خانه داستان حرفه‌اي داستان تجربي  داستان زبان اصلي داستان عاميانه داستان گويا بايگاني
شاخه گلی در منقار

منوچهر دُرزاد

وقتی که عابر بانک هم پول نداد گفتم بخشکی شانس که امروز از آن هایی است که لب بحر خزر هم بروم خشک می شود. با کیسه سنگین و دست گیر شله زرد که حالا گویی دوسه برابر هم شده بود، دست از پا دراز تر برگشتم، در این فکر که جیب خالی و خرابی عابر بانک سرش را بخورد، خرید هم نمی کنم و به درک، ولی مادر یا همسر باید اینقدر عقلشان می رسید که اول یک تلفن خشک وخالی به گیرنده بزنند که خانه باشد، بعد نذرشله زردشان را بار آدم کنند، که من بینوا سر صبح جمعه یه جای خواب  ناز این طور آواره خیابان ها نشوم، آن هم در این ماه رمضان که یک سیگار هم نمی شود کشید و باید راه آمده را لک ولک تا خانه گز کرد. کیسه شله زرد را پشت سرهم دست به دست می کردم و با خود غر میزدم و می رفتم و نقشه می کشیدم که در خانه حال همه را حسابی بگیرم، ولی  پیرمرد را که دیدم باز هم یک بار دیگر یهم پس گردنی خورد که مثل همیشه دردسر هایم چقدر بچگانه و کوته فکرانه است.


کیسه به دست و بی پول و خرید نکرده، داشتم حرص می خوردم و در پیاده رو باریک به سوی خانه می رفتم، و پایم را که از روی پایش گذراندم اولش هیچ حالیم نبود که بابا نا سلامتی این چوب خشک نیست و یک لنگه پای آدم است که این جور تو پیاده رو دراز شده. خب گداست دیگه، هر روز هزار تاش در این خیابان ها و کوچه ها پلاس هستند و تو دست وپا می لولند و به چشم نمی آیند ... ولی از کجا معلوم، شاید گدا نباشد، شاید سکته کرده باشد، شاید کمک بخواهد، در آن یک نگاه  سر و وضعش  انگار تر وتمیز تر از این بود که گدا باشد، برگشتم و کنارش


زانو زدم.


کونه سر را به دیوار گذاشته بود و کلاه عرقچینش تا دم چین های پیشانی را پوشانده بود، آفتاب بر موهای سفید ته ریشش برق می زد و رگ های زیر پوستش را نمایان تر می کرد. « پدر جان حالت بده؟»، چشم ها همانطور بسته ماندند ولی سر تکان کوچکی به چپ و راست خورد، دستش به طرف جیب بالای کتش  آمد و بین راه دوباره افتاد، لب های به هم چسبیده زور زدند و تکانی خوردند و صدایی در نیامد. چپ و راست تنابنده ای در خیابان نبود که کمک کند، فقط صد قدم دور تر یک خواربار فروشی باز بود. بلند شدم ایستادم وسرگردان دوباره نشستم. لای لب ها دوباره بی صدا باز شد ولی دستی که دوباره جنبید گویا می خواست جیب را نشان من بدهد. دو ورق قرص از جیبش درآوردم، سر کمی پایین آمد و لای چشم بفهمی نفهمی باز شد. حالا آب از کجا؟ شله زردم را گذاشتم و دویدم طرف  خواربار فروشی. نیمی از جرعه اول بر ریش و چانه ریخت و کت تر و تمیزش را خیس کرد ولی قرص ها میان دو لب ناپدید شدند و پس از دومین جرعه دستش جان گرفت و توانست لرزان لرزان بطری را بگیرد. همچنان که لب بطری دم دهنش بود و خودم هم هنوز دستی بر آن داشتم، پچ پچی از لای لب ها گفت ببخشید! گفتم « خدا ببخشه، پدر من که کاری نکردم...» گفت « ماه روزه...»، تازه دوزاریم افتاد « نوش جان عمو، منم روزه نیستم.» این را که گفتم تازه دو سه قلپ آب حسابی از گلوی پر چروکش پایین رفت، بعد دست دیگرش سینه خیز دنبال جیب پایینی گشت و انگشتان لرزان قرص دیگری به دهانش رساندند. کمی خیالم راحت شد و گفتم « دکتر به شما اجازه روزه گرفتن داده؟»


این بار یک طرف لبش به پوزخند کجی باز شد و دیدم لای چشمش را هم گشود و از گوشه آن نگاهم کرد. روزه اش را دیگر خورده بود و رفتم یک شیر کاکائو هم گرفتم. حالا چشم هاش خوب باز شده بودند و به نظرم آمد که تا به تا و تار هستند. کت شلوارش هم سر هم نبود ولی پیدا بود که رخت  پلوخوریش را پوشیده. دست و پایش هنوز شل و لخت بود ولی سر ورویش داشت جان می گرفت و چشم هایش باز شده بودند و بیش از همه چانه اش راه افتاده بود. گفت بعد از سحری راه افتاده و نمی دانم با چند تا خط خودش را از ورامین رسانده به توپخانه و بعد تا سید خندان و از آنجا هم پیاده آمده. همین تکه آخر برای خودش یک ماه رمضان راه است، اما ازهمان پشت اف اف آب پاکی را به دستش ریخته بودند و بهش گفته بودند که « آقا» خانه نیستند.


«...امروز گمونم از اوناس که چخماقمون از هیچ طرف برق نمی زنه...»  و دست از پا دراز تر داشته بر می گشته که اینجا ضعف کرده.


«...سه دهنه نمایشگاه ماشین، بزرگ و شیک، بالاش چلوکبابی و دم و دستگاه، خوب کله گنده س ماشالا، لولهنگش خیلی آب ورمیداره. پسر کوچیک خان، سرشناسه چطور نمی شناسی؟ تو اهل همین محلی؟ خونه شم کوچه پشتیشه ها، نمی شناسی؟...»


این دور و بر تا بخواهی از این چیزها هست. تکه دیگری از کیک گذاشتم دهنش و روش یک قلپ شیرکاکائو رفت بالا.


«...خدا عمرت بده جوونمرد، انگار چوب عزرائیل خورده بود به تنم، چراغت روشن، سوی چشمم برگشت، اون درخته؟» درخت نبود و تیر برق بود، ولی در آهنی را درست می دید اگرچه رنگ سبزش را سیاه  می پنداشت. جلوی چشم هایش را یکی یکی با دست گرفت « این یکی آب سیاه آورده هیچ نمی بینه، اینم داره روز به روز تار می شه اما کارمو راه میندازه، من رضام...»


سایه ی ریزه برگ های درخت بر سر و صورتش هزارتویی از بیضی ها و لوزی ها و هزار شکل دیگر درست کرده بود که هر دم نقش عوض می کردند و روی تارهای نقره تاب ریش می رقصیدند و درهم  برهم می شدند و ازهم بر می آمدند. حواسم یک دم پرت شد و به نظرم آمد که دارم این سر و صورت و این بازی سایه و نقره را از جای دوری نگاه می کنم و گویا در گذشته ها باز هم دیده ام. مثل این که کسی در دوردست زمان چیزهایی بگوید و تصویرش از دور برسد ولی صدایش نیاید. آیا سکته مغزی اینجوری است و اینطور مثل برق هم رد می شود؟


«...حکیم گفت عمل می کنم، گفت از حق خودم گذشتم اما خرج مریض خونه رو خودت جور کن...گفتم ول کن بریم زن، خشت به دریا نزن، گفت الا و للا... خیلی خانومه یه پارچه جواهره، انقده این در و اون در زد و زد و زد تا مددکاری گفت فلان قدر میدم، باز این در و اون در، یکی گفت اینقدر و یکی گفت اونقدر، دست آخر موند پنجا هزار تومن..


