خانه داستان حرفه‌اي داستان تجربي  داستان زبان اصلي داستان عاميانه داستان گويا بايگاني
و خداحافظي غمگين‮ترين شعر جهان است

عماد عبادي

  نمي‮توانم چيزي بسرايم. نمي‮توانم با آن‮ها خداحافظي کنم. لحظه‮ها و ثانيه‮ها براي من مهم‮اند مثل ميراث به‮جا مانده از يک قوم مثل شبح رفتگان و خاطرة ماندگان. هيچ چيز نبايد فراموش بشود. هيچ نکته‮اي از آن دقايق حتي به غفلت نبايد در پس ابهام باقي بماند. اين کار سختي است و بعضي‮ها معتقدند امري است محال. با اين‮همه سال‮هاي جنگ مثل يک آواز موهوم در دل باد يا يک برگ خشکيده در خروشاني رودخانه هر چند ناچيز هرچند مبهم، حک شده در دل آشوب زدة من.
    جنگ براي من هشت سال نبود يک عمر بود. يک عمر نه به لحاظ فصول، نه به لحاظ ماه و سال؛ يک عمر يعني چيزي آميخته با هستي من. يعني تمام سلول‮ها و بافت‮هاي حياتي و غير حياتي من.
من ترجيح مي‮دهم از نبض زماني که در تمام اين سال‮ها زير پوست خاطرات خليده و از چشم و ذهن رزمندگان و خبرنگاران مغفول مانده حرف بزنم.
    خرمشهر در آستانة سقوط بود و همه جا آکنده از دود و سياهي. از خانة حمود در غربي‮ترين قسمت شهر و در جايي که چشم‮اندازش نيزارهاي کم پشت حوالي شط بود جز ديوارهاي فرو ريخته و تيرک‮هاي سوختة سقف چيزي باقي نمانده بود. شايد اگر لحظه‮اي دقيق مي‮شدي و بي‮تفاوت از اين همه ويراني نمي‮گذشتي، مي‮توانستي مائده را که در منتهااليه خرابه‮هاي باقي‮مانده از آشپزخانه در خود مي‮پيچيد را ببيني. صورتش کبود نيلي مي‮زد و پاي چشم‮‮هاي گودافتاده‮اش لرزش خفيفي در رفت‮وآمد بود. با اين‮که هوا سرد نبود عباي نماز حمود را تنگ بر خود پيچيده بود وناله، بي‮اختيار از دهانش خارج مي‮شد. تکه‮هاي خشک نان را سق مي‮زد و شيريني چند خارک رابه ياد شيريني خاطرات در کنار شوهر بودن، مزه مزه مي‮کرد.
    سالي پيش بود شايد. کارگر ساده پالايشگاه آبادان به خواستگاري‮اش آمده بود و دل‮هاي ترد و نازکشان مثل دوپيچک آبي آب در هم گره خورده بودند. حمود از وقتي خودش را شناخته بود پيش برادر بزرگ‮تر قد کشيده بود. کودکي در کربلا و بعدتر دزفول و آبادان و خرمشهر. چه سري بود که نه او از پدر و مادر مي‮پرسيد و نه برادر حرفي مي‮زد. تعجب ندارد بعضي اتفاقات همين طوري‮اند يعني آغازشان معلوم نيست و کسي هم کنج‮کاوي نمي‮کند. بعضي مسايل هميشه نامعلوم و نامکشوف باقي مي‮مانند. قبول نداريد؟
    خانة پدري مائده بهشت برکت بود و صفا. بايد آن‮جا مي‮بودي و خنده‮هاي حمود و مائده را مي‮شنيدي تا به باورت مي‮نشست که آن‮ها مي‮توانند تا هميشة روزگار جوان و سرزنده باقي بمانند. طفل بازي بازيگوشانة روزمره، کيفورشان مي‮کرد.
- چشمات رو ببند مائده.
- سر به سرم نذار حمود.
- گفتم چشات رو ببند، مي‮خوام يه چيزي نشونت بدم.
و دست مائده را مي‮گرفت و از عرض اتاق عبور مي‮داد.
- نرسيديم ؟ لنج عامو ماجده‮ اين‮قد بي‮صداس؟
آرام مي‮خراميدند تا کنارپنجره و چشم انداز شط.
- مي‮شنوي مائده؟
- اومديم بهمنشير؟
- حالا چشاتو وا کن گلم.
- وي، اومديم بهشت؟ من به همون بريم و باوارده و انکس هم راضي بودم حمود.
- اين بلم، اين ساحل، اين هواي شرجي همة زندگيه منه مائده.
- خو اينو صد بار گفتي‮ها. . .    
     و صداي خنده همه‮جا را پر مي‮کرد. اگر تو آن‮جا بودي و آن‮ها را مي‮ديدي که چه‮طور از ته دل مي‮خندند شايد پيش خود مي‮گفتي اين‮ها چه معني دارد؟ شوخي بي‮مزه!
     اين بازي را فقط آن‮هايي مي‮توانند درک کنند که‮اين سرخوشي‮ها را از سر گذرانده باشند. در بزرگسالي سرخوشي‮هاي کودکانه به ندرت سراغ ما مي‮آيند و اگر هم سري به ما بزنند اغلب از آن غافليم. اما حمود و مائده و بسياري ديگر چون اينان تصوير عرب دشداشه به تن و عگال بر سر که با چرخش نرم و سبک دستمالي بر بالاي سر يا ولدي عبدالحليم حافظ را در نواي عود و قانون مي‮خواند را دايم در روياهايشان مي‮ديدند و گاه در پس انکار، زمزمه‮اش مي‮کردند.
    حمود در روياهايش لنجي را دوست مي‮داشت که نوعروس‮اش ناخداي آن باشد و او جاشوي سياه چرده و خدمتگزار لنج. عروس خليج فرمان بدهد و حمود تا بيکران آبي شط و کارون و خليج يک نفس براند.
- عروس خليج سوار بر لنج؟
بازي رو بهم نزن مائده، تو چه‮کار به‮اين کارا داري ؟
- عجب حرفي مي‮زني، پس کي کار داشته باشه؟
- حالا قهر نکن. مي‮خواي غوص برم تو آب برات مرواريد صيد کنم ؟
- شنا هم بلدي ؟
- پس چي که بلدم. بمبک دريا شنا بلد نباشه پس کي بلده؟
    مائده نفس نخلستان را دوست مي‮داشت و بالا رفتن از تنة تنومند نخل‮ها را. ريسمان به کمر نخل قرص مي‮کرد و خودش را بالا مي‮کشيد. از آن بالا خرمشهر عروسي بود که بچه‮ها به تماشايش مي‮آمدند. يک‮بار هم با حمود مسابقه دادند. اما حمود گذاشت مائده ازش ببرد. خنده‮هاي شيطنت آميز نو عروس از اوج نخل به نخلستان مي‮پاشيد و حمود عاشق اين خنده‮ها بود.
 شايد صدبار ديگر هم اين لحظات تکرار شد تا رسيد به آن روزها.
روز دوشنبه 31 شهريور.
خبرها مثل هجوم دشمن تکان دهنده بودند و ناگهاني. ناباوري تنها مرثيه‮اي بود که پيش از همه مهمان مي‮شد.
پاسگاه مرزي ربوط سقوط کرد.
چه زود گذشت!
عين خوش سقوط کرد. همين؟يعني!؟. . .
    حمود در آستانة در، مات و مبهوت با لباس اندامي‮دوبندش ايستاده بود. خون به چهره‮اش دويده بود وبغض گلويش را تکه‮تکه مي‮کرد و نمي‮خواست بغضش بشکفد. چشم به شط دوخته بود و به بي شرمي ‮دشمن.
   مائده سنگين قدم بر مي‮داشت. يک دست به کمر و يک دست به ديوار. اين روزها خيلي زود از نفس مي‮افتاد و ضعف به سراغش مي‮آمد. مادر دلداري‮اش مي‮داد و نويدي خوش در گوشش زمزمه مي‮کرد.
- به سلامتي بارت رو زمين مي‮ذاري دخترم.
- تکونش کم شده.
- خو اين نگراني نداره. طفلت بزرگ شده، جاش تنگه.
- من و حمود، سيد عباس نظر کرديم، دختر يا پسر فرقي نداره فقط خدا چهار ستون درست اولاد بهمون بده تا آخر عمر روز عاشورا، پابرهنه نوکري‮اش رو مي‮کنيم.
  و حمود در آن چند روز دست و پاي قطع شدة اطفال و تن‮هاي پاره پاره و سوخته زياد ديده بود.
- تو و مادر و بوات بايد از اين‮جا برين مائده.
- چي؟
- بحث نکن نازگلم، اوضاع رو که مي‮بيني.
- اما حمود؟؟
- مي‮گن تانک‮هاشون دارن ميان خرمشهر. همين امروز بايد برين.
    پدر پير و زمين‮گير مائده نگاهش مي‮کرد. نگاهي غريب و از سر درد. سال‮ها بود که ديگر ناي حرف زدن نداشت. صدايش اغلب آميخته به امواج راديو دو موج‮اش بود. براي ساعت‮هاي طولاني در بستر دراز مي‮کشيد و به نقطه‮اي نامعلوم خيره مي‮ماند و راديو گوش مي‮داد.
