خانه داستان حرفه‌اي داستان تجربي  داستان زبان اصلي داستان عاميانه داستان گويا بايگاني
آقا موشه

صادق هدایت

یکی بود یکی نبود، غیر از خدا هیشکی نبود!


یه موش بود، تو سولاخ نمی‌رفت، جارو به دنبش بست؛ اومد بره تو سولاخ، دنبش وراومد.


موش رفت پیش دولدوز گفت: «دولدوز، دنبِ منو درز و وادرز ده.»


دولدوز گفت: «از جولا نخ بسون بیار، تا من دنبتو درز و وادرز دم.»


موشه رفت پیشِ جولا گفت: «جولا نخی ده، نخی دولدوز ده، دولدوز دنب منو درز و وادرز ده.»


جولا گفت: «یه تخم‌مرغ  واسة من بیار تا بهت نخ بدم.»


موشه رفت پیش مرغه گفت: «توتو تخی ده، تخی جولا ده، جولا نخی ده، نخی دولدوز ده، دولدوز دنبِ منو درز و وادرز ده.»


مرغه گفت: «برو از علاف ارزن بسون بیار، تا بهت تخم بدم.»


موشه رفت پیش علاف گفت: «علاف ارزن ده، ارزن توتو ده، توتو تخی ده، تخی جولا ده، جولا نخی ده، نخی دولدوز ده، دولدوز دنب منو درز و وادرز ده.»


علافه گفت: «برو از کولی غربیل بگیر بیار تا بهت ارزن بدم.»


موشه رفت پیش کولی گفت: «کولی غربیل ده، غربیل علاف ده، علاف ارزن ده، ارزن توتو ده، توتو تخی ده، تخی جولا ده، جولا نخی ده، نخی دولدوز ده، دولدوز دنبِ منو درز و وادرز ده.»


کولی گفت: «برو از بزی روده بگیر بیار، تا برات غربیل ببافم.»


موشه رفت پهلوی بزی گفت: «بزی روده ده، روده کولی ده، کولی غربیل ده، غربیل علاف ده، علاف ارزن ده، ارزن توتو ده، توتو تخی ده، تخی جولا ده، جولا نخی ده، نخی دولدوز ده، دولدوز دنب منو درز و وادرز ده.»


بزی گفت: «برو از زمین علف بگیر بیار من بخورم، انوخت سرم را ببر، روده‌هام را دربیار بده به کولی.»


موشه رفت پهلوی زمین گفت: «زمین علف ده، علف بزی ده، بزی روده ده، روده کولی ده، کولی غربیل ده، غربیل علاف ده، علاف ارزن ده، ارزن توتو ده، توتو تخی ده، تخی جولا ده، جولا نخی ده، نخی دولدوز ده، دولدوز دنب منو درز و وادرز ده.»


زمین گفت: «برو آب از میراب بگیر بمن بده تا علفت بدم.»


موشه رفت سر جوب دید قورباغهه تو آب بالا پایین میره، بگمون اینکه قورباغهه میرابه گفت: «میراب آبی ده، آبی زمین ده، زمین علف ده، علف بزی ده، روده کولی ده، کولی غربیل ده، غربیل علاف ده، علاف ارزن ده، ارزن توتو ده، توتو تخی ده، تخی جولا ده، جولا نخی ده، نخی دولدوز ده، دولدوز دنب منو درز و وادرز ده.»


قورباغه جوابی نداد، هی غوری کرد رفت بالا، رفت پایین. موشه اوقاتش تلخ شد، جست زد رو قورباغهه، آب بردش.


قصه ما بسر رسید،                 کلاغه به خونه‌ش نرسید.