پس سلامش خیلی هم بی طمع نبوده، فقط بز آورده و به در بسته زده و پسر ارباب رو نشان نداده، عین عابربانک خودم. حالا نکند این هم از آن کلاه وکلک های تازه گدایی کردن باشد و طرف بخواهد ما را خام کند؟ فکر کردم اگر یک تاکسی دربست بگیرم و روانه اش کنم ورامین، نیکی کوچکی است و خیلی هم جای دوری نمی رود، ققط عیب کار این که همان پنج و ده هزار تومن هم در جیبم نبود.


«...آدم پیر که میشه عصای پیری می خواد، من خودم رضام اما بیچاره زنم آرزو به دل موند، فرشته س این زن، تا نداره، گفت بعد از اون طفل معصوم من دیگه اجاقم کوره، شما عصای پیری می خوای خودم برات برم خواستگاری. گفتم دادار یکی کار یکی یار یکی، تو رو دارم عصا نمی خوام. گفت یکی باشه کلفتی تو بکنه دامنت خالی نباشه، گفتم نمی خوام...»


بطری شیر کاکائو را گذاشت زمین ولی دسنش لرزید و بطری قل قل خوران در سرازیری پیاده رو رفت و نقش و نگار قهوه ای درهم برهمی بر اسفالت انداخت و افتاد تو جوی آب. فکر کردم جای زنم یا مادر خالی است که همین جا فال قهوه اش را هم  بگیرند.


«....به عشق شاه پریون دچار غول بیابون شدیم، آمدیم پاتخت، سال تیفوسی بود بچه سر دستمون پرپر زد. بچه نبود پنجه آفتاب بگو، نه من بگم تموم آبادی می گفت. مادرزنم می گفت چشم شور به کف پاش، چشم حسود به سوراخ کونش ایشالا. خان پیغوم فرستاد گفت نبر این بچه رو من دیده م اون خراب شده ای که تهرونه، گرز رستم گرو نونه...»


سایه ها همچنان بر سر وروی پیرمرد می رقصیدند و با تارهای سیم تاب ریشش بازی می کردند. تازه حالا ساکش را دیدم که دست کرد یک بسته روزنامه پیچ از آن درآورد.


«بگیر جوونمرد ببر خونه ناقابله، پیشکشی آورده بودم برا پسر خان قسمت شما شد...»


چانه اش داشت گرم می شد ولی هنوز هر بار می خواست تکان بخورد پیدا بود بی رمق تر از آن است که سرپا بلند شود. دیدم چاره کار همان که به دو بروم خانه و پولی بردارم و شاید ماشین را هم بیاورم. چه می دانستم همین دویست سیصد قدم را که برگردم، شله زرد همانجا کنار دیوار و پیرمرد مثل جن بو داده غیب شده باشد، تازه با آن همه سفارش که از جاش تکان نخورد و با خیال تخت از حالت « رضا»ی چهره اش. در کوچه های یک طرفه و دوطرفه دور و نزدیک هم، تا خود سیدخندان کسی چنین آدمی را ندیده بود یا دیده و دودل بود. یعنی آیا با آن حال نزار و جان در رفته، یک قلپ شیر کاکائو این قدر قبراقش کرده بود؟ از آدمی که یک عمر کار کشتزار کرده باشد و حالا هم سر پیری و بدون عصای پیری با چارچرخه اش صبح تا غروب کوچه پس کوچه ها را گز کند، این هم بر می آید. « ...  سیب زمینی پیاز میفروشم، زنم هم تو خونه کار می کنه کمک خرجی. زندگی می گرده، من رضام...» فکر کردم جوان هم اگر بود باید بالاخره همین دور و بر ها پیدایش می کردم، مرا بگو که خیر سرم خواستم نیکی کوچکی  بکنم. باز گفتم امروز از آن هایی است که لب بحر خزر هم بروم خشک می شود، یا به قول پیرمرد چخماقمان از هیچ طرف برق نمی زند...


در این فکرها بودم و داشتم کفشم را در می آوردم که زنم قهوه  را از روی گاز برداشت و برای خودش و مادر ریخت و گفت « تو که پول تو جیبت نبود، این چیه خریده ی؟»


پس پیشکش پیرمرد این سبد بود که می گفت نی اش در سراسر کشور همتا ندارد. « ... بگیر جوونمرد ببر خونه ناقابله، پیشکشی آورده بودم برا پسر خان، قسمت شما شد... کار زنمه، نی از آبادی خودمون میاد براش، از ابن سرتا اون سر مملکت نی ش تا نداره ها...»


مادر سبد را گرداند و بالا پایین کرد و گفت « رنگ نی ها طبیعیه، مثه قالی می مونه...خیلی ظریف بافته»، و جرعه ای از قهوه اش چشید. از آن سر سالن گوش پدر هم تیز شد و او هم نگاه سرسری انداخت و گفت از این ظریف ترش را هم دیده، و باز سر فرو کرد به دیوان حافظ و بلند خواند « بلبلی شاخه گلی خوش رنگ در منقار داشت...»


تا این با حافظش حال کند و آنها با فنجانشان فال بگیرند، دمی آسودگی بود و می شد چرت کوچکی زد، ولی پیش از آن سری زدم به اتاق پسرمان که میان اسباب بازی هایش نشسته بود و کله یک گرگ را جلو صورت گلگونش گرفته بود و چیزی بهش می گفت. آباژور هم روشن بود و حباب گردان رنگارنگش می چرخید و رنگ ها و سایه ها بر در و دیوار اتاق می گشتند. و در همین چرخش و گردش نورها ی رنگ رنگ بود که یک ساعت بعد این بچه دماغ هر چهارتامان را سوزاند و چیزی لابلای نی های سبد دید که هیچکدام ندیده بودیم، وپشت بندش هم دلمان را سوزاند وآن آشوب و غوغا به پا شد.


کسی روحش هم خبر نداشت که پیشامد ها اینطور سرهم بشوند. پدر غرق در حافظ بود، زن ها دوتایی سر در فنجان قهوه داشتند و با وسواس دنبال چیزی می گشتند، و من به اتاق بچه رفتم و دیدم تاقباز پهلوی آباژور رنگین گردان دراز کشیده، گرگ را رو بالش ول کرده، پا بر پا انداخته و در میان رنگ ها محو تماشای سبد است. کنار تخت زانو زدم و من هم محو تماشای او شدم. همینطور که سبد را کج و راست می کرد، بی این که نگاه بر گیرد با همان لبخند کمرنگ گفت « قشنگه، قشنگه ». گونه اش را بوسیدم و گفتم قشنگ تویی، همان دم چشمم توی سبد را دبد و به نظرم آمد که زیر نور گردان، انگار رگه های رنگینی لابلای نی ها هست، گویا یک جور نقاشی باشد، و راستی راستی تصویری بود که آهسته آهسته پرداخت شد و جلو چشمم درآمد ورنگ به رنگ شد. اول ردیف درختان بلندی را دیدم، بعد جاده ای از میان درخت ها می گذشت و دنباله اش محو می شد، و باز هم بود، سواری بر یک اسب که سر افراز داشت این طرف را نگاه می کرد، نه، انگار سبزه ها را نگاه می کرد، اما صدای پدر حواسم را پرت کرد که در آستانه اتاق به عصا تکیه داده بود و لبخند زنان چشم به رقص نور بر سر و روی پسرم داشت، و می گفت: « خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم - کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت


گفتم « پدر ببینین تو سبد چه چیزایی افتاده.» گفت « من تو بحر این فرشته م، این شاخه گل خوش رنگ


سوار از بالای اسب زن و مرد دهاتی را نگاه می کرد. زن بچه ای در بغل گرفته بود و مرد داشت کوزه ای به سوار پیشکش می کرد. زیر پایشان از سبزه پوشیده بود و نهر آبی هم می رفت، نور که بر می گشت گاهی گل هایی هم دیده می شد و خورشید از لابلای درخت ها می رفت و می آمد. پدر گفت « این رنگ طبیعی نی هاست، زنه اینو بافته؟ خوب تردست بوده... آدمی که آرزو به دل بمونه هنرمند میشه گاهی، شاید این همون بچه شونه که تلف شده، یا شایدم آرزوی بچه باشه...».