    کارگر پالايشگاه بوده شايد همة عمر. هميشه رخت‮هايش بوي نفت مي‮داده. مائده مي‮گفت آن وقت‮ها که سرحال و قبراق بوده از ورود انگليسي‮ها به‮ايران و چاه‮هاي نفت مسجد سليمان قصه‮ها تعريف مي‮کرده. از انگليسي‮ها بدش مي‮آمده و يک‮بار هم در باشگاه افسران آبادان با يکي از آن‮ها درگير شده که يک ماهي را در زندان گذرانده.
  تو آن‮جا بودي و او را مي‮ديدي که چه‮طور با غيض و نفرت اجنبي ايي که وطنش را به غارت مي‮برده مي‮نگريسته. هستي‮اش را دو دستي تقديم آن‮ها مي‮کرده و دم بر نمي‮آورده. شنيده بودي که در زندگي دردهايي است که از سر ابتذال، ناگفتني است ؟اين دردها استخوانش را ترکانده و طاقتش را طاق کرده. او و خيلي‮ها خود را مزدور اجنبي مي‮ديدند و کاري نمي‮توانستند از پيش ببرند. اين درد نيست؟
    ديده بودي‮اش که آن شب خوش‮گذراني افسران انگليسي و آمريکايي، چقدر نگاهش سنگين و سخت بوده که کت بسته به زندان مي‮برندش، بي‮هيچ محاکمه و قاضي. آن‮جا هم يقينا دردي جانکاه نفسش را تنگ کرده و امانش را بريده.
    آن روزها که سرکارگر مي‮شده پيلتني بوده براي خودش. يک سروگردن از بقيه بلندتر، گردن برافراشته و سينه ستبر. عضلات در هم تنيده و قامت استوار، اما حالا جز پوست و استخواني يله داده به متکا چيز ديگري نبود.
    پدر مائده به دامادش خيره بود، به او که اگر مي‮توانست پسر صدايش مي‮زد. خواست دستش را بلند کند. شايد ابراز وجود يا چيزي شبيه به ماندن و ماندگار شدن. حمود کنار بستر نشست و دست لرزان پيرمرد را ياري داد تا دست بر سر حمود آرام گرفت. لرزش انگشتان نحيف پيرمرد بر موهاي مجعد و مشکي حمود مثل اطميناني بود که از دل يک مبارز خستگي ناپذير بر دل مبارز ديگري سايه مي‮انداخت. حمود دست را به گرمي‮فشرد و بوسيد. مادر مائده کنار دخترش ايستاده بود و بيشتر مطيع مي‮نمود تا معترض.
    صفير چند گلولة پياپي توپ و تانک در حوالي همه را به خود آورد. پيشتر دود غليظي بر آسمان شهر آماس کرده بود. حمود برافروخته مي‮خواست محل بمباران و لهيب آتش را حدس بزند شايد صدا از راه آهن بود يا مسجد جامع. به مائده نگفته بود که چند زن و مرد به همراه تعدادي سپاهي ژ -3 به دست اين روزها اطراف مسجد سنگر بسته بودند. جهان آرا اسمي‮بود که زياد شنيده مي‮شد. فرمانده‮اي که استواري باور و ايمان به عملش زبانزد همه بود.
ژ-3 در برابر تانک؟
   شايد خنده دار به نظر برسد يا غلو آميز. اما همه‮اش همين بوده. هيچ اصراري به باور نيست. فقط آن‮هايي که از نزديک با او بودند مي‮توانند گواه‮اين حقيقت باشند. مي‮گويم حقيقت چون من آن‮جا بودم. در لحظه لحظة جنگ. در باور جهان آرا. در ايمان زنان و مردان خرمشهر.
   حمود هم مثل خيلي‮ها ترسيده و دستپاچه شده بود. صداي مهيب و يک‮بارة گلوله و تير و غرش هواپيما با شهامت ترين سربازان را به هول و هراس مي‮اندازد چه برسد به مردم بي دفاعي که در باغ زندگي با آرامش و سادگي قدم مي‮زنند. آن‮ها در معاش روز و صميميت شب در آمد و شد بودند که يک‮باره تانکي شليک مي‮کند و آوار و دود و آتش همه جا را فرا مي‮گيرد. هرزگي، پردة امنيت را مي‮درد و ددمنشي، صلح و خوشي را به يغما مي‮برد.
انتظار لبخند از دشمن بيهوده است. لاف بي‮عقلي است.
تو ديدي که چه‮طورخشم در چشمان حمود شعله کشيد وغيرتش را به فرياد آورد.
- مادر جان، شما و بوا و مائده بايد همين امروز از اين‮جا برين. من مي‮رم وسيله پيدا کنم.
و بدون خداحافظي، بدون درنگ رفته بود. انگار کسي زمزمه کرد يا شايد تو آن‮جا بودي که در نگاه مائده مي‮خواندي:
و خداحافظي غمگين ترين شعر جهان است. . . کسي زمزمه کرد؟
   بعد از ناهار مائده حالش بد مي‮شود. مادر بيرون مي‮رود تا از همسايه‮ها کمک بگيرد. مائده به‮اشپزخانه مي‮رود تا آبي بنوشد و آنگاه انگار همه چيز تازه شروع مي‮شود. غرش تانک و تکان گلوله و فرياد آدم‮هايي که خيلي زود در گلو آرام مي‮گرفت.
    همان لحظات درد پهلوي مائده را چنگ مي‮زند و تيرة پشتش را تکان مي‮دهد. از ميان همة صداها يک صدا نزديک‮تر آمد. طوفاني و سهمگين بود. پر از خشم و کينه‮توزي. بي‮رحم و نابودگر. يک لحظه اتفاق افتاد، فقط يک لحظه. همه چيز در گنگي و بي سرانجامي ‮گم شد. صداي راديو دو موج زير آوار خش برداشت و آرام آرام ناپديد شد.
    مادر هرگز نيامد، انگار که از گذشته هرگز نبوده و هرگز کسي چشم به راهش نيست و نخواهد بود. تو مي‮ديدي اش اما ترجيح مي‮دادي چيزي نگويي. مثل بعضي‮ها که هميشه حضور دارند و در خاطرت حک شده اند. کافي است يک‮بار ببيني‮شان و بعد براي هميشه – بي‮اختيار - ششدانگ وجودت خود به خود به نامشان مي‮شود.
مائده مي‮گفت :وقتايي که خونه نبود صداش رو مي‮شنفتم و بوش رو مي‮فهميدم.
 آن وقت‮ها هم که بود کسي صدايش را نمي‮شنيد. حضورش ماية دلگرمي‮بود. چنان گرم و صميمي ‮که مي‮پنداشتي در کودکي تو را در گهواره ات خوابانده و برايت افسانة چهل ماديان را گفته. مادر صدايش مي‮زدي و مي‮دانستي که مادر همة جوانان خرمشهر است. گاه‮گاهي حين نان درست کردن پاي تنور با خود چيزکي مي‮خواند که اگر خوب گوش مي‮سپردي تو را به سکرآوري صبح مي‮برد. ترنمي‮ که مي‮خواند آشنا بود برايت.
     ساعتي گذشت يا بيشتر يا کمترک. زمان از حرکت باز ايستاده بود. همه چيز در خلاة سيلان داشت. خرمشهر در پندار مردمانش ناپديد مي‮شد. از اين‮جا و آن‮جا صداي تير و انفجار شنيده مي‮شد. مائده با رنج و درد خود را از زير آوار بيرون کشيد. از پس ديوارهاي فرو ريخته و درز در، کوچه را مي‮ديد. نشانه‮اي از حيات به چشم نمي‮آمد. گيج شده بود. سرش دوران داشت. احساس ضعف و کرختي مي‮کرد. بي‮اختيار گريه‮اش مي‮آمد. لب‮ها را به سختي تکان داد:حمود. . . حمود.
دست پدر مشت شده، زير تيرک‮هاي سوختة سقف به خاک و خون آغشته بود.
    خواست جيغ بزند و بر سر بکوبد اما درد پهلو به جانش چنگ مي‮انداخت. دهانش مزة خاک مي‮داد. بوي سوختگي و دود مشامش را مي‮آزرد. چه اتفاقي افتاده بود؟ اوايل بارداري اين‮طور نبود. پاي تنور نان مي‮نشست و دود هيزم را با ولع به ريه‮هايش مي‮فرستاد. دور از چشم مادر زغال مي‮خورد و گچ ديوار سق مي‮زد. شنيده بود ويار، هوس طفله، طفل هم که خوبي و بدي حاليش نيست. او داشت مادر مي‮شد و مي‮فهميد که دارد تغييرات زيادي مي‮کند. دلش براي ترشي بندري و ليته و آب زرشک قنج مي‮رفت. از آب گذشته بودند. زن‮هاي همسايه دايم برايش نوبرانه مي‮آوردند.