 


از کتاب: نوشته‌های پراکنده - نشر قطره


حروف‌چین: فریبا حاج دایی


نسخه قابل چاپ
شناسه : AM2256
تاريخ ارسال : شنبه 06 مهر 1387
به ترتيب ارسال
به ترتيب بيشترين بازديد
تولد امیر ارسلان - پرداختة: نقیب‌الممالک

می‌ترسم خودم را هم ببرند - الول ساتن

علی و ببر - قصه‌هایی از شرق

قصه سفره بی بی حور و بی بی نور - احمد شاملو

قصه بی‌بی سه شنبه - احمد شاملو

حکایت ملک جمشید پسر وزیر با پریزاد - محمد جعفر محجوب

نوروز و قنداب - عليرضا ذيحق

شاهزاده نامریی - اندرو لانگ

تعبير راي خدا - مشدي گلين خانم

سنگ صبور - صادق هدایت

گرگ‌ها و آدم‌ها - آنتوان چخوف

طاهر و زهره - علي‌رضا ذيحق

تلخون - صمد بهرنگی

علی بونه‌گیر و فاطمه ارّه - احمد شاملو

افسانة چینی - هوئه‌ی- تان - تسه

عروس ِ پوستين پوش - عليرضا ذيحق

گرگ و پیرزن - لئو تولستوی

حكايت غوك و مار - كليله و دمنه

پلنگ - خورخه لویيس بورخس

داستان حسين كرد شبستري - علی‌رضا ذیحق

درس اكونومي - مشدي گلين خانم

حكايت خرِ بي‌دل و گوش - کلیله ودمنه

داستان اصلي و كرم - عليرضا ذيحق

پريان - خورخه لوئيس بورخس

بازي - ايتالو كالوينو

دويكا و شوهر ابلهش - سيمين دانشور- جلال آل احمد

داستان شيرويه و سيمين عذار - علی‌رضا ذیحق

درخت غان، درخت مورد و درخت گلابي - لئوناردو داوینچی

هم‌نشين بدنام - مهدی آذر یزدی

قصة شیر خوب - ارنست همینگ‌وی

پادشاه و پیراهن - لئو تولستوی

گوسفند سياه - ‌ایتالو كالوينو

آقا موشه - صادق هدایت

خواهر ندار و خواهر دارا - مشتی گلین خانم

حكايت دو بازرگان -

آتش بر فراز کوه -

دهقان و خيار - لئو تولستوي

نان و نمک - سوئد

نداشت نداشت - نطنز

قصه ي آقا دزده - قصه هاي عاميانه ي آذربايجان

مار و تعبير خواب‌ها - روسيه

سه آدم بخيل - مشتي گلين خانم

کچل حقه باز - عليرضا ذيحق

گلِ خوش خنده - عليرضا ذيحق

سگ ژان لبادي - کانادا

سوزن لرزان - ايران

داستان ششم - ايران

شاه سواتوپلوک و سه چوب - چکوسلواکي

پادشاه جان و اسقف کانتربوري - امپراطوري متحدة بريتانياي کبير و ايرلند شمالي

داستان جمشيد شاه - داستان عاميانه ترکي

بکتاش و رابعه - زهرا خانلري(کيا)

نخستين مرد صليب جنوبي* - استراليا

چرا طوطي حرف‮هاي آدم را تقليد مي‌کند - تايلند- سيام

دهقان و مرد سوار - کوستاريکا

شيخ صنعان - دکتر زهرا خانلري

مارمولک زمردين - گواتمالا

مرغ روح - جنوب افريقا- يک داستان زولو

کوره آهکي کانچيل - اندونزي

خليفه‌اي که به صورت لک‌لک در‌آمد - عراق

آهو و يوزپلنگ شريک خانه مي‌شوند - برزيل

آبگوشت سنگ - بلژيک

اصل گل کامليا - اروگوئه

سر مقاله | داستان | گفت‌وگو | نقد | معرفی کتاب | گزارش | کارگاه | مقاله | چهره | جست‌وجوي پيشرفته | تازه‌ها | بايگاني | ارسال نظرات | ديباچه را خانه خود كنيد
تکثير و تجديد چاپ آثار موجود در ديباچه به صورت نشر کتاب يا در نشريات فقط با اجازه کتبي صاحب اثر و ديباچه مجاز است، اما لينک دادن به آنها بلامانع است
Dibache.com  2005 - All rights reserved , Programming Parswebgate