باز یاد حرف های پیرمرد افتادم « ... زنم گریه کنون گفت بچمو چشم زدن بترکه چشم حسود. گفتم رضا باش به رضای پروردگار، چه بسازی چه بسوزی حکم آسمونه، آنچه نصیب است نه کم می دهند – گر نستانی به ستم می دهند. شکمش دیگه بچه بعدی رو نگه نداشت، دوا درمون، چه فایده. حکیم گفت دیگه بچه براش خطرناکه... چهل روز آزگار چله نشست بلکه خواجه خضر یاری کنه، نشد که نشد...»


هزارتویی از بیضی ها و لوزی ها و هزار شکل رنگارنگ دیگر روی ریزه کرک های زرتاب  پوست پسرم می رقصیدند و درهم می رفتند و ازهم بر می آمدند و من یک دم حواسم پرت شد و به نظرم آمد که دارم این صحنه و این بازی زرین سایه و رنگ را از جای دوری نگاه می کنم، گویا در دوردست زمان باز هم دیده باشم، مثل این که کسی چیزی بگوید و تصویرش از دور برسد ولی صدایش را نشنوم. همان وقت صدای مادر مرا  پراند، دیدم با دست  اشاره می کند که بروم پیشش. رنگش بفهمی نفهمی پریده بود و دستم را دنبال خودش می کشید، زنم پی در پی به سیگار پک می زد و فنجان قهوه خشک شده را بیخود در نعلبکی می چرخاند. مادر گره روسری را سفت کرد و گفت:


«ننه دستم به دامنت، اون سبدو از دست بچه بگیر»، و دیدم زنم هم با نگاهش همین را می گوید. از پشت سرم صدای پدر گفت « شما دوتا باز زد به سرتون؟ چیکار دارین طفل معصوم  ساکت برا خودش بازی می کنه؟» مادر گفت « شما صحبت نکن! برو بگیرش مادر، برو شگون نداره این سبد»، پدر آمد بگوید « شگون چیه...» که زنم یکهو سیگار را در فنجان انداخت و از جا جست و به دو رفت طرف اتاق بچه و مادر هم دنبالش دوید... هیچکدام فکرش را نمی کردیم که بچه چار چنگولی سبد را می چسبد و ول نمی کند و ناز و نوز مادر و مادربزرگ هم به هیچ دوز و کلکی کارگر نمی شود، و کار به جیغ و ویغ می کشد، تا آنجا که دست آخر خودم با تن لرزان دست به کار شوم. همینطور که پدر بد و بیراه می گفت و خون خونش را می خورد و گریه و فغان بچه تمام خانه را برداشته بود، همه را از اتاق بیرون  انداختم، آباژور را خاموش کردم، سبد را به زور گرفتم پرت کردم بیرون و زنم درجا مانتو و روسری کرد و سبد را برد، و من باز در اتاق را بستم. چنان گریه و ریسه ای را که تا دو ساعت بند نمی آمد یاد نداشتم، و هنوز هم یادم است که چه طور پدر با عصا می کوفت به در و از آن پشت می گفت: « تو مگه خدا رو نمیشناسی بی مروت؟»


نه می دانستم کار به گریه و قیل و قال می کشد، و نه آنقدر که همسایه ها هم خبردار شوند، و نه آنقدر که وقتی دست آخر در را باز می کنم و بیرون می آیم، هنوز بچه بر شانه ام در حال ریسه رفتن باشد و نفسش پس بزند. زنم جلو دوید و در یک متری ایستاد و دستش را دراز کرد طرف بچه و با چشم خیس جوری نگاه می کرد که انگار در آن سر دنیاست و دستش به بچه اش نمی رسد. مادر دوید تا بچه را از من بگیرد و پدر در آپارتمان را به هم زد و رفت. مادر همینطور که بچه را بر شانه گرفته بود و آرام آرام به پشتش می زد کشتیار زنم شد تا او را روانه آشپزخانه کرد و خودش اسباب بازی ها را آورد و بچه را به دامن نشاند و یک شکلات گذاشت دهنش، ولی بچه زار می زد و دست ها را دراز کرده بود و سر و تنش را به سوی در خانه می کشید. من ویلان و بیکار و سرگران نشسته بودم و می دانستم که رنگم پریده و از نگاه های مادر می فهمیدم که برای من هم نگران است. صدای ناگهانی آخ و به دنبالش جیرینگ هراس آور ریختن و خرد شدن فنجان ها و ناله و نفرین زنم که بی هوا در آشپزخانه ترکید، قلبم تکان خورد و از جا جستم ولی بچه با روی اشک آلود یکهو به خنده افتاد. مادر همانطور که هنوز دستش رو قلبش بود او را بوسید و زیرچشم خودش را پاک کرد و گفت « قربون اون چهچه خنده ت برم که دل مادرو روشن کردی، دورت بگردم الاهی »، باز هم بچه خنده نازی سر داد که مانند آهنگ زیبایی به دلم نشست، بعد گرگ را برداشت  چسباند به صورتش و آهسته در گوشش چیزی گفت و در چشمش خندید و رد اشک بر پوستش سیاه شد، با چشم های شیطان و شاداب مرا نگاه کرد و پوزه گرگ را جلو صورتم گرفت و نفهمیدم به کداممان گفت « بخورش بخورش.» من در فکر بودم که پیرمرد هنوز به خانه اش نرسیده و در میانه راه ورامین است.


نسخه قابل چاپ
نظر و امتياز شما به اين متن

شناسه : AS2818
تاريخ ارسال : جمعه 29 مرداد 1389
به ترتيب ارسال
به ترتيب بيشترين امتياز
به ترتيب بيشترين بازديد
شاخه گلی در منقار - منوچهر دُرزاد

قلب - پیمان چهرازی

همسایه عجیب - حسن نیکوفرید

پسر بچه - مینا حسن‌نژاد

انگشتر - محمد قمري

شش تا گردو برای یک نسخه ده خطی! - مرضیه ابراهیمی

نیم سانتی - مهدی فتلاوی

سایه‌ها - ماندانا کریمیان

سگ - خلیل نیکپور

ايستاده بر خط شيري رنگ صبح - عشرت سادات میرحسینی

مورچه روی خال‌های قرمز - مهام میقانی

مردی که جاهای خالی را پر می‌کرد - رضا رجائی

یادم تو را فراموش - آیدا ایزدآبادی

دکتر - علی‌رضا احمدی یزدی

شكار كوسه - علي ربيعي (بهار)

تاريکي - علي ببري

وجود - علي كلانتري فرد

اسم داستان چی بود؟ - حسن کاظمی

عاصی - کامران جانمیان

صبح نانوایی - محمد امین تاجور(مات)