    اما حالا زبانش خشک شده بود. شکسته‮هاي ليوان دستش را بريده بود. موجود ناشناخته‮اي در درونش بي‮قراري مي‮کرد. خواست بگويد الان چه وقت بي‮قراري است عزيز مادر،اما فقط توانست بگويد اي خدا. . . و ناله‮اش با هق‮هق گريه همراه شد. از پشت پردة اشک چشمش به عباي حمود افتاد. همان‮که چشم روشني برادر شوهر از کربلا بود. دست دراز کرد تا عبا را بگيرد. عبا خاک خورده بود و چيزي سنگينش کرده بود يا نه سنگيني از مائده بود که نمي‮توانست حرکت کند.
    صدايي شنيده شد؛ از آن‮جا که معلوم نبود کوچه است يا حياط خانه. مائده با چشمان از حدقه درآمده به سمت صدا خيره شد. گام‮هاي سبک و لرزان نزديک مي‮آمدند. درد، طاقت مائده را برده بود. مائده ساية کم رنگي را در اطرافش احساس کرد. گرماي دستي، اشک‮هايش را با خود برد. سايه پر رنگتر شد؛ ربيعه بود. زن همسايه و دوست مادر. کر و لال بود. آثار گريه و ترس هنوز در چهره‮اش پيدا بود. به خصوص چشم‮هايش که به وضوح وحشت را نشان مي‮دادند. با ايما و اشاره سعي مي‮کرد به مائده بقبولاند که طوري نشده. آوار را کنار زد. به آرامي‮کمک کرد تا مائده يک گوشه آرام بگيرد. با اشارات مائده عبا را دورش پيچيد و آب به دستش داد. درد مائده را دوره کرده بود و دست بردار نبود. ربيعه فکري به ذهنش رسيد. مائده با همان حال، تصور ربيعه را بهم زد:
- نه، نه ربيعه. . . اين‮کار کار تو نيست
ربيعه دنبال چراغ سه فتيلة خوراک پزي مي‮گشت. نرم و سبک کار مي‮کرد. انگار هيچ اتفاقي نيفتاده. قابلمة آب را گذاشت روي چراغ و بعد دنبال ملحفة تميز گشت.
- چکار مي‮کني ربيعه؟ اين کارا بي فايده‮اس. از اينجا برو. خودت رو نجات بده، الان عراقي‮ها مي‮رسن.
    مائده انگار با خودش حرف مي‮زد. انگار ديوانه شده بود و مهمل مي‮بافت. ربيعه مثل يک روح سرگردان بي‮اعتنا اينطرف و آن طرف مي‮رفت و يک گوشه از آشپزخانه را پرده مي‮کشيد.
   مائده دلش آشوب داشت. نمي‮خواست ربيعه آن‮جا باشد. يک‮باره ياد پدر افتاد. محل افتادگي دست پيدا نبود. زنبيل حصيري روي آن‮را پوشانيده بود. کار ربيعه بود. چه‮طور مي‮توانست اين‮قدر بي‮اعتنا رفتار کند؟چه‮طور مي‮توانست اين همه مصيبت را بيند و غمگين نباشد ؟يک‮بار که رتيل دست شوهرش را زده بود با زبان بي‮زباني و داد و فرياد همة محل را خبردار کرده بود. يا آن دفعه که توي جزيره جنازة بادکرده‮اي روي آب ديده بود تا يک هفته تب داشت و همه جا با اشارات دست و سر، ماوقع را براي همه تعريف مي‮کرد اما حالا خونسرد و خوددار مثل قابله‮اي که توي حرفه‮اش استخوان خرد کرده، رفتار مي‮کرد.
   مائده چند بار توي اين احوال از هوش رفت و به هوش آمد. باورکردني نيست اما اين اتفاق افتاد. چشمانش بسته مي‮شدند و پس از لحظاتي نيمه باز مي‮ماندند.
   يک‮بار حمود را ديد که با اسلحه و عرقچين خونين ميان آتش و دود مي‮دود و جنازه‮ها را اين‮طرف و آن طرف مي‮برد. بارديگر مادر را که ضجه زنان روي خاک به دنبال عراقي‮ها کشيده مي‮شود. و سر آخر هم لنج عامو ماجد که پر بود از نو عروسان سياهپوش خرمشهر. اين صحنة آخر همه بودند. همه وحشت زده به سمت مسجد جامع مي‮دويدند. عراقي‮ها حلقة محاصره را تنگ‮تر مي‮کردند و از زمين و آسمان گلوله مي‮باريد. هرچه لنج و بلم و قايق بود روي هم تلنبار شده بود و شعلة آتش شان زبانه مي‮کشيد. چند جوان دايم فرياد مي‮زدند که همه سنگر بگيرند. مائده نمي‮توانست مثل بقيه تيز و چابک بدود. چند ده متر مانده به مسجد گويا تيري به کتفش اصابت کرد و زمين گير شد. درد از همان‮جا سرازير شد ودورش چمبره زد. حمود و دو سه نفر ديگر به سمتش دويدند. مثل لحظه‮هاي خداحافظي بود قيافة حمود. عراقي‮ها زودتر بالاي سرش سايه انداختند. درد آخرين زهرش را به جان او ريخت. مائده زمين را چنگ زد. خواست فرياد کند اما همزمان گرية بي تاب کودکي که هوا به شش‮هايش مي‮دويد و دست به خون آغشتة ربيعه مانع شد.
لحظاتي بعد. . .
    نمي‮توانيد باور کنيد، نه نمي‮توانيد. مائده پيچيده در ملحفه ، يک‮پارچه خيس عرق بود. ساية سراب وار نوزاد در دستان ربيعه، حس خوشايندي برايش به ارمغان آورد و کم کم لبخند کم رنگي به لبانش نشست. چشمان ربيعه انگار پر از ذوق و شوق زندگي شده بود. مائده با چشمان نيمه باز به نوزاد نگاه کرد. لابد ته دلش مي‮گفت شبيه حمود است ، سياه چرده با موهاي فلفل نمکي.
    صداي شني چرخ تانک‮ها به گوش مي‮رسيد. ربيعه قرص نان و چند خارک خاک خورده کف دستان زائو گذاشت. ساعت به ساعت صداي تانک‮ها نزديکتر مي‮شد. حتي مي‮توانستي عبارات عربي ايي که ميان عراقي‮ها رد و بدل مي‮شد را به وضوح بشنوي. هر خانه‮اي سالم به نظر مي‮رسيد، با گلولة تانک در هم فرو مي‮ريخت. ربيعه دستپاچه به مائده حالي کرد که بايد از آن‮جا بروند. چه انتظار بيهوده‮اي، مگر امکان‮پذير است !؟مائده همة قوايش را جمع کرد و لرزان و ناتوان خود را به خرابه‮هاي آشپزخانه تکيه داد. عبا از شانه‮هايش فرو افتاد. با لبخند به ربيعه‮اشاره کرد. ربيعه نوزاد را در عبا پيچيد و تنگ در آغوش گرفت. مائده ‮اشاره کرد که راه بيافتند. ربيعه و نوزاد پيش افتادند. از خيابان هم‮جوار صداي عراقي‮ها به گوش مي‮رسيد. ربيعه خميده و محتاط از حياط بيرون زد. با تمام قوا دويد تا خود را به پيچ کوچه برساند. از حاشية ديوارسرک کشيد. مائده، افتان و خيزان و دردناک خود را به کوچه انداخته بود و به سمت‮شان مي‮آمد. غرش يک تانک و نفير چند گلوله، چيزي باقي نگذاشت جز تلي از خاک و خوني که. . .
مي‮دانم اين لحظات را باور نمي‮کنيد. مي‮دانم پيش خود مي‮گوييد اين ماجراها ساختگي و خيالي است. مي‮گوييد:
- مگر آن روز چهارم آبان 59 نبود و آخرين روز دفاع از خرمشهر!؟همة اين‮ها، آن جا اتفاق افتاد؟
- مگر چند ساعت بعد بندر و شط و نخلستان در دل همة جانبازان و سرافرازان غروب نکرد!؟چه‮طور چنين چيزي ممکن است؟
- چه‮طور مي‮شود همة اين‮ها اتفاق افتاده باشد و کسي گواه آن نباشد!؟
- اين روزها و دقايق و لحظات، کجا به ثبت رسيده که مدارکش موجود نيست!؟
- اصلاً از کجا باور کنيم که حمود و مائده و آن‮هايي که اسمشان رفت واقعي بوده اند نه خيالي ؟يا. . .
باشد.
 گواه مي‮خواهيد ؟
 من؛ نامم رشيد فرزند حمود و مائده.
شاهد؟
ربيعه؛ دايه و آرام جانم.
همين‮ها کافي نيست؟
 ما هنوز زنده‮ايم و در خرمشهر زندگي مي‮کنيم. از هر که بپرسيد دفتر روزنامة صبح اروند کنار را نشانتان مي‮دهد. آپارتمان کوچک ما حوالي گمرک است. همين تابستان پيش رو چشم انتظاريم. باشد؟



