| تفاوت قصه با داستان در طرز نگريستن به واقعيت است محمد بهارلو تفاوت قصه، كه در ادب گذشته ما سابقه دور و درازي دارد، با داستان به معناي متعارف آن در طرز نگريستن به واقعيت يا در حقيقت در نحوه پرداخت آن است. در قصه در وهله اول سرگذشتي كه نقل ميشود اهميت دارد و آدمها فقط از حيث پيش بردن اين سرگذشت نقشي فعال يا منفعل دارند. در ادب گذشته ما سمك عيار، اميرارسلان نامدار و قصههاي عاميانه يا شفاهي را ميتوان از مقوله قصه ناميد. در حقيقت قصه يا رمانس شكل بدوي داستان كوتاه يا رمان است، اما داستان يا رمان، چه در نگريستن به واقعيت و چه در پرداختن به ساختارهاي روايي، فرق اساسي با قصه يا رمانس دارد. داستان يا رمان معمولا آدمها را به نحوي ميپردازد و جريان زندگي را - چنانكه هست يا فرض ميشود كه هست - به گونهاي روايت ميكند و پيچيدگيهاي واقعي و تناقضهاي گوناگون هستي در آن انعكاس پيدا ميكند؛ گيرم اين پيچيدگيها و تناقضها از صافي ذهن خيالپرداز نويسنده ميگذرند. در داستان يا رمان روايت آدمها با يكديگر و با طبيعت و با موقعيت و وضعيت اجتماعي آنها ـ چه از حيث طبقاتي و نژادي و چه از حيث اخلاقي و جنسي ـ كمابيش قابل توضيح است يا بايد قابل توضيح باشد. سيرت يا شخصيت آدمها معمولا بيش از حوادث و سير ماجرا ـ چنانكه در قصه يا رمانس ميبينيم ـ اهميت دارد. از همين رو ديالكتيكي كه در داستان يا رمان هست در مقايسه با ديالكتيك قصه يا رمانس كاملاً پيچيدهتر است و الزاما آدمها را صرفا به تضادهاي اخلاقي يا تقابلهاي خشك و خالص با يكديگر در يك قلمرو بسته نشان نميدهد. چنانكه اشاره كردم، من قصه يا رمانس را شكل بدوي داستان يا رمان ميدانم، بيآنكه از كاربرد قيد «بدويت» قصد تخفيف قصه يا رمانس را داشته باشم. ما نبايد فراموش كنم كه نوآوري ادبي و آزمايشگري در عرصه داستان و رمان معاصر بيرون از سنت ادبي قابل تصور نيست. برخي از ميراث ادبي هر ملتي، از جمله ميراث ادبي ملت ما، هنوز كيفيت معاصر بودن خود را حفظ كردهاند و كماكان در فرهنگ ما به حيات موثر خود ادامه ميدهند. من در كتاب اخير خودم «شهرزاد قصه بگو» از اين ميراث ادبي؛ يعني از يكي از قصههاي هزار و يك شب به مقتضاي متن بهره بردهام. چنانكه ميدانيد پيش از من نويسندگان نامآوري مانند بورخس و امبرتو اكو به نحو درخشانتري از اين متن بهره بردهاند بيآن كه هيچ ترس يا ترديدي از اين بهرهبرداري به خود راه داده باشند. همان طور كه گفتم آن چه در اين ميان اهميت دارد استفادهي معاصر از ميراث ادبي و متون گذشته است. نسخه قابل چاپشناسه : TR0279تاريخ ارسال : سه شنبه 01 آذر 1384 |
|