سه داستانک - وحید شاکر

کاج - پرارین حاجی زاده

من و استرس - پرنازکریمی

سوسک سیاه - وحید محبی

ريش - کاوه سلطانی

اينجا بقالي نيست فروشگاهه - حميده ايرج

داستان از این قرار بود - رحمان چوپانی

جریان سیال زندگی - اعظم تبرایی

فرصت - آرمان اعتمادی

قمار زندگی - سید حسین مرتضوی

وقتی پسر درمانده است - فریبا حاج‌دایی

کنسرتو برای ابوا و کلارینت - منوچهر دُرزاد

خواب - علیرضا علیان نژادی

فكرِ خودت را بكن! - محمدرضا بيگي

تپه - علی منجزی

هویت - نسرین قربانی

پشت بام مرد شدنم - مریم خدیوی

غنيمت جنگی - محمد امین محمدی - افغانستان

قربانی - مهتاب گرامی

قمار زندگی - سید حسین مرتضوی

دخترم پريا...! - علي منتخبي

آن دیگری - پگاه خدادی

طپش - مهگان فرهنگ

تنهایی - علی ینصری

داستان تلخ اعتیاد - حامد آریانا

تابوت - نسرین ارتجاعی

رقص میان دودها - فاطمه زنده بودی

حضور - مهستی محبی

سنگ - محمد اذغاب

اداي دین - محمود راجی

راه آهن عشق - روحاله غضنفری

لاك - نرگس وفادار

سگ - احمد نصیری

شقّ ِدوم - علی زوارکعبه

دهکده - سعيد اقدمي

يك روز باراني - حمید رضا ایروانیان

گامهاي موزون - فرهنگ شهبازي

بغضِ پاییزی - رضا بی‌شتاب

چپ پوچ - امیر پروسنان

اعدام - خلیل رشنوی

گشايش - احمد نصيري

کفش‌های قرمز - شعله آذر

مورچه‌ها - مهستي محبي

عدد فرد - سياوش مقدم

یویو، پر - زهرا آهنگران

داستان جالب - علی زوارکعبه

هجوم - نيما قاسمي

مرواريد - اکبر درویشی

دندان شیری - بهزاد شیبانی

سایه - فیروزه عسگری

کباب گربه در بعدازظهر داغ - مهستی محبی

زجرآورترین - سياوش مقدم

عقابهای طلایی - عماد عبادی

نگاه روی تاقچه - مرجان دورودی

قطره اشک دوم - علیرضا عظیمی

کانال - علي كلانتري فرد

قاتل‌ها - سید محسن آثارجوی

مسافر كوچولو - سعيد نيري

رقص باد - نازنین بر گستوان

همسايه كاسه - معصومه ابراهيمي

دردسرهاي خانوم جون - منوچهر دُر زاد

شاه! - علي ربيعي «بهار»

یک جای خوب - شراره صادقی گرمارودی

دیوار خانه کوتاه است - ژيلا ضیایی

تانك سوخته، جان سوخته - غلامعلي نسائي

یک خواب خوش - کیهانا اردوله

پرسه زدن - علیرضا زال

بيست ثانيه - حسين گودرزي

رنگ، صدا و جابجایی - مژگان مرادی

سنگ لحد - علمناز حسن‌زاده

پياده‌روي - معصومه ابراهيمي

درخت گز - پرارين حاجی زاده

آنها خواهند آمد - مهسا محبي

بار - قباد آذرآیین

شب - كريم غلام‌زاده علم

سیاهی - علی کریم

رنگ دنيا - مريم بي‌طرف

«دِنجِ كُلا» - روح الله رحیمي

حسی تعریف نشده - تارا پرهیزی

موی من باید بلند شود - نظام‌الدین مقدسی

خانه عنکبوت - حمید رضا ایروانی

چرخ دنده - پرارین حاجی زاده

جن گیری به سبک روسی - مصطفی یاوری آیین

آبي خاك، خاكي آب - علي شهبازي

در ستایش خودکشی - امیر معقولی

برای آزادی فرصتی نیست - علیرضا تقوایی

براي يك متر - محمد نوآموز

كلاه - حامد قصري

خوب آمده - سید محسن آثارجوی

تماس - عاطفه حبيبي

پری پشت دیوار - خلیل رشنوی

زمزمه - هدي موثق

سه داستانک - مصطفا فخرایی

دیدگان یک فرشته کوچک (قسمت اول) - یداله شهریاری

پری و سرباز - کامبیز قبادی

بچه کوه سنگی - نسرين ارتجايي

فرار - علي زوار كعبه

سرباز - سعید صادقی

غذای روح - ايمان عابدين

سه داستانك - حميد اباذري

در مه - آرمان ميرهاشمي

از محيط بيروني - کاوه سلطانی

به من مربوط نیست! - دانيال ناصري آروند

تلفن‌چي - زهرا سیادت

نوستالژی یک تزریق - مهرداد متین

عـزرائیــل در خـانۀ پـیرزن - علی آزادگان

پشت دیوار سنگی - منوچهر دُرزاد

بُرد یمانی - انوش صالحی

يادداشت - عباسپور

مرگ - محمد امين تاجور

خودکشی - ژيلا ضيايي

واحد انقلاب- کوي نصر - آرميتا معدلت

اولین شب تردید - مرتضی محمودی

انگشت‌ها - روح‌الله كاملي

بچه‌ی خانم معلم - حميد اباذري

انتگرالیسم - ساناز اصفهاني

كوسه - علي ربيعي

من - رضا طاهری

تفاوت - سعید خمسه

آخرین متدها - مسلم صالحی

اولين - مريم سطوت

بیدارم کن - علي ينصري

خاطرات فراموش شده - فرشته نوبخت

صدای سایه ها - سید وحید افتخارزاده

من و شب و فرشته - پرناز كريمي

گل‌های میخک و گلایل و چسب‌های ضربدری - آناهیتا امینی علوی

گُفارَه - مرتضی محمودی

خوش قلب - معصومه مير ابوطالبي

عمو جان، من، گمش کردم - علی‌رضا تقوایی

صید ماهی صبور - محمد حسن ابوحمزه

بعد از"جاده پشت خانه" چه گذشت؟ دختری که هیچ وقت از درخت توت پایین نیامد - شکوفه آذر