پاييز 86
شاهرود(استان سمنان)


تماس با نویسنده


نسخه قابل چاپ
نظر و امتياز شما به اين متن

شناسه : AS1728
تاريخ ارسال : سه شنبه 06 آذر 1386
به ترتيب ارسال
به ترتيب بيشترين امتياز
به ترتيب بيشترين بازديد
اسب نفس بریده - محسن شمس

پروانۀ مراد مي رسد خموش - حسين خسروجردي

تصادف - حشمت الله رضانژاد

زرد چوبه - معصومه سببی بازقلعه

صدقه - جلالالدین قاری

راه پنجم - لی لی اصلاح طلب

خونه تکونی - حسین مقدس

جرثقیل دیوانه - شمیم توپچی

قبر - پرارین حاجی‌زاده

ساعت شماطه‌ای - آرش فره‌وشی

پنالتي گاو !!! - محمد اوحدی حائری

اجسام از آن چه در آینه می‌بینید به شما نزدیک‌ترند - آیدا ایزدآبادی

رقصیدن با زنگ تلفن! - حامد معصومی

مجنون - مرجان مرندی

ملیلا - علیرضا احمدی یزدی

فریدون مرغهایش را سر برید - محمود کعبی

معما - حسین کهندل

انتخاب - خاطره عباسی

دو روز قبل از مرگم - علی عارفی

آن روز - فائزه خراسانی‌زاده

گل محله پاپتی‌ها - رضا پرتو

یک تکه از زندگی - مریم خدیوی

خواستگاری - عِلمناز حسن‌زاده

درد - علیرضا احمدی یزدی

دیدار - مهدی فتلاوی

باید نهایت استفاده رو از این آبلیمو ببری - جلال الدین قاری

چي - حسین دیسفانی

حلوا - علی فتح اللهی

در آرزوي زندگي - محمد قمري

یالًًِس - مهشید آقازاده

قاب - مصطفی لک قمی

آخرین پلنگ - علیرضا احمدی

گور باباش - لی‌لی اصلاح‌طلب

عيدي . . . - الهام نوبخت

حضور - محمد امین تاجور

صدو بیست و هشت شب - خاطره عباسی

رنگین کمان - آیدا ایزدآبادی

آن‌ها زنده اند - مریم بیرنگ

شاید - ژیلا ضیایی

گم و گور - کریم قربانزاده

پشت هیاهو - مرجان مرندی

تختی برای خواب - علی‌رضا تقوایی

نخِ + ۱ - امید باقری

با اوزون اسماعیل - فریبرز شیرزادی

یه زن مثل همهٔ مردا... - مهناز حسینی

داستان قبر - سلما رفیعی

سرمای یک روز پائیزی - وحید محبی

تیک تاک تیک تاک بهار - آرمان اعتمادی

گفتی که می‌آیی... - فرهنگ شهبازی

لوح سنگی - نیما آزاد

آذرخش - آیدا ایزدآبادی

بازرسی کلاس - الناز – لیلا کارگر

من را به خانه‌ات دعوت نکن - مژده سالارکیا

عروسی خواهرم - سارا سعدلو

مرا با خودم اشتباه گرفته‌ايد - زهره عارفي

حدیقة الحقیقه - آسیه نظام شهیدی

ایستاده لرزان - ابراهیم اسدی

چند ماه و خورده‌ای - حسين ديسفاني

به خاطر مادر بزرگ - محمد قمري

پیرزن‌ها هم آدمند… - زهرا آق‌شاهی

لعنت به هرچی توله سگه - مريم ايلخان

مسافر - لیلا تهماسبی

شیر پاک - شراره گرمارودی

اخراج - حمید رضا اکبری شروه

زنگ خانه ای که گرد و قلمبه بود - رویا فتح اله زاده

تابوت - نسرین ارتجالی

Mommy فدات شه، ایشا لا! - فریبرز شیرزادی

یک زوج خوشبخت - محمد امین تاجور

من يك بتول هستم - زهرا شاهي

سنگ قبر شخصی - حسن کاظمی

پرواز - روح انگیز پورناصح

مثل همه ی صبح هایم - مریم خدیوی

راز گیس‌های بافته تو - مرجان مجیدی

خودکشی - حشمت الله رضانژاد

حل بدون راه‌حل - مریم بیرنگ

داره میخنده - مسلم صالحی

برق صلواتی - فریبا حاج‌دایی

موش کور - علی زوارکعبه

تنهایی روح یک سرباز - شهرام گراوندی

ارث خاکستر - میثم رستگاری هرمزی

کابوس - حسین کهندل

سرمای یک روز پاییزی - وحید محبی

شاخه گلی در منقار - منوچهر دُرزاد

قلب - پیمان چهرازی

همسایه عجیب - حسن نیکوفرید

پسر بچه - مینا حسن‌نژاد

انگشتر - محمد قمري

شش تا گردو برای یک نسخه ده خطی! - مرضیه ابراهیمی

نیم سانتی - مهدی فتلاوی

سایه‌ها - ماندانا کریمیان

سگ - خلیل نیکپور

ايستاده بر خط شيري رنگ صبح - عشرت سادات میرحسینی

مورچه روی خال‌های قرمز - مهام میقانی

مردی که جاهای خالی را پر می‌کرد - رضا رجائی

یادم تو را فراموش - آیدا ایزدآبادی

دکتر - علی‌رضا احمدی یزدی

شكار كوسه - علي ربيعي (بهار)

تاريکي - علي ببري

وجود - علي كلانتري فرد

اسم داستان چی بود؟ - حسن کاظمی

عاصی - کامران جانمیان

صبح نانوایی - محمد امین تاجور(مات)

سه داستانک - وحید شاکر

کاج - پرارین حاجی زاده

من و استرس - پرنازکریمی

سوسک سیاه - وحید محبی

ريش - کاوه سلطانی

اينجا بقالي نيست فروشگاهه - حميده ايرج

داستان از این قرار بود - رحمان چوپانی

جریان سیال زندگی - اعظم تبرایی

فرصت - آرمان اعتمادی

قمار زندگی - سید حسین مرتضوی

وقتی پسر درمانده است - فریبا حاج‌دایی

کنسرتو برای ابوا و کلارینت - منوچهر دُرزاد

خواب - علیرضا علیان نژادی

فكرِ خودت را بكن! - محمدرضا بيگي

تپه - علی منجزی

هویت - نسرین قربانی

پشت بام مرد شدنم - مریم خدیوی

غنيمت جنگی - محمد امین محمدی - افغانستان

قربانی - مهتاب گرامی

قمار زندگی - سید حسین مرتضوی

دخترم پريا...! - علي منتخبي

آن دیگری - پگاه خدادی

طپش - مهگان فرهنگ

تنهایی - علی ینصری

داستان تلخ اعتیاد - حامد آریانا

تابوت - نسرین ارتجاعی

رقص میان دودها - فاطمه زنده بودی

حضور - مهستی محبی

سنگ - محمد اذغاب

اداي دین - محمود راجی

راه آهن عشق - روحاله غضنفری

لاك - نرگس وفادار

سگ - احمد نصیری

شقّ ِدوم - علی زوارکعبه

دهکده - سعيد اقدمي

يك روز باراني - حمید رضا ایروانیان

گامهاي موزون - فرهنگ شهبازي

بغضِ پاییزی - رضا بی‌شتاب

چپ پوچ - امیر پروسنان

اعدام - خلیل رشنوی

گشايش - احمد نصيري

کفش‌های قرمز - شعله آذر

مورچه‌ها - مهستي محبي

عدد فرد - سياوش مقدم

یویو، پر - زهرا آهنگران

داستان جالب - علی زوارکعبه

هجوم - نيما قاسمي

مرواريد - اکبر درویشی

دندان شیری - بهزاد شیبانی

سایه - فیروزه عسگری

کباب گربه در بعدازظهر داغ - مهستی محبی

زجرآورترین - سياوش مقدم

عقابهای طلایی - عماد عبادی

نگاه روی تاقچه - مرجان دورودی

قطره اشک دوم - علیرضا عظیمی

کانال - علي كلانتري فرد

قاتل‌ها - سید محسن آثارجوی

مسافر كوچولو - سعيد نيري

رقص باد - نازنین بر گستوان

همسايه كاسه - معصومه ابراهيمي

دردسرهاي خانوم جون - منوچهر دُر زاد

شاه! - علي ربيعي «بهار»

