| چشم چپ اسکلت مهدي علاقمند “عکس، مربوط به نخستين چشم مصنوعي تاريخ، کشف شده در شهر سوخته است.” اين جملهاي بود که توي روزنامه زير عکسي از يک اسکلت سر انسان نوشته شده بود. گلولهي سياهي از کاسهي چشم چپ اسکلت برآمده و اطرافش چند کاسه و کوزهي گِلي پراکنده بود. اميد، کشوي ميز را بيرون کشيد و يک قيچي درآورد. به دقت عکس را از روزنامه جدا کرد و چون ديگر جايي روي ديوارهاي اتاقش باقي نمانده بود، پشت در چسباندش. ديوارهاي اتاق پر بود از عکسهاي ريز و درشت انواع چشمهاي مصنوعي با رنگها و شکلهاي مختلف. شب که مادرش از سرِ کار برگشت؛ آنقدر خسته بود که وقتي توي آشپزخانه رفت تا ميز شام را آماده کند، همانجا روي يکي از صندليها خوابش برد. صبح که اميد از خواب بيدار شد و در اتاق را باز کرد؛ ديد مادرش پشت در افتاده و غش کرده. از آن روز به بعد ديگر هيچوقت با مادرش دربارهي چشم مصنوعي حرف نزد و ترجيح داد مثل هميشه از چشمبند استفاده کند تا شايد به خيال مادرش يک روز با هر دو چشمش دنيا را ببيند.
اهواز
تماس با نویسنده وبلاگ نسخه قابل چاپنظر و امتياز شما به اين متنشناسه : AS1958تاريخ ارسال : سه شنبه 07 اسفند 1386 |