تلخون - دانیال ناصری آروند

حبابهاي صورتي - پرارين حاجي زاده

فکر گاوی - عليرضا تقوايي

سرو تهی - نیما دلاوری

مشغله - نرجش هاشمی

شلوار - آرش درخشان

زیبا مثل پنجه آفتاب - یوسف قوجق

خاطره 1312 - برای انوش و عماد - ژیلا ضیایی

هم قسم - شراره صادقی

مستي و هستي - ناهيد انواري

سگ - محبوبه موسوي

ديده‌اي شب خيابان بي برق را؟ - نسرين ارتجايي

*دُم‌شمشيري - مهدي علاقمند

من بهت گفته بودم - فهيمه اصفهاني

داستان بينام - احسان رجبي دهنوي

راي چند لحظه مرگ - ژانتا جلالي فر

خود درماني - علي كيا

كافه دنج - مجتبي صولت پور

درد - ايمان عابدين

ايمان - رضا نيک ذات

مغز ناپديد شونده ي من - سمانه بلالي

پروانه - سعيد خمسه

دلم واسه خودم تنگ شده ! - ژيلا ضيايي

جاسم - عباس صحرائى

من از چتر مي‌ترسم - سارا سياوشي

راجع به خواب - عبدالعلي عالمي‌

کپنهاک شگفت‌انگيز - علم‌ناز حسن‌زاده

منفي دوازده ! - احمد فتاحي

اتاقي به شکل قفسِ مرغِ همسايه - نعيم کميلي پور

صداي نازک زنانه - مهدي علاقمند

بوي رشادها هم نمي آمد حتي - نسرين ارتجائي

خانوادۀ حاج قمبر - مرتضي بغدادي

ساية روي قاب - الهام نوبخت

"من يوشي ميتسو هستم" - شهاب لنکراني

حقايقي در باره ي خليل - بهزاد ناظميان پور

شب رازي دارد عريان (١) - سيد حسن محسني

پيچ - امير عسکري

چ... مثل چرند، قار... مثل قلاده! - نادره افشاري

بازگشت - عليرضا تقوايي

چوب دست - يوسف قوجق

برار برزخي - محمود راجي

خواب خيس - آتنا فرهي

كافه دنج - مجتبي صولت پور

سال سِيلي - مرتضي محمودي

قرمز،خاکستریِ مات - سهیلا قاسمی

شکوفه های بادام - داود رجبی

عینک شکسته‌ی آقای هدایت - ایمان عابدین

ژن - آرمین زرقی

يكبار ب: بيدار مي كنم خود را - ليلا صادقي

وسوسه - جلیل شعاع حسنی

(امتياز 80) شکار ماه در سرزمين تاريکي - نعيم کميلي پور

چشم‌ها - زهرا يوسفي نژاد

كاجيك ويتوچسكي، Cajic Vitocheski - فريبرز شيرزادي

عابر پياده - مهام ميقاني

مشغله کاري يک زن غار‌نشين - اميد نقيبي نسب

سَرْگْ - علي رضا ايزدي

خواب - نرجس هاشمي

لفط الله - عباس صحرائي

نازكي - امير عسكري

سکه‌ها - محمدحسن ابوحمزه

گونی خالی - عبدالعلی عالمی

بيگانه - مسلم صالحي

هانا گاز را گاز مي‌زند - نسرين ارتجائي

طعم گس خرمالو - داود رجبي

همين قرصهاي الکي - الناز سرخانلو

خواب به خواب - شيدا واله

پنجره پنجره - شهرام رستمي‌

گاهي حمايت خاکي از عدالت است - بنفشه سلخي

آواز پيرمرد - علي سالاري

آسانسور ِ ترس ِ خواب ِ من - نادره افشاري

عكس‌هاي سياه وسفيد - مهدي صالحي اقدم

«نهصد و سي دقيقه تا البرز» - الناز معتمدي

بهانه - عاطفه حجازيفر

زنگ زدم - فرناز خطيبي

چشم چپ اسکلت - مهدي علاقمند

به دنبال يک داستان کوتاه - بهنام موسوي

(امتياز 60) قتل بدون قاتل و مقتول - علي حسن‌زاده

گردنبند يادگاري - فرشته نوبخت

(امتياز 20) عطر - جلال الدين قاري

آخر - سينا عزيزوند

(امتياز 70) هايد پارک، زير باران - علي اکبر حيدري

خداحافظ پدر - ليدا نيک فريد

عنكبوتي‌ كه‌ مرد - نعمت مرادي کاکاوندي

(امتياز 80) يادش به خير دايي جان - آرش عظيمي

(امتياز 70) آتريسا - نسرين ارتجائي

برو بمير - سمانه بلالي

(امتياز 85) روز گيج كننده - مجتبي صولت پور

(امتياز 70) کوتوچوله‌ها - هديه رحمت‌نژاد

(امتياز 35) پدر من - داود رجبي

يک سگ - اميد نقيبي نسب

(امتياز 76) مردي که داشت پير مي‌شد - عليرضا تقوايي

آخرين مسابقه... - پيام کاظمي‮آشتياني

تنهايي - فريده چوبچيان

فردا - آزاده شمالي

رويايِ مرگ - مصطفي نصيري

(امتياز 88) گره‌ِ فصل سوم - مصطفي طباطبايي

يک عاشقانه سفت و سخت! - نادره افشاري

پارسال، امسال - آرش يعقوبي

بچه‮هاي قصرالدشت بخوانند - رضا کاظمي‮

دوست‌ - تهمينه‌ زاردشت‌

سنگريزه - مهام ميقاني

(امتياز 91) مجموعه ماجراهاي نيک و نک - آتنا فرهي

جيران - محمدحسين علي‌زاده

(امتياز 82) شكوفه‌ - هامون‌ قاپچي‌

وزن + 10 - احسان رجبي دهنوي

21 گرم و اندي - سهيلا قاسمي

هارموني ريل راه آهن - محمدحسن ابوحمزه

ماليخولياي من - شعله آذر

؟؟؟ - علي‮رضا ايزدي

کارهاي بزرگ، کارهاي کوچک - مهدي علاقمند

نام خانوادگي - ايمان عابدين

(امتياز 80) روزي که عاشق زنم شدم - فريبا حاج دايي

(امتياز 90) چهارشنبه سوزي - وصال تمنا

(امتياز 97) گوني - فرشته نوبخت

گذري به دفتر خاطرات يک مرد - سعيد اقدمي

(امتياز 85) جفت - عاطفه آقايي

روزهاي آفتابي - عباس صحرايي

حكايت اين مرد خوب - جواد رحماني گل‮افشان

و خداحافظي غمگين‮ترين شعر جهان است - عماد عبادي

ديشب توي کوچة ما... - رضا کاظمي‮

مرد سفيد - خيام ظهيري

(امتياز 96) مگس - فاطمه علي‮اكبريان

(امتياز 50) آدم قناس - نادره افشاري

نشستن - امير عسكري

(امتياز 50) روز به‌ اين‌ قشنگي‌ - آزاده‌ شمالي‌

دستان كوچك - رضوان نيل‮پور

خطي‌ به‌ طول‌ صفحة‌ كاغذ - حبيب‌ جاسمي‌

شعر پرنده - محمدرضا بيگي

(امتياز 79) خودم - ميلاد يوسفي

(امتياز 90) پدر - سينا عزيزوند

روزنامه - امير پويان مقدسي

اسير - علي‮رضا ايزدي

ارثيه پدري - ژيلا ضيايي

حتي شما - احسان رجبي دهنوي

كاليم - جواد رحماني گل افشان

(امتياز 90) DOWN & UPهاي ِ اقيانوس ِ بزرگ ِغرب به شرق - حامد احمدي

گور - علي فکري

از تاول‌ انگشت‌ها - سهيل‌ زماني‌

پونتياك‌ قرمز - ميلاد اخگر

(امتياز 89) هشدار - علي کلانتري‌فرد

قورباغة دون ژوان - نادره افشاري

تاريک‌روشن - اشکان حسين زاده

روسپي و نويسنده - محمد فرزين نيا

