكبر اسعدي

گفت‌وگو - سروش‌ رستگار

(امتياز 90) يادداشت‌هاي‌ يك‌ صفحة‌ سفيد - رسول‌ نظرزاده‌

(امتياز 45) نبش قبر - ساناز سيد اصفهاني

(امتياز 85) از عمه‌هايم‌... - منيژه‌ آلبوغبيش‌

(امتياز 88) وقتي‌ كه‌ مُردم‌ - ليلي‌ صابري‌نژاد

(امتياز 55) غروب‌ تاريك‌ - سودابه‌ آقاميري‌

كل‌بهيه‌ - محمود جعفري‌

(امتياز 81) زندگي روي گُسَل - آناهيتا کمالي

سياه دره سبز - محمد اذغاب

(امتياز 68) نيم‌ساعت قبل از زلزله - آناهيتا کمالي

(امتياز 80) پوستِ‌ موز - حسين‌ نوروزي‌پور

(امتياز 85) جيغ ويلن - مسعود بهارلو

(امتياز 81) دوشنبه‌ها - ساناز سيداصفهاني

در جست‌وجوي احساس خوش - رويا وهمي‌

چرخ‌ و فلك‌ - غلام‌ رضا معصومي‌

(امتياز 90) چهارخانه‌ - انوش صالحي

(امتياز 76) ‌پري - محمدمهدي طالقاني‌

ضربه‌ - مينو همدرني‌زاده

چاقوي‌ ضامن‌دار دسته‌مشكي‌ - پرويز شيشه‌گران‌

(امتياز 55) باز هم‌ زير باران‌ - جلال‌ توكلي‌

(امتياز 51) اسبي‌ براي مردن - علي‌ دستمالي‌ ـ سنندج‌

(امتياز 80) رابطة‌ پيپ‌ و كتري آب‌ جوش‌ - مريم‌ محمدسليمي‌

سوپ‌ - افشين‌ رئوف‌

(امتياز 92) عموجان‌ قوام‌ - فرناز بهزادي

(امتياز 90) آن‌ طرف‌ كوچه‌ - ميلاد ميرمحمدصادقي‌

غريبه‌ - دنا فرهنگ‌

يك‌ گوشة‌ تاريك‌ - سودابه‌ آقاميري‌

فراموشي‌ - سيامك ايثاري

نسيم‌ بهاري - ميلاد ظريف‌

زن‌ در آشپزخانه‌ - جعفر مقدم‌

اتاقِ‌ پدر - سارك‌ اعطا

(امتياز 89) ظهر آن‌ روز - محسن‌ شمس‌

بچه‌اي كه‌ نمي‌خواستم‌ - بتول‌ عباسي‌

سر مقاله | داستان | گفت‌وگو | نقد | معرفی کتاب | گزارش | کارگاه | مقاله | چهره | جست‌وجوي پيشرفته | تازه‌ها | بايگاني | ارسال نظرات | ديباچه را خانه خود كنيد
تکثير و تجديد چاپ آثار موجود در ديباچه به صورت نشر کتاب يا در نشريات فقط با اجازه کتبي صاحب اثر و ديباچه مجاز است، اما لينک دادن به آنها بلامانع است
Dibache.com  2005 - All rights reserved , Programming Parswebgate