یک جای خوب - شراره صادقی گرمارودی

دیوار خانه کوتاه است - ژيلا ضیایی

تانك سوخته، جان سوخته - غلامعلي نسائي

یک خواب خوش - کیهانا اردوله

پرسه زدن - علیرضا زال

بيست ثانيه - حسين گودرزي

رنگ، صدا و جابجایی - مژگان مرادی

سنگ لحد - علمناز حسن‌زاده

پياده‌روي - معصومه ابراهيمي

درخت گز - پرارين حاجی زاده

آنها خواهند آمد - مهسا محبي

بار - قباد آذرآیین

شب - كريم غلام‌زاده علم

سیاهی - علی کریم

رنگ دنيا - مريم بي‌طرف

«دِنجِ كُلا» - روح الله رحیمي

حسی تعریف نشده - تارا پرهیزی

موی من باید بلند شود - نظام‌الدین مقدسی

خانه عنکبوت - حمید رضا ایروانی

چرخ دنده - پرارین حاجی زاده

جن گیری به سبک روسی - مصطفی یاوری آیین

آبي خاك، خاكي آب - علي شهبازي

در ستایش خودکشی - امیر معقولی

برای آزادی فرصتی نیست - علیرضا تقوایی

براي يك متر - محمد نوآموز

كلاه - حامد قصري

خوب آمده - سید محسن آثارجوی

تماس - عاطفه حبيبي

پری پشت دیوار - خلیل رشنوی

زمزمه - هدي موثق

سه داستانک - مصطفا فخرایی

دیدگان یک فرشته کوچک (قسمت اول) - یداله شهریاری

پری و سرباز - کامبیز قبادی

بچه کوه سنگی - نسرين ارتجايي

فرار - علي زوار كعبه

سرباز - سعید صادقی

غذای روح - ايمان عابدين

سه داستانك - حميد اباذري

در مه - آرمان ميرهاشمي

از محيط بيروني - کاوه سلطانی

به من مربوط نیست! - دانيال ناصري آروند

تلفن‌چي - زهرا سیادت

نوستالژی یک تزریق - مهرداد متین

عـزرائیــل در خـانۀ پـیرزن - علی آزادگان

پشت دیوار سنگی - منوچهر دُرزاد

بُرد یمانی - انوش صالحی

يادداشت - عباسپور

مرگ - محمد امين تاجور

خودکشی - ژيلا ضيايي

واحد انقلاب- کوي نصر - آرميتا معدلت

اولین شب تردید - مرتضی محمودی

انگشت‌ها - روح‌الله كاملي

بچه‌ی خانم معلم - حميد اباذري

انتگرالیسم - ساناز اصفهاني

كوسه - علي ربيعي

من - رضا طاهری

تفاوت - سعید خمسه

آخرین متدها - مسلم صالحی

اولين - مريم سطوت

بیدارم کن - علي ينصري

خاطرات فراموش شده - فرشته نوبخت

صدای سایه ها - سید وحید افتخارزاده

من و شب و فرشته - پرناز كريمي

گل‌های میخک و گلایل و چسب‌های ضربدری - آناهیتا امینی علوی

گُفارَه - مرتضی محمودی

خوش قلب - معصومه مير ابوطالبي

عمو جان، من، گمش کردم - علی‌رضا تقوایی

صید ماهی صبور - محمد حسن ابوحمزه

بعد از"جاده پشت خانه" چه گذشت؟ دختری که هیچ وقت از درخت توت پایین نیامد - شکوفه آذر

