| تمام مونثهاي دنيا ميثم محمدي ايستاد و به جفت گنجشكي خيره شد كه روي شاخه درختي نشسته بودند و در مورد آيندهشان حرف ميزدند. قورباغه كه چند خال سياه روي بدنش بود، اينها را درك ميكرد؛ در دلش براي آنها دعا كرد. قورباغه به راهش ادامه داد تا به خانوادهاش برسد. قورباغه به اطرافش نگاه ميكرد؛ از راههايي ميرفت كه زودتر برسد. خورشيد ميتابيد ؛ ابرها جلو تابش آن را گرفته بودند؛ گاهي خورشيد، نورش را از بين ابرها به زمين ميرساند. جمعي از قورباغهها را ديد؛ سريعتر رفت؛ در پاهايش ديگر حسي نبود. خانوادهاش را ديد، ميخواست قدم اول را بردارد؛ گودالي جلويش بود. به گودال خيره شد. بايد پايين ميرفت و از آن رد ميشد؛ قدم اول را برداشت ؛ قورباغهاي بدون توجه به او، از جلويش رد شد؛ قورباغه نگاهش كرد؛ آنقدر نگاه كرد كه او را شناخت؛ دلش گرفت؛ سرش را پايين آورد. بغض گلويش را گرفته بود؛ از گودال پايين رفت؛ در عمق گودال ايستاد، به جايي زل زد؛ چيزهايي از ذهنش گذشت كه آنها را درك نميكرد؛ نميدانست چيستند؟ آرام بالا رفت؛ آهي كشيد؛ كنار آب نشست؛ دست به آب نزد؛ مادرش او را ديد؛ قورباغه حرفي نميزد؛ به آب خيره شده بود؛ مادرش روبهرويش ايستاد. ـ چرا ناراحتي؟ چي شده؟ قورباغه خواست حرف نزند ولي نتوانست: ـ چرا به من سلام نكرد؟ صدايش ميلرزيد؛ مادرش كمي عقبتر رفت، لبخند روي صورتش افتاد. ـ ميدانم كه به او علاقه داري، ولي تمام مونثها اينجورياند، وقتي بفهمند كه توي دل كسي هستند ديگر خودشان را ميگيرند. مادرش دستي به صورت او زد و دور شد؛ قورباغه خودش را پرتاب كرد توي آب. شنا كرد تا به آنطرف آب رسيد؛ روي برگي نشست. مگسي اطرافش پرواز ميكرد؛ قورباغه به او توجهي نداشت. ـ وقتي كه تو سلام نكردي، من زير لب به تو سلام كردم؛ به نظر من فقط تو هستي كه ارزش سلام كردن داري؛ ميفهمي؟ حتي وقتي كه تو سلام نكني من بهت سلام ميكنم. قورباغه سرش را پايين آورد؛ انگار ميخواست فرياد بزند؛ آرام نفس عميقي كشيد؛ بغض گلويش را گرفته بود. ـ اين را هم درك كن: سلام نكردن تو فقط سلام نكردن نيست. انگار تمام تاريكيهاي دنيا را به من دادي، هرچه تنهايي و گوشهنشيني؛ نميدانم چرا؟ دستي به صورتش زد تا مگسي كه روي صورتش بود پرواز كند؛ حوصلهاش را نداشت. بلند شد و سرش را تكان داد. او را ميديد كه نگاهش نميكرد. راه افتاد؛ نميدانست كجا؟
تماس با نويسنده نسخه قابل چاپنظر و امتياز شما به اين متنشناسه : AS0548تاريخ ارسال : یکشنبه 10 اردیبهشت 1385 |