تاکسي، اتوبوس، شخصي، ميني بوس... - فرهاد قطبي راوندي

(امتياز 75) قنات - علي اسدي

خنديد به چشم‌هايي که پر از اشک بود - مهدي علاقمند

قصه حاشيه‮ها - سودابه فرقاني

وقتي مامان از توي ماشين پست پياده شد - عشرت سادات ميرحسيني

(امتياز 100) مرغکا جا به جا - حسين چراغي

(امتياز 25) آن‌ها حرف‌ مي‌زدند و معلوم‌ نبود از چي‌ حرف‌ مي‌زدند - آذر بشيرزاده‌

آزاد ماهي‌ - شعله‌ آذر

شير پسته - رضا کاظمي

بوسه‮ها قهوه‮اي‮ها نارنجي‮ها - بابک مينقي

کلاه گشاد - احسان رجبي دهنوي

مرغ مينا - محمدرضا بيگي

(امتياز 90) روياهاي دوره‮گَرد بدونِ کفش يا قطار آکلا، هشت واگن - رضا صفوي نيک

تو هميشه برنده‮اي! - ساراجهان آراي

(امتياز 55) آهنگِ پارتي - علي‮رضا رضايي لبشکاة

هوي! - کاوه سلطاني

(امتياز 84) آن طرفي‮ها - شهرام رستمي

داداش‌ معصوم‌ - اميد پناهي‌آذر

(امتياز 88) صدا - احمد نصيري

الو و خاكستر - مريم دلباري

تا فردا - بهزاد مظفري‌

ميان‮بر - امير عسكري

والس سوسك‮ها - ژيلا ضيايي

حلوا يا قهوه‌ مامان‌جان‌ - فريبا حاج دايي‌

آفتاب‌ رنگ‌پريده‌ - شراره‌ صادقي‌ گرمارودي‌

عنايت‌ داشته‌ باشيد - سامان‌ رستمي‌

ننه کماندو - نادره افشاري

(امتياز 95) کند، نه! آهسته، نه! آرام - رويا فتح اله زاده

در جستجوي آقا خره! - نادره افشاري

(امتياز 49) نويسنده - محمد محسني

بتامکس - رضا کاظمي

تلفن قرمز زنگ مي‌زند! - ساراجهان آراي

(امتياز 50) تور - مجتبا يوسفي‌پور

آقا آتيش لطفاً - آرش شفاعي

آن اتاق دو تخته! - نادره افشاري

(امتياز 100) نان، گوجه، خيار، پنير و… - هدا صادقي

تکرار... - پيام کاظمي آشتياني

(امتياز 84) نفرين - محمد فرزين نيا

(امتياز 82) ديشب خواب وحشتناکي ديدم - الهه علي خاني

(امتياز 80) پروانه‌اي‌ پشت‌ ديوار - رضوان نيلي پور

(امتياز 95) سمفوني - سعيد اقدمي

آخر سيزده‌به‌در - مهدي علاقمند

با يك فرشته مقرب - هدا صادقي مرشت

آفتي - وحيد غفاري

(امتياز 68) نشان - سعيد اقدمي

مرد، به اين لوسي؟! - نادره افشاري

شايد عنايت شايد مصيبت - احسان رجبي دهنوي

(امتياز 77) معجزه - مهدي صمدي

(امتياز 91) پرواز - بهاره عزيزي

(امتياز 10) بازي - نجمه مولوي

دختر در آتش - حبيب پرتاري

تدفين - احمدرضا خليليان

هويــت - عشرت السادات ميرحسيني

(امتياز 90) جاده پشت خانه - شکوفه آذر

(امتياز 82) يادش آمد آن روز چهارشنبه بود! - زهرا سيادت

آقا معلم - تابان پناهي

ض ا ر ت ع ا - علي موسوي رحيمي

جنگل آينه‌ها - علي‌رضا اسعدي

(امتياز 60) الف لام - احسان رجبي دهنوي

از آسمان - خسرو آل ملا

(امتياز 72) آخرين شب... - پيام کاظمي آشتياني

(امتياز 99) بن‌بست - جعفر مقدم

(امتياز 82) باز هم پيدات کردم - محسن عبدلي

نيمکت - مجيد برادران افتخاري

(امتياز 80) دوتا جنازه، يکي من، يکي اون - سعيد رفيعي

كوچة علامه - نيما نقوي

(امتياز 82) موقعيت - ايمان گنجي

طلاق - حسين چراغي

از ميان آتش و آسمان - محمد حياتي

(امتياز 89) انحناي نرمِ آرامش - علي صالحي بافقي

(امتياز 75) هم بود وهم نبود - آنيتا يارمحمدي

(امتياز 95) روز دروغ - آتنا فرهي

(امتياز 70) دکتر خرکش - احمد شهيدزاده

حالا ديگر نه! - ايمان عابدين

(امتياز 95) مجسمه سنگي - تابان پناهي

نَه - مهدي علاقمند

گشودگي - معصومه کاظمي

زن رودخانه - شکوفه آذر

خانه ايي كنار مترو - كيوان كيخسروپور

روح ما، در جسم ماست - بهنام

آيينه - نيما نقوي

(امتياز 65) انگشتر - عماد مرشدي

بختكِ خيس - محمدرضا ابوترابي

بيچاره پيرمرد - علي موسوي رحيمي

لطفا نه!! - نادره افشاري

(امتياز 73) موريانه ها همه جا خانه دارند - آتوسا زرنگارزاده شيرازي

اتاق - آتنا فرهي

به نام پدر - محمود مختاري

(امتياز 68) طلاق - ميثم محمدي

جايي براي پاهاي دراز من - شعله آذر

سرداب نموك - علي‌رضا ذي‌حق

شب يلدا - مريم دلباري

تفنگ - گيتي رجب زاده

(امتياز 95) قوزك پاي شكسته - نجمه مولوي

(امتياز 55) حورا - حبيب پرتاري

(امتياز 92) چه‌طور غيرعادي نباشم - رويا فتح اله زاده

(امتياز 95) کمي بعد از قار قار کلاغ‌ها - بيژن کيا

(امتياز 70) عبور - عشرت رحمانپور

(امتياز 55) خواب راحت - پيام کاظمي

زندگي - معصومه کاظمي

سيب - صديقه قلي پور

اشکال هندسي - افسانه بخشي

کليد اضافي - تهمينه زاردشت

(امتياز 93) بابا - هنسا کاتبي

(امتياز 96) پروانه که از اول پروانه نبود. بعداً پروانه شد - مهدي معيني مهر

(امتياز 90) من چندشخصيتي هستم - شيما كاووسي

نقطه - حسين چراغي

هشت مارس - ارغوان آبان

(امتياز 98) رقص مهتاب - اميرمحمد اعتمادي

(امتياز 90) هِي داداش ... - علي موسوي رحيمي

كن فيكون - نرگس زهره نسب

پژواک - هژبر

(امتياز 85) زني از دور آمد - مهدي علاقمند

(امتياز 52) مادر - تابان پناهي

(امتياز 55) جعفرخان و بانو! - نادره افشاري

(امتياز 65) ما و همينگ‌وي، داستان و مرگ - سامان رستمي

(امتياز 90) همين بود - نرگس عباسي

(امتياز 36) خطر! شكستني نيست! - محمدرضا ابوترابي

(امتياز 80) کارگاه داستان نويسي - محمد طاهر جليلي

(امتياز 75) مينو - محمد امين قرباني

بي مزه - الهام انتظاري

(امتياز 90) مهرة مار - مژگان سببي

(امتياز 76) پل - ميثم محمدي

(امتياز 90) شاه ماهي - سروش رهگذر

يك قطره داستان– يك كلمه آب - سيد ايمان (كوروش) ضيابري

(امتياز 66) باران در يک روز گرم - علي چنگيزي

چتر - حامد معصومي

(امتياز 82) فقط يک کلمه گفت - آرش آشتياني

(امتياز 1) پارازيت - رويا فتح اله زاده