تلخون - دانیال ناصری آروند

حبابهاي صورتي - پرارين حاجي زاده

فکر گاوی - عليرضا تقوايي

سرو تهی - نیما دلاوری

مشغله - نرجش هاشمی

شلوار - آرش درخشان

زیبا مثل پنجه آفتاب - یوسف قوجق

خاطره 1312 - برای انوش و عماد - ژیلا ضیایی

هم قسم - شراره صادقی

مستي و هستي - ناهيد انواري

سگ - محبوبه موسوي

ديده‌اي شب خيابان بي برق را؟ - نسرين ارتجايي

*دُم‌شمشيري - مهدي علاقمند

من بهت گفته بودم - فهيمه اصفهاني

داستان بينام - احسان رجبي دهنوي

راي چند لحظه مرگ - ژانتا جلالي فر

خود درماني - علي كيا

كافه دنج - مجتبي صولت پور

درد - ايمان عابدين

ايمان - رضا نيک ذات

مغز ناپديد شونده ي من - سمانه بلالي

پروانه - سعيد خمسه

دلم واسه خودم تنگ شده ! - ژيلا ضيايي

جاسم - عباس صحرائى

من از چتر مي‌ترسم - سارا سياوشي

راجع به خواب - عبدالعلي عالمي‌

کپنهاک شگفت‌انگيز - علم‌ناز حسن‌زاده

منفي دوازده ! - احمد فتاحي

اتاقي به شکل قفسِ مرغِ همسايه - نعيم کميلي پور

صداي نازک زنانه - مهدي علاقمند

بوي رشادها هم نمي آمد حتي - نسرين ارتجائي

خانوادۀ حاج قمبر - مرتضي بغدادي

ساية روي قاب - الهام نوبخت

"من يوشي ميتسو هستم" - شهاب لنکراني

حقايقي در باره ي خليل - بهزاد ناظميان پور

شب رازي دارد عريان (١) - سيد حسن محسني

پيچ - امير عسکري

چ... مثل چرند، قار... مثل قلاده! - نادره افشاري

بازگشت - عليرضا تقوايي

چوب دست - يوسف قوجق

برار برزخي - محمود راجي

خواب خيس - آتنا فرهي

كافه دنج - مجتبي صولت پور

سال سِيلي - مرتضي محمودي

قرمز،خاکستریِ مات - سهیلا قاسمی

شکوفه های بادام - داود رجبی

عینک شکسته‌ی آقای هدایت - ایمان عابدین

ژن - آرمین زرقی

يكبار ب: بيدار مي كنم خود را - ليلا صادقي

وسوسه - جلیل شعاع حسنی

(امتياز 80) شکار ماه در سرزمين تاريکي - نعيم کميلي پور

چشم‌ها - زهرا يوسفي نژاد

كاجيك ويتوچسكي، Cajic Vitocheski - فريبرز شيرزادي

عابر پياده - مهام ميقاني

مشغله کاري يک زن غار‌نشين - اميد نقيبي نسب

سَرْگْ - علي رضا ايزدي

خواب - نرجس هاشمي

لفط الله - عباس صحرائي

نازكي - امير عسكري

سکه‌ها - محمدحسن ابوحمزه

گونی خالی - عبدالعلی عالمی

بيگانه - مسلم صالحي

هانا گاز را گاز مي‌زند - نسرين ارتجائي

طعم گس خرمالو - داود رجبي

همين قرصهاي الکي - الناز سرخانلو

خواب به خواب - شيدا واله

پنجره پنجره - شهرام رستمي‌

گاهي حمايت خاکي از عدالت است - بنفشه سلخي

آواز پيرمرد - علي سالاري

آسانسور ِ ترس ِ خواب ِ من - نادره افشاري

عكس‌هاي سياه وسفيد - مهدي صالحي اقدم

«نهصد و سي دقيقه تا البرز» - الناز معتمدي

بهانه - عاطفه حجازيفر

زنگ زدم - فرناز خطيبي

چشم چپ اسکلت - مهدي علاقمند

به دنبال يک داستان کوتاه - بهنام موسوي

(امتياز 60) قتل بدون قاتل و مقتول - علي حسن‌زاده

گردنبند يادگاري - فرشته نوبخت

(امتياز 20) عطر - جلال الدين قاري

آخر - سينا عزيزوند

(امتياز 70) هايد پارک، زير باران - علي اکبر حيدري

خداحافظ پدر - ليدا نيک فريد

عنكبوتي‌ كه‌ مرد - نعمت مرادي کاکاوندي

(امتياز 80) يادش به خير دايي جان - آرش عظيمي

(امتياز 70) آتريسا - نسرين ارتجائي

برو بمير - سمانه بلالي

(امتياز 85) روز گيج كننده - مجتبي صولت پور

(امتياز 70) کوتوچوله‌ها - هديه رحمت‌نژاد

(امتياز 35) پدر من - داود رجبي

يک سگ - اميد نقيبي نسب

(امتياز 76) مردي که داشت پير مي‌شد - عليرضا تقوايي

آخرين مسابقه... - پيام کاظمي‮آشتياني

تنهايي - فريده چوبچيان

فردا - آزاده شمالي

رويايِ مرگ - مصطفي نصيري

(امتياز 88) گره‌ِ فصل سوم - مصطفي طباطبايي

يک عاشقانه سفت و سخت! - نادره افشاري

پارسال، امسال - آرش يعقوبي

بچه‮هاي قصرالدشت بخوانند - رضا کاظمي‮

دوست‌ - تهمينه‌ زاردشت‌

سنگريزه - مهام ميقاني

(امتياز 91) مجموعه ماجراهاي نيک و نک - آتنا فرهي

جيران - محمدحسين علي‌زاده

(امتياز 82) شكوفه‌ - هامون‌ قاپچي‌

وزن + 10 - احسان رجبي دهنوي

21 گرم و اندي - سهيلا قاسمي

هارموني ريل راه آهن - محمدحسن ابوحمزه

ماليخولياي من - شعله آذر

؟؟؟ - علي‮رضا ايزدي

کارهاي بزرگ، کارهاي کوچک - مهدي علاقمند

نام خانوادگي - ايمان عابدين

(امتياز 80) روزي که عاشق زنم شدم - فريبا حاج دايي

(امتياز 90) چهارشنبه سوزي - وصال تمنا

(امتياز 97) گوني - فرشته نوبخت

گذري به دفتر خاطرات يک مرد - سعيد اقدمي

(امتياز 85) جفت - عاطفه آقايي

روزهاي آفتابي - عباس صحرايي

حكايت اين مرد خوب - جواد رحماني گل‮افشان

و خداحافظي غمگين‮ترين شعر جهان است - عماد عبادي

ديشب توي کوچة ما... - رضا کاظمي‮

مرد سفيد - خيام ظهيري

(امتياز 96) مگس - فاطمه علي‮اكبريان

(امتياز 50) آدم قناس - نادره افشاري

نشستن - امير عسكري

(امتياز 50) روز به‌ اين‌ قشنگي‌ - آزاده‌ شمالي‌

دستان كوچك - رضوان نيل‮پور

خطي‌ به‌ طول‌ صفحة‌ كاغذ - حبيب‌ جاسمي‌

شعر پرنده - محمدرضا بيگي

(امتياز 79) خودم - ميلاد يوسفي

(امتياز 90) پدر - سينا عزيزوند

روزنامه - امير پويان مقدسي

اسير - علي‮رضا ايزدي

ارثيه پدري - ژيلا ضيايي

حتي شما - احسان رجبي دهنوي

كاليم - جواد رحماني گل افشان

(امتياز 90) DOWN & UPهاي ِ اقيانوس ِ بزرگ ِغرب به شرق - حامد احمدي

گور - علي فکري

از تاول‌ انگشت‌ها - سهيل‌ زماني‌

پونتياك‌ قرمز - ميلاد اخگر

(امتياز 89) هشدار - علي کلانتري‌فرد

قورباغة دون ژوان - نادره افشاري

تاريک‌روشن - اشکان حسين زاده

روسپي و نويسنده - محمد فرزين نيا

تاکسي، اتوبوس، شخصي، ميني بوس... - فرهاد قطبي راوندي

(امتياز 75) قنات - علي اسدي

خنديد به چشم‌هايي که پر از اشک بود - مهدي علاقمند

قصه حاشيه‮ها - سودابه فرقاني

وقتي مامان از توي ماشين پست پياده شد - عشرت سادات ميرحسيني

(امتياز 100) مرغکا جا به جا - حسين چراغي

(امتياز 25) آن‌ها حرف‌ مي‌زدند و معلوم‌ نبود از چي‌ حرف‌ مي‌زدند - آذر بشيرزاده‌

آزاد ماهي‌ - شعله‌ آذر

شير پسته - رضا کاظمي

بوسه‮ها قهوه‮اي‮ها نارنجي‮ها - بابک مينقي

کلاه گشاد - احسان رجبي دهنوي

مرغ مينا - محمدرضا بيگي

(امتياز 90) روياهاي دوره‮گَرد بدونِ کفش يا قطار آکلا، هشت واگن - رضا صفوي نيک

تو هميشه برنده‮اي! - ساراجهان آراي

(امتياز 55) آهنگِ پارتي - علي‮رضا رضايي لبشکاة

هوي! - کاوه سلطاني

(امتياز 84) آن طرفي‮ها - شهرام رستمي

داداش‌ معصوم‌ - اميد پناهي‌آذر

(امتياز 88) صدا - احمد نصيري

الو و خاكستر - مريم دلباري

تا فردا - بهزاد مظفري‌

ميان‮بر - امير عسكري

والس سوسك‮ها - ژيلا ضيايي

حلوا يا قهوه‌ مامان‌جان‌ - فريبا حاج دايي‌

آفتاب‌ رنگ‌پريده‌ - شراره‌ صادقي‌ گرمارودي‌

عنايت‌ داشته‌ باشيد - سامان‌ رستمي‌

ننه کماندو - نادره افشاري

(امتياز 95) کند، نه! آهسته، نه! آرام - رويا فتح اله زاده

در جستجوي آقا خره! - نادره افشاري

(امتياز 49) نويسنده - محمد محسني

بتامکس - رضا کاظمي

تلفن قرمز زنگ مي‌زند! - ساراجهان آراي

(امتياز 50) تور - مجتبا يوسفي‌پور

آقا آتيش لطفاً - آرش شفاعي

آن اتاق دو تخته! - نادره افشاري

(امتياز 100) نان، گوجه، خيار، پنير و… - هدا صادقي

تکرار... - پيام کاظمي آشتياني

(امتياز 84) نفرين - محمد فرزين نيا

(امتياز 82) ديشب خواب وحشتناکي ديدم - الهه علي خاني

(امتياز 80) پروانه‌اي‌ پشت‌ ديوار - رضوان نيلي پور

(امتياز 95) سمفوني - سعيد اقدمي

آخر سيزده‌به‌در - مهدي علاقمند

با يك فرشته مقرب - هدا صادقي مرشت

آفتي - وحيد غفاري

(امتياز 68) نشان - سعيد اقدمي

مرد، به اين لوسي؟! - نادره افشاري

شايد عنايت شايد مصيبت - احسان رجبي دهنوي

(امتياز 77) معجزه - مهدي صمدي

(امتياز 91) پرواز - بهاره عزيزي

(امتياز 10) بازي - نجمه مولوي

دختر در آتش - حبيب پرتاري

تدفين - احمدرضا خليليان

هويــت - عشرت السادات ميرحسيني

(امتياز 90) جاده پشت خانه - شکوفه آذر

(امتياز 82) يادش آمد آن روز چهارشنبه بود! - زهرا سيادت

آقا معلم - تابان پناهي

ض ا ر ت ع ا - علي موسوي رحيمي

جنگل آينه‌ها - علي‌رضا اسعدي

(امتياز 60) الف لام - احسان رجبي دهنوي

از آسمان - خسرو آل ملا

(امتياز 72) آخرين شب... - پيام کاظمي آشتياني

(امتياز 99) بن‌بست - جعفر مقدم

(امتياز 82) باز هم پيدات کردم - محسن عبدلي

