| *دُمشمشيري مهدي علاقمند - من از اون که دُمِش مث شمشيره خوشم ميآد. - من از اون که داره گريه ميکنه. - گريه ميکنه؟! کدوم؟ - همون که دُمِشو پشتِ برگا قايم کرده. - ديدمش. اما ماهيا که گريه نميکنن. - ولي اون داره گريه ميکنه. - به شيشه دست نزن بچه. مُردَم تا تميز شده. - باشه آقا. پويا دست نزن ديگه. - اِ سينا ماهيت کوش؟ - ديد داريم نگاش ميکنيم رفت پشت برگا. - خب بريم از اونور ببينيمش. - اگه بريم تو بايد يه ماهي بخريم. - چرا؟ - چونکه صاحبش خيلي بداخلاقه. شايد ديگه نذاره اينجا وايسيم. - خب بخريم. - اگه پولمون نرسيد چي؟ - تو چقدر داري؟ - صبر کن. دويست، چهارصد، نهصد، نهصد و پنجاه تومن. - منم شيشصد تومن دارم. روهم ميشه هزار و ... هزار پونصد و پنجاه تومن - نه، ميشه هزار و ششصد تومن. - پس بگو چرا هميشه رياضيت کم ميشه. - خودتو بگو که ديکته هشت و نيم گرفتي. - مامانم فکر کرد هجده و نيم گرفتم. - ميخواي به مامانت بگم خودت يهدونه يک بهش اضافه کردي. - منم به مامانت ميگم دوباره با ليلا تو کُمد بازي کردي. - نه پويا تو رو خدا چيزي به مامانم نگو. دوباره کتکم ميزنه. - اگه ميخواي چيزي نگم بايد اون ماهيه رو بخريم که دمش مث شمشيره. - پويا ما بايد اونو که پشت برگا قايم شده بخريم. - نه اون همهش گريه ميکنه. من از گريه بدم ميآد. - ولي ما بايد اونو بخريم. پويا نگاه کن. همهي ماهيا دارن گريه ميکنن. - اما ماهي من گريه نميکنه. چشماشو ببين. اون هيچ وقت گريه نميکنه. - بريم بخريمش. - کدومو؟ - ماهي منو ديگه. - به مامانت ميگم ها... - آقاي ناظم! - کوش؟ - اوناهاش پيش ساعتفروشيه. فکر کنم داره دنبال ما ميگرده؟ - چرا ميترسي؟ الآن ديگه زنگ خورده فکر ميکنه ما تازه اومديم بيرون. - بيا بريم تو. - آقا اون ماهيه که گريه ميکرد کوش؟ - بچه، ماهي که گريه نميکنه. - من خودم ديدم گريه ميکرد. بعد ما رو ديد رفت پشت برگا قايم شد. الآنم نيستش. - ميخواي يه دمشمشيري بهت بدم. اينا هيچوقت گريه نميکنن. - نه من ماهي خودمو ميخوام. - ماهي خودت؟! بگو بينم چه شکلي بود؟ شرمنده خانوم يه دو دِقه دندون رو جيگر بذاريد اين دو تا فسقلي رو رد کنم. - قرمز بود. دمش هم سفيد بود. - آهان اون گُلفيشه رو ميگي. همين دو دقه پيش مُرد. ميبيني خانوم، اين ماه هرچي گُلفيش آوردم مُردن. فقط يکيش مونده بود که اونم اومد رو آب. - مُرد؟! کجاس؟ميخوام ببينمش. - سينا ديوونه. واسه يه ماهي گريه ميکني؟ بابام ميگه مَرد هيچوقت گريه نميکنه. - اونجاست تو سطل آشغاله. اگه خيلي دوسِش داري وردار ببرش، مال خودت. وروجکا چقدر پول دارين؟ - آقا هزار و شيشصد تومن. ولي پويا ميگه هزار و پونصد و پنجاه تومن. آقا! پويا رياضيش خيلي خوبه. - بياين وروجکا. دمشمشيري هزار و پونصد تومنه. اندازهي پولتون. باقيشم واسه خودتون هلههوله بخرين. - خانوم ميبخشيد، معطل شدين. اَمرتونو بفرمايين. - يه دمشمشيري ميخواستم واسه پسرم. - به به به چه پسري. پسرا همه دمشمشيري دوست دارن. - آره برعکس دخترا. دختر من عاشق گلفيشه.
* نام يک ماهي که در آکواريومهاي خانگي از آن نگهداري ميشود.
خرداد 87 نسخه قابل چاپنظر و امتياز شما به اين متنشناسه : AS2184تاريخ ارسال : چهارشنبه 02 مرداد 1387 |