(امتياز 50) ماهي قرمز من - ايمان عابدين

(امتياز 97) خماري در چشم خيابان - حبيب پرتاري

راز - اميدفرقاني

شماره‌هاي ناتمام - نجمه مولوي

(امتياز 75) مِتروبازي - علي طاهري شَلماني

(امتياز 42) آقاي مارلون براندو - مهدي علاقمند

نقطه - حسين چراغي

(امتياز 80) مسافر - پويا كرمي

(امتياز 99) حلقة تاريك چاه - مريم دلباري

تاب - فاطمه علي‌زاده

(امتياز 55) غريبه - نادره افشاري

عطر چاي - سامان رستمي

داستاني با 999 کلمه - علي موسوي رحيمي

خُمره هاي شکسته - هژبر

خوابگاه، سال 76 - اکبر اسعدي

يك روزِ خوبِ باراني - محمدرضا ابوترابي

(امتياز 65) نورآقا - شهرزاد مقيمي

(امتياز 95) شاخه‌اي براي مردن - ميثم محمدي

تنهایی در سکوت - تابان پناهی

(امتياز 79) مردِ توي فيلم - علي موسوي رحيمي

(امتياز 60) بدخوابي - فرهنگ طهماسبي

(امتياز 80) ماشين رييس - مژگان سببي

(امتياز 76) پيغام‌‌گير - کامران جانميان

(امتياز 40) دغدغه زمين - ترانه بذرافکن

فرشته - ماريا راها / عليرضا صيامي

(امتياز 75) هشت پا - سهيلا صفري

صداي باد - نجمه مولوي

Call waiting (کال‌وي‌تينگ) - فريبا حاج دايي

(امتياز 75) جاروبرقي - مريم بنداني

رنگ‌هاي خاطره - ايمان عابدين

(امتياز 92) ساعت 11 - زهرا سيادت موسوي

(امتياز 90) ميم مثل مادر - محمود مختاري

اون كه رفت... - ميلاد اخگر

و ناگهان... - جواد عاطفه

صدوقه - عماد عبادي

(امتياز 63) عروس كه شدم ابروهامو برميدارم - سكينه عبدالهي

(امتياز 90) نگاه خيس - رويا فتح اله‌زاده

عكس دونفري - افسانه نوري

زشت - روح الله رحيمي

ساعت ديواري . . . - الهام نوبخت

(امتياز 98) مرده ها مي توانند بستني بخورند؟ - حامد افضلي

پسرسرايدار - محمود راجي

سه نخل - اسماعيل حسيني

(امتياز 47) يك روز ابري - مهرشيد متولي

شيپور حمله - غلامرضا معصومي

(امتياز 100) طبقه 1+3 - سروش رستگار

تماشا - شاهد پارسي

(امتياز 80) گودال - حسين چراغي

(امتياز 90) خاموش - علي‌رضا اجلي

نارامش - اشكان عبدي‌نژاد

(امتياز 85) حنا خانم - زهرا سيادت

(امتياز 72) بچه که بوديم - شايان الهامي

(امتياز 94) مقصر - دانيال موحدي‌پور ده ساله ازآبادان

(امتياز 66) توهم - تابان پناهي

(امتياز 78) يك نفر مثل او - ميثم محمدي

(امتياز 92) با من مي‌ماني خانم؟ - مريم دلباري

الفباي دو حرفي- منظورم صفرويکِ کامپيوتر نيست- خيلي وقتِ با دوحرف حرف مي‌زنم - سعيد رفيعي

(امتياز 92) چشم‌عسلي‌ها - ناهيد انواري

(امتياز 78) يک محکوم به اعدام - علي موسوي رحيمي

شاعرِ ميان‌ ما - جواد کاظمي

وقتي‌ سوسك‌ها مي‌رقصند... - پري‌ موسوي‌

(امتياز 88) از‌همين‌حرفا - الهام نوبخت

(امتياز 82) رئاليسم - مهدي علاقهمند

عکس يادگاري - مرتضي محمودي

(امتياز 57) من، جذام، زن - مهيارزاهد

(امتياز 90) شكاركاكايي - اكبر اسعدي

(امتياز 70) روزِ بي‌ماشين - فرهنگ طهماسبي

خواب‌داستانك - بيژن کيا

(امتياز 55) ای کاش برادرهایش نبودند - زهره محمدپور

(امتياز 72) ردِ پا - حسين چراغي

(امتياز 80) دمپايي‌ها - سلماز يگانه‌مهر

(امتياز 80) سگ‌های پوشالی - میلاد ظریف

(امتياز 87) تپه‌هاي سفيد - نجمه مولوی

(امتياز 71) تاريک روشن - ايمان‌عابدين

(امتياز 96) آلاله - آسو حيدري

قايق زمان - امين اسدي مقدم

(امتياز 60) جن - محمدحسن فرازمند

(امتياز 35) مرغ عشق - سروش رهگذر

خانه اجانين - نويد حمزوي

گربة سياه - علي چنگيزي

(امتياز 80) داستان الياس - محمود شامحمدي ـ کرمانشاه

وقتي كارتون تمام شد... - سكينه عبدالهي

(امتياز 69) درست مي‌شه - سيد وحيد نقيبي‌نسب

حياط، باغ - بابك محمدزاده

سپيدارِ وسط‌ِ باغچه - محسن‌ شمس‌

اِما - مهري يلفاني

حياط، باغ - بابك محمدزاده

خانه‌تکاني - افسانه نوري

(امتياز 90) كافي شاپ - رضا كاظمي - از لاهيجان

(امتياز 78) او هم يك آدم معمولي بود - زنيره مربي

اگر شب بشود... - ايمان اسلاميان

(امتياز 80) زناني كه به سقف نگاه مي‌كنند - آيدا پناهنده

(امتياز 100) كوه‌ مه‌ گرفته‌ - دنا فرهنگ‌

(امتياز 75) مرواريد نام تو - عباس عبدي ـ از قشم

(امتياز 98) تصادف - پوپك نويد

(امتياز 88) سوسك - سهيلا صفري

(امتياز 5) هاي قيز! - محمدمهدي نادري

(امتياز 90) نمره هشت، بار دوم - شاهپور شاهبابا

پنجره روشن - مژگان فرخزاد

(امتياز 50) ايستگاه آخر - افسانه نوري

(امتياز 96) عکس ـ پيرامون وارونه‌گي - مازيار بهزادپور

(امتياز 50) من يک هنر هستم - پيام فيض‌بخش

(امتياز 87) دورِ سريع، دورِ کند - علي چنگيزي

(امتياز 72) خط رو خط - ايمان عابدين

خطوط فرضي - ميم. پورسعادت

(امتياز 88) زير نگاه بزها - محمدحسن فرازمند

(امتياز 90) روزِ تعطيل - پوپک نويد

(امتياز 90) سالن انتظار - رضا کاظمي‌

(امتياز 92) شب - محسن شمس

(امتياز 95) غيرقابل پيش‌بيني - نرگس عباسي

(امتياز 70) اعتراف - ايمان اسلاميان

مرد تصادفي - محمدحسن ابوحمزه

(امتياز 2) منتظر باش... ده دقيقه - ايمان اسلاميان

(امتياز 83) گريه کردن هم دل خوش مي‌خواهد - رويا وهمي

گوشه‌ - بتول‌ عباسي‌

(امتياز 80) بند ناف - ميلاد ظريف - از شيراز

(امتياز 50) سرداب دوم - محمدرضا بيگي

اين‌جا فالوده، نمي‌چسبد... - ايمان اسلاميان

(امتياز 65) دست‌هاي آن پسر - حامد معصومي

(امتياز 61) تمام مونث‌هاي دنيا - ميثم محمدي

(امتياز 87) آسفالت - علي فصيحي

(امتياز 87) بوده يا نه؟ - فريبا حاج دايي

(امتياز 80) او هنوز بر نگشته است - حميدرضا سليماني - از اهواز

(امتياز 92) سطل آشغال - شهرام آذرنگ (شكارچي)