نيمکت - مجيد برادران افتخاري

(امتياز 80) دوتا جنازه، يکي من، يکي اون - سعيد رفيعي

كوچة علامه - نيما نقوي

(امتياز 82) موقعيت - ايمان گنجي

طلاق - حسين چراغي

از ميان آتش و آسمان - محمد حياتي

(امتياز 89) انحناي نرمِ آرامش - علي صالحي بافقي

(امتياز 75) هم بود وهم نبود - آنيتا يارمحمدي

(امتياز 95) روز دروغ - آتنا فرهي

(امتياز 70) دکتر خرکش - احمد شهيدزاده

حالا ديگر نه! - ايمان عابدين

(امتياز 95) مجسمه سنگي - تابان پناهي

نَه - مهدي علاقمند

گشودگي - معصومه کاظمي

زن رودخانه - شکوفه آذر

خانه ايي كنار مترو - كيوان كيخسروپور

روح ما، در جسم ماست - بهنام

آيينه - نيما نقوي

(امتياز 65) انگشتر - عماد مرشدي

بختكِ خيس - محمدرضا ابوترابي

بيچاره پيرمرد - علي موسوي رحيمي

لطفا نه!! - نادره افشاري

(امتياز 73) موريانه ها همه جا خانه دارند - آتوسا زرنگارزاده شيرازي

اتاق - آتنا فرهي

به نام پدر - محمود مختاري

(امتياز 68) طلاق - ميثم محمدي

جايي براي پاهاي دراز من - شعله آذر

سرداب نموك - علي‌رضا ذي‌حق

شب يلدا - مريم دلباري

تفنگ - گيتي رجب زاده

(امتياز 95) قوزك پاي شكسته - نجمه مولوي

(امتياز 55) حورا - حبيب پرتاري

(امتياز 92) چه‌طور غيرعادي نباشم - رويا فتح اله زاده

(امتياز 95) کمي بعد از قار قار کلاغ‌ها - بيژن کيا

(امتياز 70) عبور - عشرت رحمانپور

(امتياز 55) خواب راحت - پيام کاظمي

زندگي - معصومه کاظمي

سيب - صديقه قلي پور

اشکال هندسي - افسانه بخشي

کليد اضافي - تهمينه زاردشت

(امتياز 93) بابا - هنسا کاتبي

(امتياز 96) پروانه که از اول پروانه نبود. بعداً پروانه شد - مهدي معيني مهر

(امتياز 90) من چندشخصيتي هستم - شيما كاووسي

نقطه - حسين چراغي

هشت مارس - ارغوان آبان

(امتياز 98) رقص مهتاب - اميرمحمد اعتمادي

(امتياز 90) هِي داداش ... - علي موسوي رحيمي

كن فيكون - نرگس زهره نسب

پژواک - هژبر

(امتياز 85) زني از دور آمد - مهدي علاقمند

(امتياز 52) مادر - تابان پناهي

(امتياز 55) جعفرخان و بانو! - نادره افشاري

(امتياز 65) ما و همينگ‌وي، داستان و مرگ - سامان رستمي

(امتياز 90) همين بود - نرگس عباسي

(امتياز 36) خطر! شكستني نيست! - محمدرضا ابوترابي

(امتياز 80) کارگاه داستان نويسي - محمد طاهر جليلي

(امتياز 75) مينو - محمد امين قرباني

بي مزه - الهام انتظاري

(امتياز 90) مهرة مار - مژگان سببي

(امتياز 76) پل - ميثم محمدي

(امتياز 90) شاه ماهي - سروش رهگذر

يك قطره داستان– يك كلمه آب - سيد ايمان (كوروش) ضيابري

(امتياز 66) باران در يک روز گرم - علي چنگيزي

چتر - حامد معصومي

(امتياز 82) فقط يک کلمه گفت - آرش آشتياني

(امتياز 1) پارازيت - رويا فتح اله زاده

(امتياز 50) ماهي قرمز من - ايمان عابدين

(امتياز 97) خماري در چشم خيابان - حبيب پرتاري

راز - اميدفرقاني

شماره‌هاي ناتمام - نجمه مولوي

(امتياز 75) مِتروبازي - علي طاهري شَلماني

(امتياز 42) آقاي مارلون براندو - مهدي علاقمند

نقطه - حسين چراغي

(امتياز 80) مسافر - پويا كرمي

(امتياز 99) حلقة تاريك چاه - مريم دلباري

تاب - فاطمه علي‌زاده

(امتياز 55) غريبه - نادره افشاري

عطر چاي - سامان رستمي

داستاني با 999 کلمه - علي موسوي رحيمي

خُمره هاي شکسته - هژبر

خوابگاه، سال 76 - اکبر اسعدي

يك روزِ خوبِ باراني - محمدرضا ابوترابي

(امتياز 65) نورآقا - شهرزاد مقيمي

(امتياز 95) شاخه‌اي براي مردن - ميثم محمدي

تنهایی در سکوت - تابان پناهی

(امتياز 79) مردِ توي فيلم - علي موسوي رحيمي

(امتياز 60) بدخوابي - فرهنگ طهماسبي

(امتياز 80) ماشين رييس - مژگان سببي

(امتياز 76) پيغام‌‌گير - کامران جانميان

(امتياز 40) دغدغه زمين - ترانه بذرافکن

فرشته - ماريا راها / عليرضا صيامي

(امتياز 75) هشت پا - سهيلا صفري

صداي باد - نجمه مولوي

Call waiting (کال‌وي‌تينگ) - فريبا حاج دايي

(امتياز 75) جاروبرقي - مريم بنداني

رنگ‌هاي خاطره - ايمان عابدين

(امتياز 92) ساعت 11 - زهرا سيادت موسوي

(امتياز 90) ميم مثل مادر - محمود مختاري

اون كه رفت... - ميلاد اخگر

و ناگهان... - جواد عاطفه

صدوقه - عماد عبادي

(امتياز 63) عروس كه شدم ابروهامو برميدارم - سكينه عبدالهي

(امتياز 90) نگاه خيس - رويا فتح اله‌زاده

عكس دونفري - افسانه نوري

زشت - روح الله رحيمي

ساعت ديواري . . . - الهام نوبخت

(امتياز 98) مرده ها مي توانند بستني بخورند؟ - حامد افضلي

پسرسرايدار - محمود راجي

سه نخل - اسماعيل حسيني

(امتياز 47) يك روز ابري - مهرشيد متولي

شيپور حمله - غلامرضا معصومي

(امتياز 100) طبقه 1+3 - سروش رستگار

تماشا - شاهد پارسي

(امتياز 80) گودال - حسين چراغي

(امتياز 90) خاموش - علي‌رضا اجلي

نارامش - اشكان عبدي‌نژاد

(امتياز 85) حنا خانم - زهرا سيادت

(امتياز 72) بچه که بوديم - شايان الهامي

(امتياز 94) مقصر - دانيال موحدي‌پور ده ساله ازآبادان

(امتياز 66) توهم - تابان پناهي

(امتياز 78) يك نفر مثل او - ميثم محمدي

(امتياز 92) با من مي‌ماني خانم؟ - مريم دلباري

الفباي دو حرفي- منظورم صفرويکِ کامپيوتر نيست- خيلي وقتِ با دوحرف حرف مي‌زنم - سعيد رفيعي

(امتياز 92) چشم‌عسلي‌ها - ناهيد انواري

(امتياز 78) يک محکوم به اعدام - علي موسوي رحيمي

شاعرِ ميان‌ ما - جواد کاظمي

وقتي‌ سوسك‌ها مي‌رقصند... - پري‌ موسوي‌

(امتياز 88) از‌همين‌حرفا - الهام نوبخت

(امتياز 82) رئاليسم - مهدي علاقهمند

عکس يادگاري - مرتضي محمودي

(امتياز 57) من، جذام، زن - مهيارزاهد

(امتياز 90) شكاركاكايي - اكبر اسعدي

(امتياز 70) روزِ بي‌ماشين - فرهنگ طهماسبي

خواب‌داستانك - بيژن کيا

(امتياز 55) ای کاش برادرهایش نبودند - زهره محمدپور

(امتياز 72) ردِ پا - حسين چراغي

(امتياز 80) دمپايي‌ها - سلماز يگانه‌مهر

(امتياز 80) سگ‌های پوشالی - میلاد ظریف

(امتياز 87) تپه‌هاي سفيد - نجمه مولوی

(امتياز 71) تاريک روشن - ايمان‌عابدين

(امتياز 96) آلاله - آسو حيدري

قايق زمان - امين اسدي مقدم

(امتياز 60) جن - محمدحسن فرازمند

(امتياز 35) مرغ عشق - سروش رهگذر

خانه اجانين - نويد حمزوي

گربة سياه - علي چنگيزي

(امتياز 80) داستان الياس - محمود شامحمدي ـ کرمانشاه

وقتي كارتون تمام شد... - سكينه عبدالهي

(امتياز 69) درست مي‌شه - سيد وحيد نقيبي‌نسب

حياط، باغ - بابك محمدزاده

سپيدارِ وسط‌ِ باغچه - محسن‌ شمس‌

اِما - مهري يلفاني

حياط، باغ - بابك محمدزاده

خانه‌تکاني - افسانه نوري

(امتياز 90) كافي شاپ - رضا كاظمي - از لاهيجان

(امتياز 78) او هم يك آدم معمولي بود - زنيره مربي

اگر شب بشود... - ايمان اسلاميان

(امتياز 80) زناني كه به سقف نگاه مي‌كنند - آيدا پناهنده

(امتياز 100) كوه‌ مه‌ گرفته‌ - دنا فرهنگ‌

(امتياز 75) مرواريد نام تو - عباس عبدي ـ از قشم

(امتياز 98) تصادف - پوپك نويد

(امتياز 88) سوسك - سهيلا صفري

(امتياز 5) هاي قيز! - محمدمهدي نادري

(امتياز 90) نمره هشت، بار دوم - شاهپور شاهبابا

پنجره روشن - مژگان فرخزاد

(امتياز 50) ايستگاه آخر - افسانه نوري

(امتياز 96) عکس ـ پيرامون وارونه‌گي - مازيار بهزادپور

(امتياز 50) من يک هنر هستم - پيام فيض‌بخش

(امتياز 87) دورِ سريع، دورِ کند - علي چنگيزي

(امتياز 72) خط رو خط - ايمان عابدين

خطوط فرضي - ميم. پورسعادت

(امتياز 88) زير نگاه بزها - محمدحسن فرازمند

(امتياز 90) روزِ تعطيل - پوپک نويد

(امتياز 90) سالن انتظار - رضا کاظمي‌

(امتياز 92) شب - محسن شمس

(امتياز 95) غيرقابل پيش‌بيني - نرگس عباسي

(امتياز 70) اعتراف - ايمان اسلاميان

مرد تصادفي - محمدحسن ابوحمزه

(امتياز 2) منتظر باش... ده دقيقه - ايمان اسلاميان

(امتياز 83) گريه کردن هم دل خوش مي‌خواهد - رويا وهمي

گوشه‌ - بتول‌ عباسي‌

(امتياز 80) بند ناف - ميلاد ظريف - از شيراز

(امتياز 50) سرداب دوم - محمدرضا بيگي

اين‌جا فالوده، نمي‌چسبد... - ايمان اسلاميان

(امتياز 65) دست‌هاي آن پسر - حامد معصومي

(امتياز 61) تمام مونث‌هاي دنيا - ميثم محمدي

(امتياز 87) آسفالت - علي فصيحي

(امتياز 87) بوده يا نه؟ - فريبا حاج دايي

(امتياز 80) او هنوز بر نگشته است - حميدرضا سليماني - از اهواز

(امتياز 92) سطل آشغال - شهرام آذرنگ (شكارچي)