نگفته بودي كه مي‌روي - اسماعيل يوردشاهيان

(امتياز 89) خودت نبودي - نرگس عباسي

(امتياز 85) سقف‌ها - اميرحسين‌ خورشيد فر

(امتياز 68) شكسته‌ - مرضيه‌ گلاب‌گيراصفهاني‌

مثل‌ بابا - سعيد ابوترابي‌

(امتياز 95) نامه‌اي‌ با پاكت‌ زرد - ماندانا زهرايي‌

كنارِ ساحل‌ِ آرام‌ - محمدرضا بيگي‌

(امتياز 89) نافلز - آناهيتا کمالي

(امتياز 96) مردان رقصان - سروش چيت‌ساز

(امتياز 71) قرچ و قروچ - رويا وهمي

(امتياز 87) قلعه پرتقالي - عباس عبدي

(امتياز 95) پنلوپه رازگو - ساناز سيد اصفهاني

زندگي‌ِ سگي‌ - حامد احمدي‌

(امتياز 98) هنوز بدون عنوان - پويا گزبلند – از شيراز

گنجشك‌ - فريده‌ نجم‌آبادي‌

حسرت‌ِ ديدار - همايون‌ خسروي‌ دهكردي‌

(امتياز 10) بغض - عشرت رحمانپور

(امتياز 80) بي‌عنوان 2 - مريم بنداني

و ناگهان فراموشي... - محمدرضا رم‌يار - از شاهرود

(امتياز 91) دخيل بر دستار شروه - سعيد بردستاني

(امتياز 84) پدرم را شكلاتي بپيچيد لطفاً - ليلا جوانمردي

گرم است اين هوا! - مهدي جعفري

(امتياز 30) كاليفرنيا - بيژن كيا ـ از شيراز

(امتياز 87) شاعرِ ميان ما - جواد كاظمي

(امتياز 78) چشم‌انداز - عاطفه آقايي

(امتياز 50) داستان شکسته شدنت - محمدرضا ابوترابي

(امتياز 82) من و سهراب شايگان - محمد سمندري

(امتياز 96) مثل يک فيلم تکراري - کيارش انوري ـ از تهران

(امتياز 60) كلاغ‌ها - دنا فرهنگ‌

پري دريايي - منصور ياقوتي

(امتياز 78) رستوران‌ - مينو همداني‌زاده‌

(امتياز 95) يك تكه كيك - مريم دره شيري

اشكالي‌ از هوا - سروش‌ مظفر مقدم‌

ماهي‌ قرمز - تهمينه‌ زاردشت‌

(امتياز 97) بهترين منظره شهر - مهدي بهروزي

(امتياز 66) شما تو خانوادتون دختر خوب سراغ داريد؟ - مهرشيد متولي

(امتياز 83) سونات‌ زنانه‌ - علي‌رضا محمودي‌ (ايران‌مهر)

(امتياز 94) رو به غرب - نرگس عباسي

داستان‌ جديد - اميد خرمالي‌

بلوک 417 - نوشين وفادار - از مشهد

شغال‌ها - محسن‌ شمس‌

(امتياز 28) مورچه‌ها - محمود شامحمدي ـ از کرمانشاه

(امتياز 83) عنکبوت - فريبا حاج دايي

(امتياز 98) كارِ هر روزه‌ - ‌علي‌ صالحي‌

(امتياز 80) غروب‌ِ باراني‌ - سمن‌ مرادي‌

(امتياز 73) وقتي‌ مرده‌شورها به ‌سرشان‌ ژل‌ مي‌زنند - علي‌رضا صوتي‌ (12 ساله)

وقتي کلاغ‌ها آواز مي خوانند - علي آرام

(امتياز 90) بازي‌ - مژگان‌ فرخ‌زاد

سرداب‌ - محمدرضا بيگي‌

(امتياز 92) دريچه - عاطفه آقايي

مردي‌ مثل‌ هيچ‌كس‌ - ليلي‌ صابري‌نژاد ـ از انديمشك‌

(امتياز 96) ماهي‌ - عباس‌ عبدي‌ ـ از قشم‌

(امتياز 95) داداشي‌ - هادي‌ حكيميان‌

(امتياز 86) رويا - غلام‌رضا شيري ـ از خوزستان - ايذه

جادة‌ كوهستاني‌ - محمدرضا نظرزاده‌

(امتياز 88) باد پَر را بُرد - بتول‌ عباسي‌

(امتياز 70) تقي خلُّّو - علي آرام

(امتياز 78) شب بود - امين نيكفر - از سبزوار

(امتياز 89) زخم‌ - محسن‌ شمس‌

(امتياز 42) چند داستانک - ملودي خادم ثامني

(امتياز 60) روزهاي‌ خاكستري‌ - محمود خوافي‌

(امتياز 93) پلنگ و فلز - عماد عبادي

(امتياز 84) پيشگوي معبد دلفي - رها رسپينا

(امتياز 78) مادر - مهدي فاتحي

(امتياز 87) استفراغ - نرگس عباسی

(امتياز 72) يك آجر - علي طاهري شَلماني

(امتياز 91) خورزرده - عاطفه آقايي

(امتياز 15) سمفوني رنگ‌ها - نازيلا سلجوقي – از تهران

(امتياز 88) معرکه - علي سالاري - از اصفهان

(امتياز 79) نامكرر - احمد پوري‌

روز هفتم‌ - كامران‌ عاليان‌

(امتياز 87) صداي گلوله - مهدي معيني مهر

(امتياز 70) دوازده‌ قدم‌ تا درخت‌ توت‌ - سمن‌ مرادي‌

(امتياز 50) قاب‌ يك‌ تصوير - سارك‌ اعطا

خط‌ِ صاف‌ - سيامك‌ ايثاري‌

مرغابي‌هاي‌ بنفش‌ - فريده‌ نجم‌آبادي‌

(امتياز 62) سينما - ترانه جوانبخت

پل ورسك - اكبر اسعدي

گفت‌وگو - سروش‌ رستگار

(امتياز 90) يادداشت‌هاي‌ يك‌ صفحة‌ سفيد - رسول‌ نظرزاده‌

(امتياز 45) نبش قبر - ساناز سيد اصفهاني

(امتياز 85) از عمه‌هايم‌... - منيژه‌ آلبوغبيش‌

(امتياز 88) وقتي‌ كه‌ مُردم‌ - ليلي‌ صابري‌نژاد

(امتياز 55) غروب‌ تاريك‌ - سودابه‌ آقاميري‌

كل‌بهيه‌ - محمود جعفري‌

(امتياز 81) زندگي روي گُسَل - آناهيتا کمالي

سياه دره سبز - محمد اذغاب

(امتياز 68) نيم‌ساعت قبل از زلزله - آناهيتا کمالي

(امتياز 80) پوستِ‌ موز - حسين‌ نوروزي‌پور

(امتياز 85) جيغ ويلن - مسعود بهارلو

(امتياز 81) دوشنبه‌ها - ساناز سيداصفهاني

در جست‌وجوي احساس خوش - رويا وهمي‌

چرخ‌ و فلك‌ - غلام‌ رضا معصومي‌

(امتياز 90) چهارخانه‌ - انوش صالحي

(امتياز 76) ‌پري - محمدمهدي طالقاني‌

ضربه‌ - مينو همدرني‌زاده

چاقوي‌ ضامن‌دار دسته‌مشكي‌ - پرويز شيشه‌گران‌

(امتياز 55) باز هم‌ زير باران‌ - جلال‌ توكلي‌

(امتياز 51) اسبي‌ براي مردن - علي‌ دستمالي‌ ـ سنندج‌

(امتياز 80) رابطة‌ پيپ‌ و كتري آب‌ جوش‌ - مريم‌ محمدسليمي‌

سوپ‌ - افشين‌ رئوف‌

(امتياز 92) عموجان‌ قوام‌ - فرناز بهزادي

(امتياز 90) آن‌ طرف‌ كوچه‌ - ميلاد ميرمحمدصادقي‌

غريبه‌ - دنا فرهنگ‌

يك‌ گوشة‌ تاريك‌ - سودابه‌ آقاميري‌

فراموشي‌ - سيامك ايثاري

نسيم‌ بهاري - ميلاد ظريف‌

زن‌ در آشپزخانه‌ - جعفر مقدم‌

اتاقِ‌ پدر - سارك‌ اعطا

(امتياز 89) ظهر آن‌ روز - محسن‌ شمس‌

بچه‌اي كه‌ نمي‌خواستم‌ - بتول‌ عباسي‌

سر مقاله | داستان | گفت‌وگو | نقد | معرفی کتاب | گزارش | کارگاه | مقاله | چهره | جست‌وجوي پيشرفته | تازه‌ها | بايگاني | ارسال نظرات | ديباچه را خانه خود كنيد
تکثير و تجديد چاپ آثار موجود در ديباچه به صورت نشر کتاب يا در نشريات فقط با اجازه کتبي صاحب اثر و ديباچه مجاز است، اما لينک دادن به آنها بلامانع است
Dibache.com  2005 - All rights reserved , Programming Parswebgate