نگفته بودي كه مي‌روي - اسماعيل يوردشاهيان

(امتياز 89) خودت نبودي - نرگس عباسي

(امتياز 85) سقف‌ها - اميرحسين‌ خورشيد فر

(امتياز 68) شكسته‌ - مرضيه‌ گلاب‌گيراصفهاني‌

مثل‌ بابا - سعيد ابوترابي‌

(امتياز 95) نامه‌اي‌ با پاكت‌ زرد - ماندانا زهرايي‌

كنارِ ساحل‌ِ آرام‌ - محمدرضا بيگي‌

(امتياز 89) نافلز - آناهيتا کمالي

(امتياز 96) مردان رقصان - سروش چيت‌ساز

(امتياز 71) قرچ و قروچ - رويا وهمي

(امتياز 87) قلعه پرتقالي - عباس عبدي

(امتياز 95) پنلوپه رازگو - ساناز سيد اصفهاني

زندگي‌ِ سگي‌ - حامد احمدي‌

(امتياز 98) هنوز بدون عنوان - پويا گزبلند – از شيراز

گنجشك‌ - فريده‌ نجم‌آبادي‌

حسرت‌ِ ديدار - همايون‌ خسروي‌ دهكردي‌

(امتياز 10) بغض - عشرت رحمانپور

(امتياز 80) بي‌عنوان 2 - مريم بنداني

و ناگهان فراموشي... - محمدرضا رم‌يار - از شاهرود

(امتياز 91) دخيل بر دستار شروه - سعيد بردستاني

(امتياز 84) پدرم را شكلاتي بپيچيد لطفاً - ليلا جوانمردي

گرم است اين هوا! - مهدي جعفري

(امتياز 30) كاليفرنيا - بيژن كيا ـ از شيراز

(امتياز 87) شاعرِ ميان ما - جواد كاظمي

(امتياز 78) چشم‌انداز - عاطفه آقايي

(امتياز 50) داستان شکسته شدنت - محمدرضا ابوترابي

(امتياز 82) من و سهراب شايگان - محمد سمندري

(امتياز 96) مثل يک فيلم تکراري - کيارش انوري ـ از تهران

(امتياز 60) كلاغ‌ها - دنا فرهنگ‌

پري دريايي - منصور ياقوتي

(امتياز 78) رستوران‌ - مينو همداني‌زاده‌

(امتياز 95) يك تكه كيك - مريم دره شيري

اشكالي‌ از هوا - سروش‌ مظفر مقدم‌

ماهي‌ قرمز - تهمينه‌ زاردشت‌

(امتياز 97) بهترين منظره شهر - مهدي بهروزي

(امتياز 66) شما تو خانوادتون دختر خوب سراغ داريد؟ - مهرشيد متولي

(امتياز 83) سونات‌ زنانه‌ - علي‌رضا محمودي‌ (ايران‌مهر)

(امتياز 94) رو به غرب - نرگس عباسي

داستان‌ جديد - اميد خرمالي‌

بلوک 417 - نوشين وفادار - از مشهد

شغال‌ها - محسن‌ شمس‌

(امتياز 28) مورچه‌ها - محمود شامحمدي ـ از کرمانشاه

(امتياز 83) عنکبوت - فريبا حاج دايي

(امتياز 98) كارِ هر روزه‌ - ‌علي‌ صالحي‌

(امتياز 80) غروب‌ِ باراني‌ - سمن‌ مرادي‌

(امتياز 73) وقتي‌ مرده‌شورها به ‌سرشان‌ ژل‌ مي‌زنند - علي‌رضا صوتي‌ (12 ساله)

وقتي کلاغ‌ها آواز مي خوانند - علي آرام

(امتياز 90) بازي‌ - مژگان‌ فرخ‌زاد

سرداب‌ - محمدرضا بيگي‌

(امتياز 92) دريچه - عاطفه آقايي

مردي‌ مثل‌ هيچ‌كس‌ - ليلي‌ صابري‌نژاد ـ از انديمشك‌

(امتياز 96) ماهي‌ - عباس‌ عبدي‌ ـ از قشم‌

(امتياز 95) داداشي‌ - هادي‌ حكيميان‌

(امتياز 86) رويا - غلام‌رضا شيري ـ از خوزستان - ايذه

جادة‌ كوهستاني‌ - محمدرضا نظرزاده‌

(امتياز 88) باد پَر را بُرد - بتول‌ عباسي‌

(امتياز 70) تقي خلُّّو - علي آرام

(امتياز 78) شب بود - امين نيكفر - از سبزوار

(امتياز 89) زخم‌ - محسن‌ شمس‌

(امتياز 42) چند داستانک - ملودي خادم ثامني

(امتياز 60) روزهاي‌ خاكستري‌ - محمود خوافي‌

(امتياز 93) پلنگ و فلز - عماد عبادي

(امتياز 84) پيشگوي معبد دلفي - رها رسپينا

(امتياز 78) مادر - مهدي فاتحي

(امتياز 87) استفراغ - نرگس عباسی

(امتياز 72) يك آجر - علي طاهري شَلماني

(امتياز 91) خورزرده - عاطفه آقايي

(امتياز 15) سمفوني رنگ‌ها - نازيلا سلجوقي – از تهران

(امتياز 88) معرکه - علي سالاري - از اصفهان

(امتياز 79) نامكرر - احمد پوري‌

روز هفتم‌ - كامران‌ عاليان‌

(امتياز 87) صداي گلوله - مهدي معيني مهر

(امتياز 70) دوازده‌ قدم‌ تا درخت‌ توت‌ - سمن‌ مرادي‌

(امتياز 50) قاب‌ يك‌ تصوير - سارك‌ اعطا

خط‌ِ صاف‌ - سيامك‌ ايثاري‌

مرغابي‌هاي‌ بنفش‌ - فريده‌ نجم‌آبادي‌

(امتياز 62) سينما - ترانه جوانبخت

پل ورسك - اكبر اسعدي

گفت‌وگو - سروش‌ رستگار

(امتياز 90) يادداشت‌هاي‌ يك‌ صفحة‌ سفيد - رسول‌ نظرزاده‌

(امتياز 45) نبش قبر - ساناز سيد اصفهاني

(امتياز 85) از عمه‌هايم‌... - منيژه‌ آلبوغبيش‌

(امتياز 88) وقتي‌ كه‌ مُردم‌ - ليلي‌ صابري‌نژاد

(امتياز 55) غروب‌ تاريك‌ - سودابه‌ آقاميري‌

كل‌بهيه‌ - محمود جعفري‌

(امتياز 81) زندگي روي گُسَل - آناهيتا کمالي

سياه دره سبز - محمد اذغاب

(امتياز 68) نيم‌ساعت قبل از زلزله - آناهيتا کمالي

(امتياز 80) پوستِ‌ موز - حسين‌ نوروزي‌پور

(امتياز 85) جيغ ويلن - مسعود بهارلو

(امتياز 81) دوشنبه‌ها - ساناز سيداصفهاني

در جست‌وجوي احساس خوش - رويا وهمي‌

چرخ‌ و فلك‌ - غلام‌ رضا معصومي‌

(امتياز 90) چهارخانه‌ - انوش صالحي

(امتياز 76) ‌پري - محمدمهدي طالقاني‌

ضربه‌ - مينو همدرني‌زاده

چاقوي‌ ضامن‌دار دسته‌مشكي‌ - پرويز شيشه‌گران‌

(امتياز 55) باز هم‌ زير باران‌ - جلال‌ توكلي‌

(امتياز 51) اسبي‌ براي مردن - علي‌ دستمالي‌ ـ سنندج‌

(امتياز 80) رابطة‌ پيپ‌ و كتري آب‌ جوش‌ - مريم‌ محمدسليمي‌

سوپ‌ - افشين‌ رئوف‌

(امتياز 92) عموجان‌ قوام‌ - فرناز بهزادي

(امتياز 90) آن‌ طرف‌ كوچه‌ - ميلاد ميرمحمدصادقي‌

غريبه‌ - دنا فرهنگ‌

يك‌ گوشة‌ تاريك‌ - سودابه‌ آقاميري‌

فراموشي‌ - سيامك ايثاري

نسيم‌ بهاري - ميلاد ظريف‌

زن‌ در آشپزخانه‌ - جعفر مقدم‌

اتاقِ‌ پدر - سارك‌ اعطا

(امتياز 89) ظهر آن‌ روز - محسن‌ شمس‌

بچه‌اي كه‌ نمي‌خواستم‌ - بتول‌ عباسي‌

سر مقاله | داستان | گفت‌وگو | نقد | معرفی کتاب | گزارش | کارگاه | مقاله | چهره | جست‌وجوي پيشرفته | تازه‌ها | بايگاني | ارسال نظرات | ديباچه را خانه خود كنيد
تکثير و تجديد چاپ آثار موجود در ديباچه به صورت نشر کتاب يا در نشريات فقط با اجازه کتبي صاحب اثر و ديباچه مجاز است، اما لينک دادن به آنها بلامانع است
Dibache.com  2005 - All rights reserved , Programming Parswebgate